بانک اطلاعات اصناف و مشاغل ایران بانک اطلاعات اصناف و مشاغل ایران-لیست اصناف و مشاغل کشور
تماس
بانک اطلاعات اصناف

بانک اطلاعات اصناف و مشاغل ایران

از ابتدای تاریخ انسان همواره دارای شغل بوده است. وقتی متون تاریخی را مطالعه می کنیم در کنار زندگینامه هر فردی شغل او هم گفته شده است که حکایت از این دارد که انسان ذاتا به دنبال شغل و فعالیت است. در دنیای امروزی هم این قضیه ادامه دارد و حتی بسیار مهم تر شده است. انسان فاقد شغل همیشه از سوی جامعه و اطرافیان خود مورد سرزنش قرار گرفته است.به طوری که افسردگی بین انسان های بدون شغل دارای آمار بسیار بالایی است.این حاکی از این است که انسان بدون شغل با مشکلات جدی روبرو می شود.فارغ از فواید شاغل بودن و فعالیت،انسان باید برای امرار معاش خود کسب درآمد کند و این کار بدون یک شغل امکان پذیر نیست. اما در بین مشاغل مختلفی که انسان ها آن ها را بر عهده دارند بانک موبایل اصناف و مشاغل هستند که سختی کار آن ها از نظر روحی و جسمی بسیار بالاست و گاهی در قوانین کشور های مختلف معمولا برای این گونه مشاغل یک حقوق اضافه که در کشور ما به عنوان “سختی کار” شناخته می شود در نظر گرفته می شود.مشاغلی که اگر به مشکلات آن ها توجه نشود انسان را با مشکلات جدی روبرو می کند
آتش نشان بودن هم دسته کمی از شغل نظامی ندارد. با این تفاوت که شما بدون اسحله هستید و حتی ممکن است مجبور شوید آتش جنگ ها را خاموش کنید! یک آتش نشان برای ورود به این شغل باید دارای آمادگی جسمانی بالا باشد و دوره های فشرده و سختی را پشت سر بگذراند.وقتی شرایط این شغل را می پذیرید باید همیشه آماده حوادث و اتفاقات ناگوار در حوزه استحفاظی خود باشید.آتش نشان ها همیشه دارای جرات و شهامت بسیار بالایی بوده اند. آن ها برای نجات هم نوعان خود دل به آتش می زنند و جان تازه ای به انسان ها می دهند.حتی اگر در این شغل دارای رده های بالا هم باشید استرس شما را رها نخواهد کرد و چه بسا استرس تان بخاطر زیاد شدن مسئولیتی که دارید بیشتر هم شود.
۳- خلبانی
قطعا تصور اینکه خلبان ها همان کار راننده ها را در یک بعد وسیع تر انجام می دهند یک تصور مضحک است. عده ای از انسان های خاص می توانند وارد این شغل شوند و تنها دلیل آن دشوار بودن شغل خلبانی است.برای ورود به خلبانی باید آزمون های زیادی را پشت سر بگذارید.خلبانی با هر هواپیما یک دوره خاصی دارد که نشان از سخت بودن این شغل است.خلبان ها در حین پرواز با فشار عصبی بسیار زیادی روبروی هستند. فارغ از قیمت زیاد هواپیما آن ها می توانند با یک اشتباه جان صد ها نفر را بگیرند.از همین رو خطوط هواپیمایی معتبر دارای یک روانشناس اختصاصی برای مشاوره دادن به خلبان هایشان هستند.شاید بهترین لحظه برای یک خلبان یک فرود عالی و بی نقص و رهایی از استرس پرواز باشد.
۴-افسر پلیس
اگر در خیابان راه بروید و یک صحنه جرم را مشاهده کنید چه حسی به شما دست می دهد؟ مثلا چند نفر را ببینید که در حال زورگیری از یک نفر هستند.یا یک سارق کیف شما را به سرقت ببرد.قطعا دچار یک فشار عصبی شدید می شوید.حال افسر پلیسی را تصور کنید که در ساعات کاری اش بارها و بارها باید این صحنه ها را به چشم ببیند و حتی جلوی این اتفاقات را بگیرد. پلیس ها هم مثل آتش نشان ها باید همیشه آماده باشند ولی با این تفاوت که جدای از گزارشات بیسیم ،خودشان هم باید مواظب محدوده ای که در حال گشت زنی در آن هستند باشند.یک پلیس همیشه باید آماده تعقیب گریز با انسان های خطرناک جامعه باشد و فارغ از تهدیداتی که برای خودش و همکارانش ممکن است به وجود بیاید، مواظب این باشد که برای افراد عادی هم مشکلی پیش نیاید.یک نشانه گیری اشتباه با اسلحه شان ممکن است به قیمت از دست دادن شغلشان و حتی رفتن به زندان تمام شود.
۵- مسئول هماهنگی
شرکت ها یا انسان های معروف معمولا یک مسئول هماهنگی برای دیدارهای خود دارند. دلیل آن هم استرس بیش از حد آن است. هماهنگ کردن رویدادها و قرار ملاقات های مدیر شرکت تان با مدیر شرکت های دیگر قطعا فشار زیادی به شما وارد می کند.یک ناهماهنگی ممکن است باعث عدم معامله دو شرکت با هم شود.یک فوتبالیست را تصور کنید که برای راحتی و فرار از استرسِ قرار و ملاقات ها، این وظیفه را به مسئول همانگی خود محول کرده است و آن شخص باید قرار مصاحبه،دیدار با مدیر یک باشگاه فوتبال،شرکت در انجمن های خیریه و … را به بهترین شکل انجام دهد.
۶-مسئول روابط عمومی
مسئول روابط عمومی یک شرکت یا سازمان در واقع پاسخگوی مراجعین آن شرکت و سازمان است. مسئول این بخش باید پاسخگوی حجم عظیمی از انتقادات،پیشنهادات و سوالات و شکایات باشد. شما اگر نیاز به ارتباط با یک شرکت داشته باشید اولین قسمتی که برای تماس با آن به ذهنتان می رسد بخش روابط عمومی آن است.سخنان مسئول روابط عمومی ،پاسخ به سوالات مراجعین، مواضع آن شرکت و سازمان را نشان می دهد.اگر شما مسئول هماهنگی باشید و در آن لحظه عصبانی باشید و یا حتی لبخند به لب نداشته باشید ممکن است که مشتری ها در آینده سراغ شرکت شما نیایند.قطعا راضی نگه داشتن مردم یک جامعه که دارای خصوصیات اخلاقی متفاوت هستند کار بسیار دشوار و پر استرسی است.
۷-مدیر ارشد شرکت های بزرگ
نوک پیکان هر شرکتی مدیر ارشد آن است. مسئولیت تمامی بخش های شرکت به عهده مدیر ارشد است.اگر شما مدیر ارشد یک شرکت بزرگ باشید باید تمامی مسائل را ریز به ریز زیر نظر داشته باشید.حتی خطای یک کارگر ممکن است به پای شما تمام شود.امضاهای شما در زیر قراردادها سرنوشت کارمندان و سهامداران شرکت تان را مشخص می کند.شما باید به سهامداران شرکت پاسخگو باشید و تمام تلاش خود را کنید تا رای هیئت مدیره را برای اجرایی شدن ایده هایتان جذب کنید.در آخر ترس از دست دادن پست و مقام تان ممکن است کمترین مشکل استرس زا شما باشد.
۸- گوینده تلویزیون
گویندگی در مقابل میلیون ها انسان آن هم به صورت زنده کاری بسیار دشوار است.شما باید در کسری از ثانیه کلماتی را که می خواهید به زبان بیاورید آنالیز کنید تا مبادا در مقابل بینندگان تلویزیون اشتباهی از شما سر بزند.زمانی که در حال صحبت یا گزارش از محل یک حادثه هستید باید تمامی حواس خود را یک جا جمع کنید تا دچار اشتباه نشوید. ممکن است با گفتن اشتباه یک کلمه،سوژه طنز بسیاری شوید.

آنچه بیش از همه گسترش استارت‌آپ‌ها را برای اقتصاد حیاتی می‌کند ایجاد بازارهای جدید برای محصولات و خدمات بر پایه خلاقیت و نوآوری در کشور است. گسترش استارت‌آپ‌ها در اقتصاد هر کشور به‌مثابه گسترش ایده‌ها و ابتکارات خلاقانه، ایجاد بازارهای جدید برای برخی محصولات، جایگزین کردن رویه‌های جدید و کم هزینه با رویه‌های قدیمی با بهره‌وری کم، بی‌نیازی کشور از واردات برخی اقلام و حتی صادرات محصولات جدید به خارج کشور و ارزآوری به سیستم اقتصادی کشور است.
۱ – چشم انداز:

یک دیگر از دلایل موفقیت استارتاپ ها داشتن بانک موبایل اصناف و مشاغل است. چشم انداز یک مهارت است که هر رهبر باید داشته باشد. نیروی اصلی یک کارآفرین همین چشم انداز است که به او در راه موفقیت کمک بسیاری می‌کند. چشم انداز به یک استارتاپ کمک می‌کند، در بلند مدت مسیر اصلی کسب و کار خود را فراموش نکند و همیشه در راه دست‌یابی به اهداف کسب و کارش گام بردارد.
۲ – سرعت:

انجام سریع کار یکی از دلایل اصلی موفقیت استارتاپ ها است. تفاوت بسیار زیادی بین استارتاپی که پروژه را سر تایم مقرر تحویل می‌دهد و استارتاپی که پروژه را بسیار سریع تر از رقبا تحویل می‌دهد وجود دارد. استارتاپ های موفق هرگز انجام کاری را به تاخیر نمی‌اندازد. شاید انجام کار ها با سرعت زیاد باعث ایجاد اشتباه شود؛ اما این اشتباهات به آنها درس جدیدی می‌آموزد تا قوی تر از پیش به کار خود ادامه دهند.
۳ – مدیریت بودجه:

مدیریت مالی استارتاپ یکی از مسائل بسیار مهم در موفقیت استارتاپ ها است. هر فعالیتی باید بودجه خاص خود را داشته باشد و از هزینه های غیر ضروری اجتناب کرد. زمانی که بودجه محدودی برای زمان طولانی در دسترس دارید ابتدا باید الویت بندی مناسب برای بودجه انجام دهید.
۴ – مهارت‌های اجتماعی:

مهارت ‌های اجتماعی بخش مهمی از دلایل موفقیت استارتاپ ها است؛ به غیر از کارمندان و بازاریابان شرکت که نیاز به مهارت اجتماعی و فن بیان بالا دارند، مدیر استارتاپ نیز باید این مهارت ها را در سطح بالایی دارا باشد. مدیر یک استارتاپ باید بتواند با استفاده از مهارت اجتماعی خود راهی به درون هر سازمانی بیابد. مدیر استارتاپ باید به قدری فن بیان داشته باشد تا بتواند به کارمندان امید و دلیلی دهد که از بسیاری از فعالیت ها و مزایای زندگی خود مانند حقوق بالا، بیمه درمانی و زمان و… کم کنند و به فعالیت در آن استارتاپ بپردازند.
۵ – نظم:

نظم و هماهنگی در سازمان از انضباط شخصی شروع می‌شود. اما اگر سازمانی نظم و هماهنگی نداشته باشد به احتمال زیاد منجر به شکست می‌شود، حتی اگر در بهترین وضعیت اقتصادی واقع شده باشد. انضباط شخصی منجر به اخلاق کاری مثبت و اخلاق کاری مثبت منجر به انجام کارها به طور مؤثرتر و کارآمد تر می‌شود. برای موفق شدن تمام اعضای تیم باید هماهنگ باشند.
۶ – عزم قوی:

عزم قوی برای موفقیت در هر کاری حیاتی است. هر استارتاپ قبل از شروع کار نیاز به یک برنامه و هدف گذاری دارد و مهم تر از آنها نیاز به یک تصمیم جدی برای آن کسب و کار. اگر هنگام شروع یک استارتاپ آن را به عنوان شغل دوم یا کاری که در زمان های اضافی خود انجام می‌دهید نگاه میکنید، بدون شک شما شکست میخورید این کار حتی باعث می‌شود کارمندان خود شما نیز از شما و کسب و کار نا امید شوند. در طول شکل گیری و به درآمد رسیدن استارتاپ چالش ها و مشکلات زیادی وجود دارند که تنها راه پشت سر گذاشتن آنها داشتن عزم قوی است.
۷ – تغییر:

استارتاپ های موفق توانایی تغییر بالایی دارند، آنها می‌دانند چه زمانی باید روش کاری را تغییر داد. سازگاری با تغییرات روز جهانی منجر به پیشرفت‌های عمده می‌شود. در طول مدت زمان مشخص یک استارتاپ باید بارها و بارها محصول یا خدماتی که ارائه می‌دهد را تغییر دهد تا به بهترین شکل آن محصول یا خدمت برسد.
۸ – مهارت افزایش سرمایه:

سرمایه مانند جریان خونی یک کسب و کار است، هیچ کسب و کاری بدون این جریان نمی‌تواند به بقای خود ادامه دهد. این به این معنی است که یک کسب و کار با سرمایه کم یا ناکافی نابود می‌شود. استارتاپ های موفق استارتاپ هایی هستند که قادر به جمع آوری سرمایه برای انجام عملیات‌های تجاری هستند. افزایش سرمایه یک مهارت است که به بقای کسب و کار کمک می‌کند و از دلایل اصلی موفقیت استارتاپ ها است.
۹ – ریسک:

موفقیت در یک کسب و کار نیاز به ریسک کردن برای رسیدن به اهداف بزرگتر است. همانطور که میدانیم سودهای بزرگ همیشه نیاز به یک ریسک بزرگ نیز دارند. با این حال این ریسک ها باید با یک استحکام خاطر همراه باشند.
۱۰ – مدیریت زمان:

مدیریت زمان در استارتاپ از دو بخش تشکیل می‌شود: فردی – کاری
در فضای استارتاپی زمان دست خود اعضای تیم است. این موضوع باعث می‌شود زمان زیادی در طول روز را صرف کار کنند و پس از مدتی از کار خسته و دیگر آن کار را انجام ندهند. در محیط کاری باید حداکثر کارایی ممکن در زمان تعیین شده را داشته باشید. جدا از کار های روزانه یک استارتاپ باید بداند چه زمانی نیاز به تغییر دارد.

مزایای زیادی که کشورهای مختلف را به فکر ایجاد بستری مناسب برای گسترش این پدیده کرده است. اما راهکار اینکه مردم ترغیب شوند تا کسب‌و‌کاری این‌چنینی آغاز کنند چیست؟ به گزارش دنیای اقتصاد، دولت چه کارهایی باید در این زمینه انجام دهد؟ آیا در کشوری که به ابتکارات بها داده نمی‌شود می‌توان انتظار داشت که ایده‌های خلاقانه شکوفا شده و به بهره‌وری اقتصادی برسند؟ باید توجه کرد که صِرف بیان اینکه از فعالیت‌های استارت‌آپی در سیستم اقتصادی کشور حمایت می‌شود کافی نیست.

محققان و اقتصادانان ریشه گسترش دامنه فعالیت‌های کارآفرین را در عوامل کلیدی شامل شرایط اقتصادی، سیاسی و فرهنگی هر کشور می‌دانند. در حقیقت این فاکتورها عیار فعالیت‌های کارآفرینی یا به دیگر بیان درجه کیفی آنها را تعیین می‌کنند. ممکن است در کشوری فعالیت‌های استارت‌آپی به چند اپلیکیشن جدید در خرید کالا و خدمات منجر شود و در کشوری دیگر شرکتی چون اَپل پا به عرصه اقتصادی آن بگذارد.
رشد استارت‌آپ‌ها تابع چه عواملی است؟

در کشوری که به فرآیند آموزش توجه ویژه می‌شود و به دانشجویان برتر و نوابغ کشوری فرصت‌ها و پاداش‌های بزرگ داده می‌شود باید انتظار داشت که جریانی از طرح‌های کارآفرینانه شکل گرفته و این کشور در این زمینه سرآمد کشورهای دیگر شود؛ در این کشورها طرح‌های مختلف در رقابت تنگاتنگ با یکدیگر روزبه‌روز پیشرفته‌تر و پربارتر شده تا نهایتا به محصولی با درجه کیفی بالا تبدیل شوند.

در برخی دیگر از کشورها این شرایط سخت زندگی و نیاز شدید است که می‌تواند موجب بروز خلاقیت و نوآوری شود؛ که بالطبع تعداد فعالیت‌های کارآفرینانه به مراتب کمتر از حالت اول خواهد بود و این طرح‌ها از مزیت رقابت بهره‌ای نخواهند برد. در برخی کشورها این شرایط سیاسی است که موجب پیشرفت عده‌ای شده و مابقی کارآفرینان را از سیستم اقتصادی حذف می‌کند. به هر حال پرواضح است هر چه مواد اولیه ورودی به اقتصاد کشورها، بهتر و با کیفیت‌تر باشد اقتصاد به‌درستی کار خواهد کرد و با درآمد مناسب از بازارهای جهانی رفاه را برای مردم کشورش به ارمغان خواهد آورد.

به بررسی شرایط استارت‌آپ‌ها در نقاط مختلف دنیا بپردازیم. برای مثال آمریکای لاتین در جایگاه دوم کارآفرینی دنیا به لحاظ تعداد طرح‌های نوآورانه قرار گرفته است، اما بیشتر ابتکارات و خلاقیت‌های معرفی شده، هرگز راهی به کسب درآمد در کشور پیدا نمی‌کنند. برای مثال در مکزیک ۹۸ درصد شرکت‌ها در حقیقت کارآفرین خُرد هستند که درآمد ناچیزی عاید کشور می‌کنند.

دلیل عمده این موضوع که در میان انبوهی از ابتکارات و نوآوری‌ها، صنایع بزرگ ظهور نمی‌کنند، ضعف این کشور در سرمایه‌گذاری مناسب در طرح‌های کارآفرینانه است. علاوه‌بر این تحقیقات نشان می‌دهد این کشور هیچ‌گاه به فکر یافتن بازار جهانی برای این نوآوری‌ها نبوده است و از همه مهم‌تر در این کشور عموم مخترعان از فقدان قانون مناسب برای ثبت اختراع و حمایت از حق ثبت گلایه دارند. تحت چنین شرایطی چگونه افراد خلاق می‌توانند بر رشد اقتصادی کشورشان تاثیرگذار باشند؟

در آفریقای جنوبی رویه‌ای مناسب در حال شکل‌گیری است و پتانسیل قابل‌ملاحظه‌ای در حال انباشت در زمینه تکنولوژی‌های پیشرفته است. چهار دانشگاه بزرگ در این منطقه به‌خوبی پذیرای ایده‌های مبتکرانه دانشجویان و مخترعان هستند. ایده‌های جذاب با حمایت مناسب ارزیابی و اجرا می‌شوند. برای هر محصول قبل از تولید بازاری پیش‌بینی می‌شود و سازگار با بازدهی که نصیب اقتصاد خواهد کرد در آن سرمایه‌گذاری انجام می‌شود.

قرار گرفتن سایت اصناف ایران در مسیر رشد، خبر خوشایندی برای اصناف و مشاغل خواهد بود. چالش اساسی آن است که هر شرکتی بتواند این روند رو به رشد خود را حفظ کرده و با گسترش کسب و کار خود، فرصت‌های بیشتری را بدست آورد.

در عین حال که اتوماسیون فرآیندها و وظایف کاری مانند پرداخت حقوق، کارهای حسابداری و حتی بازاریابی و فرآیندهای جذب مشتری برای مدیران شرکت‌ها امری بدیهی محسوب می‌شود، فرآیند فروش از این قاعده مستثنی باقی می‌ماند. چرا فرآیند فروش کمترین بهره را از تکنولوژی برده است؟ شاید به این دلیل باشد که فروش در اصطلاح سنتی همان کسب و کار مردمی (بجای وظیفه‌گرا) در نظر گرفته می‌شود. بنابراین منطقاً تکنولوژی به عنوان اولین راه‌حل، مد نظر مدیران نخواهد بود. برای رشد و توسعه در بخش فروش و حفظ آن، اولین رویکرد افزایش تعداد کارمندان تیم فروش است. اما بکارگیری چنین راه‌حل ساده و سریعی می‌تواند مدیران را با چالش‌هایی همچون آموزش، هدایت و آشنا کردن کارمندان جدید با فرآیند فروش مواجه کند.

در بخش فروش نیز همچون سایر بخش‌های کسب و کار بهتر است افزایش کارایی کل تیم بجای افزایش تعداد کارمندان فروش و یا در کنار آن درنظر گرفته شود. استفاده از تکنولوژی‌ها و ابزارهای فروش می‌تواند کارایی کارمندان فروش را بدون آنکه بار کاری آنها را زیاد کند، افزایش دهد. از آنجا که نادیده گرفتن تکنولوژی فروش و عدم بهره‌گیری از آن جهت افزایش کارایی تیم فروش، در بلند مدت می‌تواند سازمان‌ها را متحمل هزینه کند، با این حال مدیران همچنان از بکارگیری آن سرباز می‌زنند. بر اساس تحقیقات انجام شده حداقل چهار روش وجود دارد که در آن شرکت بدلیل عدم بکارگیری تکنولوژی توانمندسازی فروش، درآمد و سهم بازار خود را از دست می‌دهند. این روش‌ها عبارتند از:

آهسته و بی تاثیر بودن فرآیند آشنایی کارکنان جدید با محیط کار

به نسبتی که افراد بیشتری را به تیم فروش خود اضافه می‌کنید، به همان نسبت نیز آموزش و راه انداختن آنها دشوار خواهد شد و دیرتر به نتیجه خواهید رسید. اگر اینطور بنظر برسد که تعداد بیشتری کارمند فروش نیاز است، تکنولوژی می‌تواند بطور چشمگیری بازه‌ی زمانی بین استخدام اولیه تا اولین فروش هر یک از افراد تیم را کاهش دهد. آموزش ماژول‌ها، بازی‌سازی و ابزارهای تعاملی می‌تواند موجب سرعت بخشیدن به فرآیند یادگیری کارکنان در همان هفته‌های اول شود. مشخصاً فروش بیشتر در یک چارچوب زمانی کوتاه‌تر، درآمد شرکت را افزایش خواهد داد. بر اساس مطالعات انجام شده در کتاب CSO Insights، کاهش زمان فروش تا زمان بازدهی کامل، اولین هدف فعالسازی فروش در اکثر سازمان‌ها می‌باشد.
یکی از رایج ترین راه حل هایی که خرده فروشان آنلاین هنوز به طور کامل بر آن غلبه نکرده اند این واقعیت است که مردم هنوز از تجربه خرید در فروشگاه فیزیکی لذت می برند. اگر چه تحقیقات موسسه Forrester پیش بینی می کند که فروش خرده فروشی آنلاین تا سال 2017 به 370 میلیارد دلار برسد، اما همچنان آن به عنوان یک رقیب جدی در حال فعالیت هستند.

اما، چگونه نوآوری های جدید به فروشگاه های اینترنتی کمک می کنند تا مشتریان بیشتری را جذب کنند؟

پیاده سازی فن آوری می تواند راحتی، سهولت استفاده، شخصی سازی، ساده سازی فرآیند خرید و سطح بالایی از آسایش را ایجاد کند که می تواند رضایت مشتریان را در پی داشته باشد. در آینده ای نه چندان دور برند های بزرگ از آینه هایی استفاده می کنند که به کاربران این امکان را می دهد تا خود را در لباس های مجازی مشاهده کنند. به عنوان مثال یک برند تجاری مدرن آمریکایی به نام ربکا میکنوف با Magento همکاری کرده است تا یک اتاق پرو هوشمند را برای مشتریان فراهم کند، که به آن ها اجازه می دهد لباس ها را در رنگ ها و سایز های مختلف در تن خود مشاهده نمایند و می توانند به بسیاری از گزینه های سفارشی سازی دیگر در پلتفرم نیز دسترسی داشته باشند.
یکپارچه سازی داده ها

یکپارچه سازی داده ها برای فروشگاه های اینترنتی از اهمیت و تاثیر بالایی برخوردار است. به عنوان مثال اگر به تکنولوژی جدید Aldo دقت کنید خواهید دید که چگونه از تکنولوژی روز دنیا بهره برداری کرده است. لنس مارتل، معاون رئیس جمهور کانادا، تمرکز خود را بر روی ایجاد یک پلت فرم فروشگاه اینترنتی جدید گذاشته است که به طور موثر، تجربه خرید و فروش آنلاین را تغییر می دهد. در این فروشگاه اینترنتی یکپارچه سازی داده ها بین سیستم قدیمی تر و سیستم جدید به خوبی صورت گرفته و علاوه بر این، این پلتفرم انعطاف پذیری کافی برای پشتیبانی از یکپارچه سازی با API های RESTful که معمولا توسط وب سایت ها و برنامه های کاربردی موبایل ایجاد می شوند را دارد.
ربات سخنگو یا چت‌بات (به انگلیسی: chatterbot) یک برنامه رایانه‌ای است که برای شبیه‌سازی یک مکالمه هوشمند با یک یا چند کاربر انسانی از طریق صدا یا متن طراحی شده است. به طور سنتی هدف نهایی این شبیه‌سازی ساخت چت‌باتی است که کاربر نتواند آن را از یک انسان تمیز دهد.(آزمایش تورینگ). ربات‌های گفتگو اخیراً برای مقاصد اجرایی‌تری مانند کمک به صورت برخط، خدمات شخصی یا کسب اطلاعات از فروشگاه اینترنتی استفاده می‌شوند.

با این حال، آنچه که جدید است، این است که با توجه به داده های بزرگ و یادگیری ماشین، پیشرفت های زیادی در حال انجام است تا ربات های سخنگو بتوانند سرعت پردازش و پاسخگویی متقابل را داشته باشند. این تکنولوژی برای کمک به کسب و کار ها برای حفظ ارتباط بهتر و همچنین از بین بردن زمان انتظار، کاهش تماس ها و کاهش مصرف انرژی طراحی شده است. سیتی نادلا، مدیر عامل شرکت مایکروسافت، گفت: “این تکنولوژی اجتناب ناپذیر است، و می توان به توسعه چت روم ها به عنوان راهی برای ایجاد گفتگو به عنوان یک پلت فرم اشاره کرد.”
دستیار صوتی

دستیار صوتی در واقع دستیار دیجیتالی شخصی شما است که در تمام طول شبانه روز می توانید از آن استفاده کنید. اکثر شرکت های بزرک دنیا در زمینه فناوری اطلاعات دستیار های خاصی را برای مشتریان خود طراحی کرده اند که از جمله مهم ترین آن ها دستیار صوتی گوگل و دستیار ویندوزی کورتانا می باشد. این فناوری در ایالات متحده به سرعت در حال ظهور است. به عنوان مثال برنامه تلفن همراه چینی WeChat در هر ماه 700 میلیون کاربر فعال دارد.
محتوا ویدیوئی

امروزه بسیاری از کسب و کار های حرفه ای با استفاده از محتوا های ویدئویی برند سازی خود را انجام می دهند، زیرا این امر در سئو وب سایت آن ها نیز تاثیر به سزایی خواهد داشت، تعاملات و گفتگو ها را افزایش می دهد، سبب اعتماد سازی برای مشتریان می شود و به مشتریان اجازه می دهد با دیدن فیلم زمان کمتری را برای کسب اطلاعات ضروری خود صرف نمایند. تهیه فیلم های جذاب از محصولات می تواند انقلابی در نام تجاری شما ایجاد نماید و در حال حاضر به عنوان یکی از استراتژی های قابل اعتماد مورد توجه قرار گرفته است.

پول خوشبختی نمی‌آورد ولی بی‌پولی هزار و یک مشکل ایجاد می‌کند. وقتی پول کافی برای گذران زندگی نداریم، قبض آب و برق و… از یک سو، اجاره خانه از سوی دیگر و هزار و یک خرج دیگر کمرمان را خم می‌کند… بله پول و درآمد بخش مهمی از زندگی است. باید شعار دادن را کنار بگذاریم. خیلی‌ها معتقدند پول ریشه‌ی فساد است، ثروتمندان حریص هستند، پول خوشبختی نمی‌آورد و…. همه‌ی اینها جملاتی کلیشه‌ای و تکراری هستند که با مثال‌های متعددی نقض می‌شوند. در دنیا ثروتمندان زیادی وجود دارند که با توانایی مالی خود منجر به شکوفایی استعدادها، درمان بیماری‌ها و ایجاد امکانات برای هم‌نوعان خود شده‌اند. پس پول فی‌نفسه چیز بدی نیست، بلکه رویکرد و شیوه‌ی به کار‌گیری آن، این حواشی و چهره‌ی منفی را برایش ایجاد کرده است. افزایش درآمد و ثروتمند شدن نیازمند زحمت، تلاش و فکر است. فرایند ارزشمندی که به رشد و شکوفایی استعدادهای شما در زندگی کمک می‌کند. همه‌ی ما در هر شبانه‌روز، ۲۴ ساعت در اختیار داریم پس چگونه بعضی از افراد ثروتمند می‌شوند و روز به روز افزایش درآمد چشم‌گیرتری پیدا می‌کنند؟ تفاوت‌ها در رویکرد و نوع نگاه افراد است.
مسائل مالی ربطی به ارزش‌های شما ندارد. هرگز نگذارید تعداد صفرهای موجودیِ حساب بانکی‌تان دلیل شخصیت و احترام شما باشد. افزایش درآمد و ثروت، معرف و نشانه‌ی ارزش‌های شخصیتی و روحی شما نیست. در زندگی خود را به ارزش‌های محکم و مهم گره بزنید. اگر جیب‌تان خالی است، می‌تواند به دلیل شرایط یا کم‌کاری خودتان باشد، اما با کمی تلاش و پشتکار می‌توانید شرایط را بهتر کنید. در هر وضعیت اقتصادی که باشید، تنها سبک زندگی شماست که به زندگی‌تان شکل می‌دهد و این مسئله به هیچ عنوان ربطی به جیب شما ندارد.
وقتی که برنامه هفتگی‌تان را می‌چینید، فعالیت‌های درآمدزا و سودمند را در اولویت قرار بدهید. طبق قانون پاره‌تو، ۸۰ درصد رخدادها از ۲۰ درصد اتفاقات به وجود می‌آیند. به زبان ساده‌تر ۸۰ درصد درآمد شما از ۲۰ درصد فعالیت‌هایتان به دست می‌آید. به این ۲۰ درصد فکر کنید. کدام فعالیت‌های اقتصادی برای شما بیشترین درآمد را تولید می‌کند؟ اگر در مسیر کاری خوبی قرار گرفته‌اید، نگذارید چیزی در افزایش درآمدتان اختلال ایجاد کند.
وقت طلاست و ارزشش خیلی بیشتر از پول است. شاید بشود پولِ ازدست‌رفته را دوباره به گاوصندوق بازگرداند، اما زمان از دست رفته هیچ‌گاه باز نمی‌گردد. ارزش وقت را دست‌کم نگیرید. صبح‌ها زودتر از خواب برخیزید، زمان‌بندی دقیقی برای کارهایتان داشته باشید. وقتی برنامه‌ریزی دقیقی داشته باشید چند گام از سایرین جلوتر هستید و کارهای بیشتری در طول شبانه‌روز انجام خواهید داد. کارها را از امروز به فردا نیندازید، نگویید فردا شروع می‌کنم، هنوز وقت هست و… . به خصوص در بازار رقابتی امروز فقط اگر زود بجنبید برنده خواهید بود.
استیو جابز می‌گوید: «رمز موفقیت شرکت اپل در توانایی نه گفتن ما به موارد غیرضروری بوده است.» هنر نه گفتن را تمرین کنید. اگر می‌بینید زیاد کردن مسئولیت‌هایتان نقشی در افزایش درآمد شما ندارد، آنها را نپذیرید. روی کاری که برای‌تان افزایش درآمد به همراه دارد، سرمایه‌گذاری کنید. به موقع نه بگویید و وقت خود را تلف نکنید.
بهترین راه برای انجام کارهای بزرگ این است که آن ها را به بخش های کوچک تری تقسیم بندی کنید و مرحله به مرحله در کار خود پیشروی نمائید. هرگز در رسیدن به اهداف مربوط به افزایش درآمد خود، عجله نکنید و گرنه ممکن است مجبور شوید که برخی کارها را دوباره تکرار کنید و زمان را ازدست بدهید. با این شیوه فکری شما مجموعه ای از نقاط رسیدن به هدف افزایش درآمد را به تدریج به یکدیگر وصل می کنید و در نهایت به هدف خود یعنی افزایش درآمد می رسید. همیشه به یاد داشته باشید که با وجود برنامه ریزی صحیح و نگرش مثبت؛ دستیابی به هر چیزی ممکن است.
اگر درآمدتان کفاف هزینه های سنگین زندگی را نمی دهند و دخل و خرجتان در گرانی های بازار به هم نمی خورد. شرایطی مانند بسیاری از مردم دیگر کشور و حتی مردم بسیاری از کشور های جهان دارید. در این شرایط تنها کاری که می توان انجام داد تلاش در جهت افزایش درآمد و در مرحله نخست دو برابر کردن آن است.

حال برای افزایش درآمدمان چه کنیم؟ آیا این اتفاق خواهد افتاد؟

رازهای کسب درآمد بیشتر را ثروتمندان یافته اند و روز به روز به ثروت خود می افزایند. در عین حال آموزش هایی برای عموم مردم وجود ندارد تا با روش های افزایش درآمد بیشتر آشنا شوند. خبر خوب این است که افزایش درآمد جادو نیست و کاری بسیار ساده است، به شرط آنکه روش های درست را بتوانیم پیدا کنیم.
هیچگاه به یک شغل و کسب درآمد از یک راه بسنده نکنید. این یکی از بزرگترین اشتباهاتی که اکثر ما مرتکب می شویم. تمام تمرکز خود را بر روی یک کار نگذارید، هر چقدر هم که درآمد بالایی داشته باشید باز نیاز برای افزایش درآمد خود یک شغل و یا حتی بیشتر راه اندازی کرده و مدیریت آن را به یکی از افراد قابل اعتماد در اطراف خود بسپارید. این را به خاطر داشته باشید که داشتن درآمد کوچک از راه های مختلف آسان تر از کسب درآمد زیاد از یک کار است.
با درآمدی که در حال حاضر دارید می توانید سرمایه گذاری کنید. همه ما به دنبال پول های هنگفتی برای شروع یک سرمایه گذاری می گردیم. غافل از آنکه با همان اندک پسندازی هم که دارید می توانید شروع کنید. نیازی به سرمایه گذاری در بازارهای پر ریسک نیست. قبل از انجام هر کاری بازار را بسنجید. بیگدار به آب نزنید و با دانش به جلو حرکت کنید. می توانید روی یکی از ایده هایی که دارید سرمایه گذری کنید و آن را به یک واقعیت پر سود تبدیل نمایید.

تجارت یعنی رقابت! و رقابت هم در صورتی که دست کم گرفته شود منجر به نابودی سیستم شما خواهد شد. بنابراین از همان اولین قدم، این موضوع را در ذهن خود داشته باشید که شما برای رقابت و باقی ماندن در بین رقبا پا به این میدان گذاشته اید. به ویژه تجارت های آنلاین که سیستم رقابت در آن ها در سطح بالاتری قرار دارد. بنابراین شما باید تصمیم بگیرید و با انتخاب گزینه مناسب، جایگاه خود را تثبیت کنید. استفاده از استراتژی های بازاریابی و استفاده از بانک موبایل اصناف و مشاغل به تنهایی موفقیت شما را تضمین نخواهند کرد. شما باید به دنبال ارائه چیزی جدید و واقعی باشید تا کاربران را به وجد بیاورد.

خیلی از کاربران فکر می کنند که حتماً برای موفقیت در این زمینه می بایست یک ایده کاملاً جدید و دست نخورده داشته باشند. اما نکته همین جاست که نوآورانه بودن ایده شامل وجود نداشتن آن از پیش نمی شود. شما می توانید با تحقیق در تجارت های دیگر ببینید کدام ایده ها موفق تر عمل کرده اند؛ سپس با الگوبرداری از آن ها محصول، سرویس و ایده های انحصاری خودتان را ارائه دهید.

شما باید به روند همیشگی بازار دقت زیادی داشته باشید. این بازار و تب و تاب آن است که موفقیت شما را تحت تأثیر قرار می دهد. اما با این حال، حتی اگر بازار، روند رو به رشدی در زمینه کاری شما نداشته باشد، شما می توانید با تولید و ارائه محصولات و سرویس های نوآورانه به موفقیت دست پیدا کنید. برای موفق شدن واقعاً نیازی به اختراع یک چیز جدید نیست، فقط از چیزهای قبلی یک نسخه بهتر ایجاد کنید و این روند را پیش بگیرید. در کسب و کار خود خلاقیت به خرج دهید و از هر چیز سودآوری که سرعت و بازدهی کار شما را بیشتر می کند دریغ نکنید.
ساختن یک شبکه ارتباطی برای شما می تواند مزیت های بسیاری به دنبال داشته باشد. این شبکه ارتباطی می تواند راهی برای کسب اطلاعات مشتری هایتان باشد. به ویژه در مراحل اولیه راه اندازی کسب و کار، هرچه این شبکه گسترده تر شود منابع اطلاعاتی مورد نیاز شما نیز بیشتر می شود. در واقع شبکه های ارتباطی راه دیگری برای بازاریابی در هر نوع کسب و کاری هستند. هر تجارتی از یک شرکت بزرگ گرفته یا یک استارت آپ یک نفره ی کوچک، می توانند از مزیت های داشتن یک شبکه ارتباطی قدرتمند بهره مند شوند.

هر چه فعالیت شما در شبکه های اجتماعی مخصوصا شبکه های تجاری مانند لینکدین بیشتر باشد، شبکه روابط شما بزرگتر شده و به منابع بیشتری دست پیدا می کنید. بنابراین با کمک این روابط می توانید اطلاعات بیشتری کسب کنید و تصمیمات هوشمندانه تری برای کسب و کار خودتان اتخاذ کنید.

مشهور ترین و موفق ترین کارآفرینان دنیا از شبکه های ارتباطی خود برای برندینگ و توسعه کسب و کار خودشان استفاده کرده اند، بنابراین پیشنهاد می شود شما نیز این مورد را در جدول برنامه ریزی های خود قرار داده و زمان خاصی را برای رسیدگی به آن اختصاص دهید. از طریق شبکه های ارتباطی می توانید از اخبار و رویداد های مهم حوزه فعالیت خود آگاه شوید و همیشه بروز باشید،‌ همچنین با حضور خود در رویدادهای مهم که از طریق همین روابط به آنها دعوت می شوید، اعتماد مخاطبین خود را جلب می کنید.
۱- متفاوت بودن و متفاوت فکر کردن عامل موفقیت در زندگی

به عقیده استیو بهتر است یک دزد دریایی خوب باشیم تا اینکه به فعالیتهای یکنواخت و روزمره یک افسر نیروی دریایی بپردازیم. متفاوت بودن و متفاوت فکر کردن یکی از مهمترین توصیه های همیشگی او به کسانی است که قصد ورود به دنیای تجارت را دارند. شیوه تفکر متفاوت او باعث ایجاد دنیای جدیدی شد که زندگی او و میلیونها نفر را متحول کرد.
۲- آینده نگری و دوراندیشی عامل موفقیت در زندگی

داشتن چشم انداز و بررسی هدف نهایی در زندگی نکته مهمی است. در برنامه ریزی های خود فقط برنامه های روز اینده خود را در نظر نداشته باشید بلکه همواره دورنمای کلی فعالیت تجاری خود را نیز در نظر داشته باشید.
۳-انجام کاری که دوست داریم عامل موفقیت در زندگی

انتخاب شغل و کار بر اساس علایق و احساسات عامل مهمی در موفقیت است . به اعتقاد جابز تنها راه دستیابی به موفقیت این است که به کاری که انجام می دهید عشق بورزید.
۴- یادگیری مستمر عامل موفقیت در زندگی

همه چیز در این جهان چیزی برای یادگیری دارند. از رقبای خود حتی از مشتریان و همکاران خود چیزهای جدید یاد بگیرید.
۵- شجاعت کشف ایده های جدید عامل موفقیت در زندگی

در تجارت همواره به دنبال کشف ایده های جدید و بزرگ باشید. ایده هایی که قابلیت تبدیل شدن به واقعیت در زمان کوتاه را دارند
۶- تلاش زیاد عامل موفقیت در زندگی

هرآنچه را در توان دارید به کار گیرید.این که در چه شغلی مشغول به فعالیت هستید مهم نیست. اگر همه توان و تلاش خود را به کار ببرید حتما موفق خواهید شد.

۵ عامل موفقیت در زندگی از نگاه بیل گیتس

اگر برای موفقیت در زندگی به دنبال الگو می گردید، شاید هیچکس بهتر از بیل گیتس نتواند شما را به سمت موفقیت و شکوفایی راهنمایی کند. مایکروسافت، شرکت تأسیس شده توسط گیتس، یک صنعت کاملاً تازه بنا کرد. خود گیتس نیز با ارزشی حدود 80 میلیارد دلار، ثروتمند ترین مرد روی زمین شناخته می شود.

تکنیک های بازاریابی و فروش

دنیای امروز دنیای، دنیای تحولات سریع و گسترده در تمام ابعاد است. حال و هوای امروز تجارت نشان از جهانی شدن آن دارد فرایندی که منجر به حضور و رقابت تنگاتنگ ظرفیت های مختلف تجاری شده است. آنچه به یقین می توان گفت این است که چنانچه کشوری به هر علت نتواند به این موج شتابان فراگیر بپیوندد در آینده ای نه چندان دور، در صحنه ی رقابت های بین المللی به حاشیه رانده می شود و بسیاری از فرصت های کسب و کار را به سود دیگران از دست می دهد. در این شرایط همپای تجارت ،بانک موبایل اصناف کشور عرصه ی فروشندگی نیز به عنوان زیر مجموعه ی تجارت چه به صورت کلی یا جزئی دستخوش تغییر است. هر فروشنده ای باید تصمیم بگیرد که در ارتباط با این تغییر کجا قرار بگیرد. از گذشته تا حال فروشندگان قلابی در کمین هستند تا با فریب و کلاهبرداری مشتریان را وادار به خرید محصول یا خدمات کنند و چنین به نظر می رسید که وظیفه ی یک فروشنده این است که آنقدر باهوش و زیرک و سمج باشد که مردم را وادار به آنچه نمی خواهند بخرند ،کنند. (فروشنده ی یک دقیقه ای اسپنسر جانسون) بازار پر رقابت امروزی کمپانی ها را بر آن داشته است که با موضوع فروش بطور جدی برخورد کنند

۱۲ سوال برای انتخاب مدیر فروش مناسب

به‌طورمعمول هنگامی‌که یکی از اعضای سازمان به پست مدیریت انتخاب می‌گردد، تمامی رازهای دستیابی به موفقیت خویش را به افرادی که به او مستقیماً گزارش می‌دهند، در خصوص مهارت‌ها و عوامل مؤثر برافزایش دریافتی‌های خویش در سمت قبلی، آموزش می‌دهد.احتمالاً مدیریت فروش باید یکی از ترفیعات شغلی‌ای باشد که کاملاً با سایر نقش‌هایی که افراد حاضر در فرایند فروش ایفا می‌نمایند، متفاوت است. زیرا توانایی و مهارت‌های خاصی نیاز دارد. البته باید توجه داشت، فردی که رهبری تیم فروش منصوب می‌گردد، در غالب موارد از فروشنده خود درآمدی کمتر کسب می‌نمایند (البته اگر همه‌چیز منصفانه برنامه‌ریزی‌شده باشد).یک فروشنده موفق لزوماً یک مدیر فروش موفق نخواهد بود و برعکس. مدیران فروش به دنبال شناسایی فروشندگانی برای پست مدیریت فروش هستند، شاید با طرح ۱۲ سوال زیر، به فرد شایسته برای پست مدیریت فروش دست‌یابید: چگونه با تجزیه‌وتحلیل داده‌ها کنار می‌آیید؟ فروشندگان تنها به یک عدد اهمیت می‌دهند: پورسانت فروش. البته تعداد مشتریان و نرخ موفقیت نیز بسیار مناسب است.ملاحظه نمایید که تمام شاخص‌هایی که دغدغه …… ادامه »

برای موفقیت بلندمدت مشتریان را گزینش کنید

جیم آدکینسون، حسابدار شرکتی در اورلاندو است که برای کار کردن با مشتریان خود قواعد خاصی دارد و آنها را غربال می‌کند. اگر یک مشتری عادت داشته باشد دائما به توصیه‌های او توجه نکند یا سر و کله زدن با او کسل‌کننده باشد، او را برای همیشه کنار می‌گذارد.جلوگیری از فروش می‌تواند برای صاحبان کسب‌وکار مثل خودکشی باشد؛ به ویژه وقتی کسب‌وکارشان تازه است یا با کمبود بودجه مواجه می‌شوند. اما کارآفرینان کهنه‌کار می‌گویند گزینش افراد یا شرایطی که با آن کار می‌کنید، قدم مهمی در ایجاد یک کسب‌وکار موفق است و البته این قدم بسیار پیچیده است. مکس آلاک، مدیر شرکت امنیت دیجیتالی مافازو (Mafazo) هنوز به ۱۰۰ هزار دلاری که در همین رابطه از دست داد فکر می‌کند. وقتی شرکت او تنها ۳ ساله بود، یک مشتری قرارداد خوبی به او پیشنهاد داد. اما وقتی در مورد این مشتری تحقیق کرد، متوجه مشکلات بدیهی در فرآیندهای قانونی کار او شد. آلاک می‌گوید «از دست دادن یک قرارداد بزرگ، آن هم در زمانی که در فاز رشد بودیم، تاثیر عمیقی بر کسب‌وکارمان داشت.» اما او هیچ وقت بابت این اتفاق تاسف نخورده است، چرا که اعتقاد دارد کل کسب‌وکار …… ادامه »

وقتی مشتری هواخواه شماست

شرکت چینی فناوری شیائومی به واسطه فرآیندهای توسعه محصول خود توانسته است زمینه مشارکت مشتریانش را در رسانه‌های اجتماعی و باشگاه‌های هواداران فراهم آورد. این شرکت چینی مستقر در پکن توانسته است در کمتر از ۶ سال به یکی از سازندگان گوشی‌های تلفن همراه هوشمند پیشرو جهان تبدیل شود. از عوامل کلیدی چنین موفقیتی می‌توان به فروش ارزان تولیدات در چین در مقایسه با رقبایی نظیر اپل و البته فروش از طریق تجارت الکترونیک (دیجیتال) به‌منظور پایین نگه داشتن هزینه‌ها اشاره کرد. اما شیائومی همواره سیاستی بیش از کاهش هزینه‌ها را دنبال کرده است، این شرکت توانسته است به واسطه نوآوری‌های کاربر محور و باز، حس افتخار و اشتیاق مصرف‌کننده را تقویت کند و از انرژی کاربران مشتاق و شناخته شده خود در بخش نرم‌افزاری و سخت‌افزاری بیشترین بهره‌برداری را به عمل آورد. برای نمونه واسط کاربری مبتنی بر سیستم‌عامل اندروید شیائومی (MIUI) وارد یک فرآیند توسعه سریع شده است. این شرکت در آگوست ۲۰۱۰ اولین نسخه MIUI را به‌صورت آنلاین عرضه کرد و با ایجاد انجمنی آنلاین اقدام به برقراری ارتباط با گروهی از کاربران علاقه‌مند به حوزه فناوری کرد. در …… ادامه »

 

۱- قرارگرفتن پشت تلفن

یکی از متدوال ترین تکنیک هایی که من خودم هم از آن استفاده می کنم در ابتدای فرآیند فروش است و زمانی که شما می خواهید از مشتری قرار ملاقات بگیرید و مشتری مقاومت می کند. معمولا یکی از سه حالت زیر اتفاق می افتد که شما می توانید با استفاده از عبارت جلوی آن، قرار ملاقات را بگیرید:

قیمت: معمولا از شما قیمت را می پرسند. در این حالت در جواب مشتری بگویید: اگر برای شما مناسب نباشد، رایگان است

توضیح بدهید: در جواب این عبارت بگویید: خیلی دوست دارم بهتون توضیح بدهم ولی بعضی چیزها هست که باید به شما نشان بدهم (تایید رو نشان دادن داشته باشید)

ایمیل کن: به مشتری بگویید: خیلی دوست دارم که براتون ایمیل کنم ولی می دونید که چقدر ایمیل ها بد است؟

در اتمام هر یک از این جملات بگویید: تنها چیزی که از شما می خوام ۱۰ دقیقه وقت است و بعد شما می توانید قضاوت کنید و بلافاصله پیشنهاد زمان جلسه را به صورت دو گزینه ای بدهید.
Approach Close -2

در انتهای جلسه اول معمولا استفاده کنید و زمانیکه حس می کنید مشتری مردد هست با پرسیدن این سوال مشتری را به یک گام جلوتر هل دهید: به نظر شما چرا افراد از این محصول استفاده می کنند؟
Hot Button Close -3

همواره به خاطر داشته باشید که ۹۰ درصد دلیل خرید بر اساس ۱۰ درصد خصوصیات است. بنابراین شما باید بر اصول سوال پرسیدن ماهر شوید و با سوال های دقیق، نیاز مشتری را شناسایی و با محصول تطبیق دهید. این باعث می شود که شما بتوانید سوار ماجرا شوید.
Trail Close -4

وقتی در حال ارائه هستید، هرازگاهی برگردید و بپرسید که آیا این چیزی است شما دنبال آن باشید؟ در واقع باعث می شوید که مشتری هواسش را جمع کند و همچنین اگر مشتری تمایلی نشان نداد بتوانید سریع از روی موضوع عبور کنید و به مورد بعدی بپردازید. اگر مشتری علاقه نشان داد، دیگه از فک زدن خودداری کنید و روی همون موضوع زوم کنید.
Power of suggestion close -5

یکی از تکنیک های خیلی خوب در ارائه این است که طوری از محصول صحبت کنید که انگار مشتری آن را دارد. در واقع با این کار تصویری ایجاد می کنید که مشتری انگار آن را دارد.
Ascending Close -6

یکی از بهترین موارد زمانیکه مشتری اعتراض می کند و می توان از آن استفاده کردن، سه سوال بپرسید که مشتری جواب شما را با بله بدهد و در نهایت سوال چهارم را از دوباره درباره موضوع مورد اعتراض مشتری بپرسید، به طور ناخودآگاه مشتری به شما بله می گوید. در استفاده از این تکنیک خیلی احتیاط به خرج دهید و اگر طرف مقابل یک نفر بود استفاده کنید و گرنه چالش بزرگتری برای خودتان ایجاد می کنید.
Price Close -7

یکی از مواردی که احتمالا زیاد با آن برخورد کنید، سوال درباره قیمت است. یادتان باشد که مردم همواره درباره قیمت اعتراض می کنند، مهم نیست چقدر باشد!!! و البته به خاطر داشته باشید که قیمت تاثیر چندانی در بستن قرارداد ندارد. بنابراین اگر با سوالی درباره قیمت روبرو شدید، این سوال را بپرسید: آیا قیمت تنها نگرانی شماست؟ بزارید درباره آن بعدا بحث خواهیم کرد.
Sudden death Close -8

بعد از جواب دادن به هر اعتراض از تکنیک سکوت استفاده کنید. چون شما سوالی مطرح کرده اید و مشتری باید موافقت خود را با شما اعلام کند. هواستان باشد که شما نباید سکوت را بشکنید و مشتری باید این کار را بکند. در تکنیک های مذاکره می گن هر کی سکوت را بشکند، بازنده است. من هنوز در این زمینه تجربه زیادی کسب نکردم ولی اینو متوجه شدم که وقتی مشتری موافقت می کند با شما و جلسه ادامه می یابد، جو جلسه خیلی بهتر میشه و مشتری با دقت خیال راحت بیشتری گوش می دهد.

شرکت و کسب و کار شما نیاز به مشتری دارد و برای رسیدگی به آنها، باید نیازشان را برطرف نمایید. کاربران اینترنتی معمولا به دنبال پاسخ سریع برای سوال‌هایشان می‌گردند و شما باید برای جلب رضایت‌شان، این کار را به نحو احسنت انجام دهید. اما انجام این کار بدون داشتن منابع معتبر و متخصص در این زمینه، امکان‌پذیر نیست. حال آنکه دسترسی به بانک اطلاعات اصناف کشور با هزینه همراه خواهد بود پس به این ترتیب، کنترل هزینه‌ها باید هدف اول شما در انجام کارها و پیشبرد اهداف باشد.
متأسفانه در حال حاضر، تبلیغات با هزینه بالا می‌تواند یک راه حل موقت برای این کار به حساب آید. در نهایت، شما می‌توانید روشهایی در بازاریابی برای کاهش هزینه‌های خود انجام دهید و از این طریق، مشتریان خود را راضی نگه دارید.
هدف کاری خود را مشخص کنید

طراحی کسب و کار و تولید یک محصول رقابتی، قدم اول این راه است. اما بعد از تولید، باید بتوانید برای این محصول شگفت‌انگیز به صورت مناسب و کاربردی بازاریابی کنید.
شما باید بتوانید هدف این محصول را مشخص کنید تا آن را به صورتی کاملا مناسب به مشتریان معرفی نمایید. سپس باید به طرز دیوانه‌واری به سوی آن هدف حرکت کنید. به این ترتیب، مشتریان شما به این محصول جذب شده و آن را خریداری خواهند کرد.
نیازهای مشتریان خود را بسنجید

محصولات متفاوت، مشتریان متفاوت خود را داراست. افراد جوان و مشتریان کم سن و سال، ترجیح می‌دهند که بیشتر از طریق شبکه‌های اجتماعی با برند شما در تعامل باشند. آنها علاقه‌مند هستند تا شما را لایک و فالو نمایند. پیغام‌های شخصی یا دایرکت را باید به سرعت جواب دهید. اگر می‌خواهید که به افراد جوان و کم سن و سال سرویس دهید و با پیغام‌های دایرکت آشنا نیستید، مطمئنا کار سختی را پیش رو دارید.

افراد با‌تجربه و مسن‌تر، ترجیح می‌دهند تا در مورد کسب و کار شما بیشتر مطالعه و اطلاعات بیشتری کسب کنند. آنها تمایل دارند تا از طریق گوگل در مورد شما جستجو و نظرات و انتقادات افراد دیگر را در مورد محصولات شما مرور کنند. سپس به مطالعه مشخصات کسب و کار شما می‌پردازند. آنها معمولا به فروشگاه‌ها سر می‌زنند و در مورد محصولات به پرسش و پاسخ می‌پردازند و اغلب انتظار شنیدن پاسخ‌های قانع‌کننده را دارند.
شما باید سعی کنید تا با مشتریان خود رفتار خوب، درخور شخصیت و مناسب سن و سال آنها داشته باشید تا از این طریق، بتوانید آنها را جذب کنید.
تولید محتویات و مشخصات رقابتی

محتوای مطالب تولیدی شما باید جذاب و تأثیرگذار باشد. یک شخص نویسنده با سابقه در این زمینه می‌تواند کمک شایان و قابل توجهی به شما کند. هیچکس مایل به خواندن متون خسته‌کننده و بدون هیچگونه خلاقیت و جذابیت را ندارد.
برای بهتر متوجه شدن در مورد موضوعات جذاب برای افراد دیگر، می‌توانید از سرویس‌های SEO استفاده کنید. اطلاعاتی که از این سیستم به دست می‌آید، می‌تواند هدف خوبی برای شما به حساب آید و در نوشتن مطالب آینده، کمک بسیار خوبی به شما کند. به این ترتیب می‌توانید خواننده‌ها، کاربران و همچنین موتورهای جستجو را بیش از پیش تحت تأثیر قرار دهید.
با افراد تأثیرگذار در ارتباط باشید

بهترین راه برای جذب افراد جدید، در ارتباط بودن با انسان‌های تأثیرگذار در زمینه کاری خود است. اگر کسی استعداد خاصی در زمینه شغلی شما دارد، بهتر است تا با او در تعامل بوده و سعی کنید او را جذب کنید. سعی نکنید یک چرخ را مجدد اختراع کنید. بلکه با افرادی که در مورد آن به بحث و گفت‌و‌گو می‌پردازند، در ارتباط باشید تا اطلاعات و اخبار جدیدی را در این زمینه به دست آورید. نگه داشتن نام برند بر سر زبان، می‌تواند به کسب و کار شما رونق فوق‌العاده‌ای ببخشد.
1- چگونه از به تعویق انداختن کارها جلوگیری کنیم؟

بهترین راه این است که برنامه ریزی صحیحی انجام دهید، کارهایتان را اولویت بندی کنید و اولین فروش تلفنی تان را سریعاً انجام دهید. وقتی روز کاری تان آغاز می شود، سعی کنید در اولین فرصت کار مهمی انجام دهید این کار باعث می شود در طول روز بازدهی بالاتری داشته باشید.
2- تماس تلفنی ناتمام

زمانی که برای فروش تلفنی آماده نیستید و اطلاعات لازم را در اختیار ندارید، معمولاً فروش تلفنی تان را ناتمام می گذارید و این باعث می شود که زمانتان را از دست بدهید. زمانی که در حال صحبت با مشتری هستید متوجه می شوید که در آن لحظه نمی توانید فروش را تکمیل کنید و آن را به تماس بعدی موکول می کنید، تماسی که اغلب اوقات هیچ وقت دوباره تکرار نمی شود!
در مقاله ” تاکتیک های موثر در بازاریابی تلفنی “به بازاریابی تلفنی و مهارت های لازم برای نیل به موفقیت در مذاکرات تلفنی پرداخته شده است.

3- نداشتن دانش درباره محصول

نداشتن اطلاعات درمورد محصول می تواند تمام تلاش های شما را هدر دهد و باعث شود فروشتان را ازدست بدهید. ولی نکته اینجاست که می توانید با اختصاص زمان و مطالعه این مشکل را حل کنید.چگونگی آمادگی و کسب اطلاعات در مورد محصول، فروشندگان حرفه ای را از دیگران متمایز می کند. آنها به دقت تمام جزئیات مربوط به کالا یا خدماتشان را شناسایی می کنند. آموخته هایشان را مرور می کنند و از نکات مهم یادداشت برداری می کنند. امکان ندارد که مشتریان از فروشندگان حرفه ای سوالی بپرسند که نتوانند به طور کامل پاسخ دهند.

4- قرار ملاقات های تایید نشده

گاهی اوقات بعضی از فروشندگان برای ملاقات با مشتری مسافت زیادی را طی می کنند و وقتی به محل ملاقات می رسند متوجه می شوند که مشتری در دفترش نیست، قرار ملاقات دارد و یا حتی به هر دلیلی نمی توانند با او صحبت کنند! در این صورت وقت باارزش زیادی را از دست داده اند و حتی ممکن است نیمی از روز را هم در مسیر رفت و آمد طی کرده باشند. اینجاست که باید همیشه قرارهای کاری تان را چک کنید تا باعث اتلاف وقتتان نشود.

شاید می‌توان گفت که تقریبا از هر راهی می‌توان فروش یک کسب و کار را افزایش داد، چه راه‌های درست و چه راه‌های نادرست. اما چیزی که مهم است این است که روش انتخاب شده برای افزایش فروش اولا در زمان کمی به شما نتیجه بدهد و در عین حال مقرون به صرفه و منطقی باشد. هدف ما هم از نوشتن این مقاله معرفی چنین راهکارهایی برای افزایش فروش است.
حتما یک وبسایت درست کنید!

احساس می‌کنم خودتان هم حدس می‌زدید که یکی از راهکارهای افزایش فروش ایجاد وبسایت باشد. خب حالا چرا؟ به نظر شما درست کردن وبسایت چگونه می‌تواند فروش شما را افزایش بدهد؟

فرض کنید که شما یک بوتیک لباس فروشی دارید و اوضاع کسب و کارتان هم بد نیست. آیا به نظرتان ایجاد یک وبسایت برای این بوتیک می‌تواند فروش شما را بیشتر کند؟ شک نکنید! شما اگر کسب و کار خودتان را به دنیای دیجیتال منتقل کنید قطعا بیشتر دیده خواهید شد و فضایی که برای تبلیغات و فروش دارید چندین برابر خواهد شد. حالا این چه سودی برای شما می‌تواند داشته باشد؟ طبیعتا هزینه‌های شما برای تبلیغات را خیلی ناچیز می‌کند.
راه های افزایش فروش خرده فروشی موضوع این نوشتار است. بی تردید هدف هر کسب و کاری جذب مشتری است و این امر هم صورت نمی‌پذیرد به جز از طریق بازاریابی. خرده‌فروشان موفق انسان‌های چندان متفاوتی نیستند بلکه آنها تنها نکاتی را آموخته‌اند که به پول درآوردن یاری می‌رساند.
. خود را بشناسید

داشتن کسب و کار بسیار فراتر از داشتن شغلی برای خود است. وظایف اساسی شما بازاریابی، سر و سامان دادن امور مالی و مسئولیت کارکنان هستند. بسیار بعید است که یک فرد از همه خصوصیات مورد نیاز برخوردار باشد، به همین خاطر برای به دست آوردن بهترین نتیجه، باید بدانید که خودتان در کدام بخش‌ها تبحر دارید و برای دیگر بخش‌ها از دیگران کمک بخواهید.
۲. بینش

بسیاری از کسب و کارها توسط افرادی اداره می شوند که تلاش زیادی برای موفقیت می‌کنند و انگیزه بالایی دارند اما با این حال از تمام اطلاعات مورد نیاز برخوردار نیستند. این اطلاعات شامل ایده‌های روشن در مورد سهم بازار، بازار هدف، خدمات مشتریان، انتخاب محصول و بازاریابی است و همچنین شیوه‌های قیمت‌گذاری را نیز دربر می‌گیرد. اگر می‌خواهید در کسب و کارتان موفق شوید باید نسبت به همه این امور بینش و اطلاعات کافی داشته باشید.
. شناخت صنعت

اگر در مورد صنعتی که محصولات آن را به فروش می‌رسانید، اطلاعات بیشتری داشته باشید، آنگاه از رقبای خود در موقعیت بهتری قرار خواهید گرفت. داشتن اطلاعات در مورد شیوه‌های تولید، توزیع، تولید کنندگان بزرگ، وضعیت واردات و صادرات، و همچنین دورنمای صنعت باعث می‌شود در تصمیمات خود بر بنگاه، هوشمندانه تر عمل کنید. بسیاری از فروشندگان گمان می‌کنند که این اطلاعات ارتباط چندانی با آنها ندارند، اینها همان افرادی هستند که پس از مدتی شغل خود را تغییر می‌دهند.
۴. شناخت مشتری

برای فروش موفق باید کالایی را به مشتری ارائه دهید که او می‌خواهد و برای اطلاع از خواست مشتری باید او را بشناسید. به همین خاطر توجه به نیازها و خواسته‌های مشتری باید در اولویت قرار گیرند. سعی کنید به کسب و کارتان از دید یک مشتری بنگرید و آنچه برای او جذاب است را انجام دهید. فراموش نکنید که مشتری است که تصمیم می‌گیرد آیا کسب و کار شما موفق شود یا خیر؟
۵. سوابق مالی

اگر نمی‌دانید که پول شما کجا می‌رود، پس به زودی همه آن را از دست خواهید داد. باید انضباط مالی داشته باشید که با نگاه کردن به آن بتوانید پی ببرید که چه درآمدهایی و چگونه حاصل شده‌اند و هزینه‌ها نیز به چه صورت بوده‌اند. انضباط مالی منظم نیازمند وقت ودقت بسیاری است اما بدون آن نیز کار پیش نمی‌رود. در واقع انضباط مالی مانند ابزار یک هواپیما می‌ماند که ارتفاع، جهت و سرعت شما را نشان می‌دهند. بدون آنها شما می‌توانید پرواز کنید اما هیچ ایده‌ای در این مورد نخواهید داشت که به کجا می‌روید.
۶. مدیریت نقدینگی

مهم نیست که مغازه شما چقدر بی‌نظیر و شگفت‌انگیز باشد، چرا که باز هم بدون نقدینگی شانس برای موفقیت نخواهد داشت. پولی که وارد کسب و کار شما می‌شود یکی از اجزای حیاتی سلامت مالی آن خواهد بود. اگر بودجه‌بندی هوشمندانه‌ای دارید و جریان درآمد و هزینه را به خوبی کنترل می‌کنید، لازم نیست که نگران جریان نقدینگی باشید.
۷. تصمیم‌گیری

به عنوان صاحب یک مغازه، شما مدیریت آن را نیز برعهده دارید و بنابراین باید توان تصمیم‌گیری داشته باشید. مدیریت منابع، انتخاب شیوه خدمت‌رسانی به مشتریان، فروش‌های فوق‌العاده و ساعات کاری از جمله مواردی هستند که شما باید در مورد آنها تصمیم بگیرید. به خاطر داشته باشید که هر تصمیم شما می‌تواند به موفقیت یا عدم موفقیت کسب و کار منتهی شود.
۸. انصاف

شیوه رفتار با کارکنان می‌تواند سرنوشت کسب و کار شما را تعیین کند. سعی کنید با آنها منصف باشید و به آنها اجازه پیشرفت بدهید. به همان اندازه که ارزش دارند به آنها دستمزد بدهید. اگر فروشنده شما حس کند که ارزش کارش را درک کرده‌اید، انگیزه بیشتری برای بهتر کار کردن خواهد داشت. با کارکنان خود به درستی رفتار کنید و آنها نیز در به موفقیت رسیدن کسب و کارتان به شما یاری خواهند رساند.
۹. تصویر

مشتریان برای اینکه از شما خرید کنند یا خیر به تصویری که خود ارائه می‌دهید، توجه می‌کنند. نام کسب و کار، صفحه اینترنتی آن، بیلبوردهای تبلیغاتی شما، همه و همه در شکل‌گیری تصویر مشتری از شما تاثیر دارند. وب‌سایتی که مدت‌هاست به‌روز نشده، از رغبت مشتری برای مراجعه به شما می‌کاهد.

 

10 – از روش “ایجاد محدودیت” استفاده کنید. مثلاً اگر می خواهید کالا یا خدماتی را با تخفیف ارائه دهید یا برای یک کلاس آموزشی ثبت نام کنید تصریح کنید که مثلاً فقط تا پایان روز دوشنبه می توانید از این فرصت استفاده کنید یا فقط 20 عدد از این گوشی ها با این قیمت عرضه خواهد شد و … .
تجربه ثابت کرده است که وقتی مشتریان احساس کنند که ممکن است فرصتی از دست شان برود، تمایل شان برای خرید بیشتر خواهد بود.

11 – بکوشید مدت توقف مشتری در فروشگاه تان را افزایش دهید. این توصیه به ویژه برای فروشگاه های بزرگ بسیار حائز اهمیت است. نورپردازی مناسب، پخش موسیقی ملایم در فضا، تعبیه جاهایی نرم و راحت برای نشستن و استراحت مشتریان، پراکندن رایحه ای نرم در محیط و … روش های متعارفی برای افزایش مدت حضور مشتری در فروشگاه هستند. حتی فروشگاه های و مراکز تجاری بزرگ، ساعت دیواری نیز در محیط نصب نمی کنند و به فضای بیرون پنجره نمی گذارند تا مشتریان متوجه گذر زمان نشوند.

12 – مشتری را غافلگیر و شاد کنید. مثلاً می توانید گاهی بدون هیچ مقدمه ای به مشتری تخفیف دهید و او را از این تخفیف ناگهانی خوشحال کنید یا هدیه ای به او بدهید و حس قدرشناسی اش را برانگیزید. بکوشید “حس خوب مشتری” با برند شما تلفیق شود.

13 – وقتی مشتری لیست خریدش را به شما اعلام کرد، می توانید در تکمیل آن، پیشنهاداتی به او داشته باشید. مثلاً اگر کت و شلواری خریده، می توانید پیراهنی که ست آن است را به مشتری پیشنهاد کنید یا به مشتری رستوران بعد از سفارش غذا بگویید که سالاد خوبی هم دارید یا زیتون پروده جدیدتان ارزش امتحان کردن را دارد.

14 – بانک اطلاعات مشتریان داشته باشید. به مشتریانی که قبلاً خرید داشتند و الان نه، تماس بگیرید و جویای حال شان شوید و از ایشان بپرسید که چه مشکلی وجود دارد که دیگر سراغ شما نمی آیند؛ ممکن است نقدی داشته باشند که کسب و کارتان را نجات دهد. استفاده از نرم افزارهای CRM می تواند روابط شما با مشتریان تان را بهبود بخشد و فروش تان را بالا ببرد.

بازاریابی تلفنی نوعی از بازاریابی مستقیم است که فروشنده از تلفن استفاده میکند تا با مشتریان ارتباط برقرار کرده و او را ترغیب به خرید کند.
حدود ۸۷ درصد اطلاعاتی که هر فرد از پیرامون خود دریافت میکنداز طریق چشم و حس بینایی است. ۹ درصد از طریق صدا و حس شنوایی و ۴ درصد بقیه از طریق حس بویایی و لامسه و سایر احساس است.یعنی برای جلب توجه مشتری در فروش تلفنی عملاً به ۹۱ درصد از حواس او دسترسی نداریم.

در ارتباطات کلامی ۳ عامل اساسی دخیل هستند:
حرکات ما هنگام سخن گفتن ، کلماتی که استفاده میکنیم و آهنگ و لحن صدا.
تحقیقات نشان داده که حرکات ۵۵ درصد ، کلمات ۷ درصد و آهنگ صدا ۳۸ درصد در ارتباط کلامی مؤثر هستند.
در بازاریابی تلفنی تنها ۴۵ درصد از سه عامل بالا را در اختیار داریم به همین دلیل بازاریابی تلفنی کار چندان آسانی نیست.
پس باید در مکالمه آهنگ صدای خوبی داشته باشند و مشتری را جلب کنید. برای تمرین خوب صحبت کردن توصیه می‌شود صدا خود را هنگام صحبت با مشتری ضبط کنید و سپس مجدداً گوش دهید. البته من کسی را سراغ ندارم که از صدای خودش خوشش بیاید  .ولی با گوش دادن به صحبت‌های خود،ایرادات خود را خواهید شناخت و آن‌ها را رفع خواهید کرد. دقت کنید کارفرماها افراد خوش صحبت و برونگرا رابرای بازاریابی استخدام خواهند کرد،بنابراین در جلسات مصاحبه استخدامی ساکت نباشید و چهره ای اجتماعی از خود نشان دهید.
خیلی از فروشنده ها تلفن را مثل لنگری سنگین می بینند که هنگام تماس با یک مشتری بالقوه باید به سختی آن را بالا بکشند. تلفن بعضی از آنها آنقدر بی استفاده مانده که تار عنکبوت بسته است و بعضی دیگر هم فکر می کنند اگر به گوشی دست بزنند، دچار برق گرفتگی می شوند. همه ی آنها از این می ترسند که مشتری تلفن را به رویشان قطع کند.به نظر می رسد افراد خیلی کمی آنقدر شجاع باشند که خود را در این شرایط قرار دهند. این افراد به خاطر کسب چنین تجربیات دردناک اما زودگذری توانسته اند منافع پایداری را کسب نمایند.

با داشتن نگرش مثبت و توجه کافی به اتفاقات، هر تلفنی که به روی شما قطع می شود با تجربه ای آموزنده همراه خواهد بود. می آموزید که چه بگویید و کِی زنگ بزنید. شما با هر پاسخ منفی باید تحلیلی سریع از وضعیت داشته باشید تا از این تجربه سود ببرید. به جای اینکه بگذارید نگرشتان آسیب ببیند، باید با خود بگویید «خب، این روش جواب نداد، روش بهتر برای برقراری ارتباط چیست؟»
با یک سلام خشک و خالی، یک نفس بدون اینکه به طرف مقابل اجازه ی صحبت بدهید، وارد بحث ارائه ی تلفنی خود نشوید. نحوه ی سلام کردن شما بر رسمیت بخشیدن به کارتان تاثیر می گذارد. به جای اینکه مثل بقیه تنها به گفتن سلام اکتفا کنید، در ابتدای مکالمه، با اشاره به نام فرد مقابل، خود را متفاوت و حرفه ای نشان بدهید. برای مثال بگویید «صبح بخیر، آقای اسمیت» یا «عصر بخیر، خانوم جونز».
خود و شرکت تان را معرفی کنید

«من سالی اسمیت از شرکت اِی بی سی هستم. ما یک شرکت محلی هستیم که تخصص مان این است به کسب وکارهایی مثل شما کمک کنیم پول کمتری خرج کنید.» خیلی به جزئیات نپردازید و به محصول خود اشاره نکنید. چون با این کار به طرف مقابل اجازه می دهید که بگوید «ما از چیزی که داریم راضی هستیم، به هر حال ممنون.» و تلفن را قطع کند. شما با ارائه ی یک معرفی کلی و اشاره به یکی از منافع استفاده از محصول تان، حس کنجکاوی مشتری را تحریک می کنید و او را بیشتر روی خط نگه می دارید.

قدردانی خود را نشان دهید

همیشه از مشتری بالقوه ی خود به خاطر زمانی که از یک روز کاری پرمشغله به شما اختصاص داده است تشکر کنید، به شکلی به او بفهمانید که با این گفتگوی تلفنی وقتش تلف نخواهد شد. بگویید «می خواهم از اینکه پاسخگوی تماس من بودید تشکر کنم. این تماس بسیار کوتاه خواهد بود و بعد می توانید به برنامه های خود برسید.» نگویید که فقط یک لحظه از وقت شان را خواهید گرفت چون این احساس به شنونده تلقین می شود که شما کاملا وقت شان را خواهید گرفت و دلشان می خواد شما را از سر باز کنند.
هدف تماس خود را بیان کنید

بهترین کار این است که هدف تان را با طرح یک پرسش بیان کنید:«اگر ما بتوانیم روشی برای بهبود کیفیت محصول شما با هزینه ای پایین تر نشان دهیم، آیا مایل هستید راجع به آن بیشتر بدانید؟» به احتمال فراوان پاسخ پرسش شما بله است. در اینجا، این فرصت به شما دست خواهد داد تا با مشتری قرار ملاقات بگذارید یا از او اجازه بگیرید که اطلاعات بیشتری را پشت تلفن در اختیارش قرار دهید. در این مرحله شما هنوز در فرایند بازاریابی محصول خود قرار نگرفته اید بلکه در حال عرضه ی چیزی هستید که محصول شما انجام می دهد.

قرار یک ملاقات را بگذارید

از مشتری تاییدیه ی یک ملاقات رو در رو یا ویدئوکنفرانس را بگیرید تا محصول خود را به طور کامل ارائه نمایید. اگر او علاقمند به این ملاقات در اسرع وقت بود، به سرعت شرایط را فراهم آورید.

مدیریت مسیر شغلی به این معناست که مطمئن شوید جایگاه شغلی که دارید هم رضایت فعلی‌تان را برآورده می‌کند و هم اهداف بلندمدت‌تان را در برمی‌گیرد. این اتفاقی نیست که فقط یک بار در زندگی بیفتد، بلکه فرایندی است که در تمام طول زندگی‌تان ادامه دارد. بنابراین قبل از اینکه مشکلی پیش بیاید و بعد به فکر راه چاره بیفتید، باید دست به کار شوید. آن وقت بهترین شانس ممکن برای مشخص کردن اهداف و مسیر مناسب را دارید.
یافتن مسیر شغلی به آسانی تطبیق یک شغل به یک نقطه‌ی قوت نیست. گاهی‌ توانایی‌ها و نقاط ‌قوت‌مان با چیزهایی که به ما انگیزه می‌دهند تطابق ندارند. ممکن است درک این موضوع برای افراد دیگر مشکل باشد. به هر حال اگر ما در یک زمینه توانایی داریم، چرا نباید بخواهیم آن کار را به عنوان شغل‌مان انجام دهیم؟ اما فقط این شما هستید که می‌دانید آیا ایفای یک نقش برای‌تان کسل‌‌کننده یا معذب کننده است یا نه. در این راه لنگرهای مسیر شغلیِ شِین (Schein) کمک‌تان می کند تا دلیل کسل کننده بودن نقش‌تان را متوجه شوید. در این لنگرگاه‌های مسیر شغلی، فاکتورهایی مانند اختیارعمل و استقلال، امنیت و ثبات، خلاقیت در کارآفرینی و میزان از خود گذشتگی برای رسیدن به هدف، بررسی می‌شوند.

شک نکنید ارزش‌هایتان نیز می‌تواند با نیروی خارق‌العاده‌ای شما را به سمت بعضی مشاغل و اصناف بکشانند یا از آنها دور کنند. بنابراین به تمام چیزهایی که درباره‌ی خودتان کشف کرده‌اید بادقت و سخت‌گیرانه نگاه کنید و به خودتان اجازه دهید تا در مورد فرصت‌های تازه رویا‌پردازی کنید و بعد از آن اهداف قابل لمس تعیین کنید. برخلاف افرادی که برای سال جدید تصمیماتی می‌گیرند، بدون اینکه هیچ برنامه‌ای برای رسیدن به آنها و امیدی به موفقیت داشته باشند، رفتار و برنامه ریزی کنید. ممکن است برای حرکت به جلو بیش از حد مشتاق باشید، ولی باید با برنامه‌ریزی واقع‌گرایانه، بهترین شانس را به خود برای رسیدن به اهداف‌تان بدهید. برای خودتان ماموریت و چشم انداز تعریف کنید و آنها را همواره در ذهن‌تان داشته باشید، تا همیشه در سختی‌ها و دشواری‌هایی که در طول مسیر با آنها مواجه می‌شوید، بتوانید تمرکز کرده و با انگیزه بمانید.
شما به عنوان یک فرد بزرگسال ممکن است مجبور باشید هفته ای ۴۰ ساعت کار کنید. برای اینکه بتوانید در این ۴۰ ساعت به حداکثر شادی و موفقیت دست پیدا کنید باید مدیریت شغلی داشته باشید. مدیریت شغلی به این معناست که شما برای رسیدن به توانایی ها و مهارت ها و تجربیات مورد نظر در شغل خود برنامه ریزی کرده و برای اجرای این برنامه ها تلاش کنید. در این مسیر بهتر است اهدافتان را با رئیس و یا شریک کاری خود در میان بگذارید این کار می تواند به گسترده تر کردن تجربیات کاریتان کمک نماید. وقتی کارکنان یک سازمان به حرفه خود فکر می کنند قطعاً نباید شغل قبلی و یا فرصت های شغل آتی به ذهنشان خطور کند. آنها باید بتوانند به شغل فعلی خود فکر کنند. هرچقدر که کارکنان با توجه به چارت سازمانی رشد می کنند، فرصت های شغلی کمتری پیش روی آنها قرار می گیرد. اما این کارکنان می دانند که باید از ارزش های خود را در سازمان و شغلی که در آن مشغول به کارند را به دست بیاورند و لذا به کسب مهارت ها و تجربیات بیشتر خود ادامه می دهند. در ادامه راه‌هایی وجود دارند که به شما کمک می‌کنند تا با همکاری رئیس تان، شغل خود را مدیریت کنید:

کار کردن کنار دیگر کارکنان به عنوان دستیار برای یادگیری دیگر مشاغل موجود در سازمان
یادگیری حرکات و فعالیت‌های جانبی شغلتان به منظور گسترش و عمق دادن به تجربیات شغلی
شرکت کردن در کلاس های مختلف به منظور ارتقای سطح دانش
مطالعات جانبی مربوط به شغل و به اشترک گذاری مفاهیم و اصطلاحات علمی و دانش با دیگر همکاران
پیدا کردن یک مربی قابل اعتماد از بخش دیگری از سازمان

۵ نکته برای توسعه شغل

در ادامه به ۵ استراتژی مهم که از سوی تریسی ویلن دانتی رئیس موسسه تحقیقاتی آپولو جهت توسعه شغل مطرح شده است می پردازیم:

آیا پیشرفت مدیریت شغلی می تواند به شما کمک کند تا به موفقیت دست پیدا کنید؟ شواهد و تحقیقات نشان می دهند که افرادی که از همان ابتدا مشخص می کنند که دقیقاً از شغل خود چه می خواهند معمولاً در شغل خود موفق و راضی هستند. این افراد برای خود اهدافی تعیین کرده و جهت دست یابی به این اهداف برنامه ریزی می کنند.
بهترین راه برای مدیریت شغل، داشتن یک جدول زمانی مشخص برای اهداف شغلی است. سعی کنید در این راه از مشاوره شغلی کمک بگیرید. در این حالت شما همیشه یک مربی داخلی دارید که می توانید روی کمک های وی حساب کنید.
برخی از سازمان ها برای مدیریت و توسعه شغلی کارکنان برنامه هایی رسمی تدارک می بینند. این سازمان ها برای کمک به کارکنان خود در مسیر یابی شغلی و پیشرفت و مدیریت شغلشان به صورت رسمی برنامه ریزی می کنند. در سازمانهایی که برنامه ریزی رسمی برای این امر ندارند شما خودتان باید به صورت غیر رسمی این موضوع را پیگیری کنید.
سازمان ها موظفند که طی جلسات مختلفی که در طول سال برگزار می شود کارکنان را نسبت به مسیر شغل خود توجیه کنند. اما در صورتی که این جلسات وجود نداشته باشد سازمان ها موظفند تا در صورت امکان، منابع و بودجه لازم را در اختیار کارکنان خود قرار دهند تا آنها بتوانند مسیر شغلی خود را به درستی پیدا کرده و در جهت پیشرفت شغلی خود گام بردارند.
مسیر های شغلی عبارتند از برنامه های نوشته شده ای که به کارکنان کمک می کنند تا بفهمند برای رسیدن به موفقیت در شغل خود به چه چیز هایی نیاز دارند. بدون برنامه ریزی شما ممکن است احساس کنید بی هدف هستید و برای سنجش میزان پیشرفت شغلی خود هیچ معیاری ندارید.

۵ نکته مهم برای مدیریت حرفه ای شغل

هر کدام از ما سال‌های زیادی از عمر خود را صرف کار کردن می کنیم. کار کردن خوب است اما ما مستحق این هستیم که طوری کار کنیم که شغلمان، ما را به سمت نیل به موفقیت ها سوق دهد. دست یابی به یک موقعیت شغلی خوب هرگز بدون فکر کردن و بدون تلاش اتفاق نمی افتد. این امر نیاز به برنامه ریزی، یادگیری و بازبینی های مکرر دارد. همه باید بدانند که برای داشتن یک شغل خوب و مناسب باید از استراتژی های مناسبی جهت مدیریت شغل استفاده نمایند. دکتر تریسی ۵ استراتژی مهم را مطرح کرده است که می توان از آنها برای مدیریت هر چه بهتر شغل کمک گرفت.

به طور مستقیم با مدیر خود درباره اهداف شغلی تان صحبت کنید و با کمک و مشارکت وی برای دست یابی به این اهداف شغلی برنامه ریزی کنید.
مهارت هایی که در بلند مدت و کوتاه مدت در شغل خود نیاز دارید را مشخص کنید و برای یادگیری آنها برنامه ریزی کنید. به عنوان مثال اگر هدفتان این است که در آینده ای نزدیک سمت معاونت مدیر منابع انسانی را از آن خود کنید باید بدانید که این شغل چه مهارت ها و دانش و تکنولوژی هایی نیاز دارد. سپس برای رسیدن به هر یک از این مهارت ها برنامه ریزی های کوتاه مدت داشته باشید تا بتوانید در آینده به هدف بلند مدت خود دست یابید.
برای افزایش دانش شغلی نیاز دارید تا با همکاران و مدیران خود جلسات حضوری داشته باشید. هدف اصلی از برگزاری جلسات، جمع آوری اطلاعات جهت یادگیری بهتر و اتخاذ تصمیمات حرفه ای تر است. چون اکثر مردم تمایل دارند تا در مورد موفقیت هایشان با دیگران صحبت کنند و دیگران را در جریان چگونگی دست یابی به موفقیت هایشان قرار دهند.
برای انجام پروژه ها و وظایف چالش برانگیز داوطلب شوید. یکی از بهترین روشهای پیشرفت شغلی این است که مشکلات سازمان را شناسایی کرده و برای حل آن ها راه حل ارایه دهید. با این کار نه تنها در سازمان بیشتر دیده می شوید بلکه در مسیر حل مشکلات سازمانی می توانید مهارت های خود را افزایش داده و تجربیات بهتری کسب کنید.