بانک اطلاعات اصناف و مشاغل ایران بانک اطلاعات اصناف و مشاغل ایران-لیست اصناف و مشاغل کشور
تماس
بانک اطلاعات اصناف

بانک اطلاعات اصناف و مشاغل ایران

امروزه مراکز تماس با به کار گیری تعداد زیادی کارمند، وظیفه پاسخ دهی به تماس‌های مورد نیاز شرکت‌ها را بر عهده می‌گیرند. تماس‌های دریافتی یک شرکت ممکن است در طول روز به چندین هزار تماس نیز برسد. این تماس‌ها لازم است که توسط افراد حرفه ای جواب داده شود و اپراتور یا همان کارشناس مرکز تماس بتواند به خوبی از عهده مدیریت مکالمه با مشتری برآید. در غیر اینصورت نه تنها بازدهی خوبی نخواهد داشت بلکه تاثیر سوئی را بر مشتریان باقی خواهد گذارد.
مهمترین اصل در مدیریت تماس بانک اطلاعات اصناف و مشاغل مشتریان توسط کارشناسان داشتن رفتار تلفنی خوب و مناسب است. رفتار تلفنی شامل مهارت‌هایی در افراد است که بتوانند با استفاده از آنها باعث شوند مشتری تماس تلفنی را قطع نماید. دانستن قوانین و آداب مکالمه تلفنی صحیح مهمترین راه دست یابی به رضایت مشتریان است.
رضایت مشتریان تقریبا 70 درصد تعاملات یک مرکز تماس را در بر می‌گیرد. در نتیجه استفاده از افراد مناسب و خوش برخورد به خصوص در مکالمه تلفنی در مراکز تماس از الزامات می‌باشد. لازم است مدیران مرکز تماس در استخدام کارمندان مرکز تماس نهایت دقت را به خرج دهند و وقتی را برای آموزش آنها اختصاص دهند. بسیاری از مهارت‌های مدیریت تماس اکتسابی است در نتیجه آموزش افراد مستعد نیز می‌تواند یکی از مهمترین راه‌های به کار گرفتن کارمندان مرکز تماس باشد.
نحوه پاسخ دادن اپراتور به تلفن

هر مرکز تماس با توجه به نوع سرویس و خدماتی که ارائه می‌کند پاسخ دهی متفاوتی به تماس‌های دریافتی یا تماس‌های خروجی خواهد داشت اما به طور کل آدابی در این تماس‌ها وجود دارد که می‌تواند رضایت مشتری را ضمانت نماید حتی اگر خدمات مورد نظرش را دریافته نکرده باشد در اینجا به شرح برخی از آداب صحبت کردن در تماس‌های تلفنی با مشتری می‌پردازیم.
شروع تماس

ثانیه‌های اول مکالمه یکی از تاثیرگذارترین زمان‌ها در جذب مشتری خواهد بود و به گونه ای که می‌تواند کل تماس را تحت الشعاع خود قرار دهد. پس استفاده از کلمات درست و تن صدای مناسب در هنگام شروع مکالمه به عنوان شاه کلید ارتباط موفق باید رعایت شود. کارمند مرکز تماس لازم است در همان ابتدای تماس تلفنی حس مثبتی را به مخاطب خود انتقال دهد تا بتواند پیام شرکت خود را به شیوه ای درست به مخاطب اعلام نماید.علاوه بر آن چند نکته کلیدی در شروع مکالمه وجود دارد مانند: برداشتن تلفن بعد از سه زنگ، سلام کردن به مخاطب، معرفی خود یا شرکت ارائه کننده خدمات و استفاده از کلمه بفرمایید. توجه داشته باشید که سلام و معرفی زیاد نباید طول بکشد، از اعلام جزییات خوداری نمایید.
روند مکالمه

پس از این مرحله مخاطب به بیان مشکل خود می‌پردازد، با دقت به گفته‌های مشتری گوش دهید و از پریدن به میان حرف او خودداری نمایید. پس از مشخص شدن مشکل شما با مخاطب قرار دادن مشتری به رفع مشکل او بپردازید. توجه نمایید که مشتریان با چه عباراتی خود را معرفی می‌نمایند و از آنها در مخاطب قرار دادنشان استفاده نمایید. چند نمونه معرفی: من خانم رحیمی هستم یا من دکتر رحیمی هستم یا مهندس رحیمی هستم یا استاد رحیمی، این عباراتی که مخاطبین شما در ابتدای اسم خود به کار می‌برند نشان می‌دهد اسامیشان چقدر برایشان مهم است در نتیجه از عبارات خانم یا آقا (از کلمه جناب هم به جای آقای می‌توان استفاده کرد)، آقا یا خانم دکتر، آقا یا خانم مهندس و … استفاده نمایید تا تاثیر بیشتری بر روی مخاطب بگذارید.
پایان دادن به تماس
پیگیری نکردن تماس‌های ناموفقی که فاقد پیام هستند

چنانچه کسی با شما تماس گرفت و شما به هر دلیلی به آن پاسخ ندادید و او هیچ پیامی برای شما نگذاشت، از پیگیری آن تماس و یا تماس گرفتن با آن فرد خودداری کنید. چراکه اگر آن فرد کار ضروری و مهمی با شما داشت به‌ طور حتم برای شما پیام می‌گذاشت.
در دست گرفتن مدیریت مکالمات تلفنی تان

اگر کسی با شما تماس تلفنی گرفت و خواست که با شما صحبت کند در ابتدای مکالمه خود با آن فرد به‌طور شفاف مشخص ساخته که چقدر از وقت ‌تان را می‌توانید صرف صحبت کردن با او کنید. در این حالت او نیز سعی می کند تا صحبت ‌هایش را خلاصه و مفید بیان کند. پس از آنکه اصل مطلب گفته شد نیز خیلی مودبانه و محترمانه پایان مکالمه تلفنی را با آن فرد اعلام کرده تا صحبت ‌هایتان به حاشیه و طرح مطالب بی ‌ارزش کشیده نشود. در حین گفت‌ وگوهای تلفنی فراموش نکنید که وقت طلاست و نباید آن را بیش از حد برای مکالمات کم ‌ارزش و حاشیه ‌ای صرف کرد.
به روز کردن فهرست تماس‌ های سریع خود به صورت دوره‌ ای

اگر شما می ‌خواهید تماس ‌های تلفنی‌تان با دیگران را در کوتاه ‌ترین زمان ممکن انجام داده لازم است که یک فهرست آماده از شماره ‌هایی که بیشتر با آنها تماس می‌گیرید و با یک اشاره در اختیارتان قرار می‌گیرند داشته باشید. بنابراین لازم است این فهرست را به ‌طور دوره‌ای به ‌روزرسانی کنید.
از دیگران درخواست کنید به جای زنگ زدن برای شما پیام بگذارند

تا آنجایی که می ‌توانید از دیگران بخواهید تا تماس ‌های تلفنی ‌شان با شما را به صورت پیام گذاشتن بر روی پیام‌گیر تلفن‌تان انجام دهند، نه اینکه به‌طور مستقیم با شما صحبت کنند. شما با این کار به‌گونه ‌ای عمل می‌کنید که اختیار وقت ‌تان را در دست خودتان نگه داشته اید، نه دیگران..

خیلی از شرکت‌ها روی گنجی از بانک موبایل اصناف و مشتریان نشسته‌اند، اما با آنها هیچ‌کاری انجام نمی‌دهند! جالب است نه؟ گنجی داشته باشی و آن را به حال خودش رها کنی! این داده‌ها می‌توانند بینش شرکت را تغییر دهند. بینشی که می‌تواند موجب افزایش وفاداری مشتری شود، سود پنهان شرکت را آشکار کند و هزینه‌های جذب و نگهداری مشتری را کاهش دهد. آیا شما هم انبوهی از داده دارید که از آن استفاده‌ نمی‌کنید؟‌ دوست دارید بدانید از داده‌های بی‌استفاده‌‌تان چگونه می‌توانید استفاده کنید؟‌
اصولا یک شرکت با داده‌های زیادی سروکار دارد. اکثر این داده‌ها از رفتار مشتریان بدست می‌آید و تنوع و حجم آن نیز تا حد زیادی به مقیاس کسب‌وکار وابسته است. اطلاعات کلی مشتریان (سن، جنسیت، تحصیلات، محل زندگی و …)، دفعات خرید، میزان خرید، داده‌های شکایت‌ها و تماس با امور مشتریان همه از این قبیل داده‌ها هستند. معمولا همه‌ی شرکت‌ها انبوهی از این داده‌ها را ثبت و ضبط می‌کنند اما در اختیار داشتن این داده‌ها به تنهایی هیچ کمکی به هیچ کسب‌وکاری نخواهد کرد. هنر اصلی این است که به کمک تحلیل این داده‌ها که به آن داده‌کاوی یا دیتا ماینینگ (Data Mining)‌ می گویند؛ الگوهای رفتاری مشتریان را پیدا کرد. در حقیقت این داده‌ها حکم یک معدن طلا را دارند که باید از طریق داده‌کاوی به طلای آن دست پیدا کرد. در ادامه با چند نمونه از کاربردهای دیتا ماینینگ یا داده‌ کاوی در بازاریابی آشنا می‌شویم.

۱. تجزیه‌وتحلیل سبد خرید

گاهی به تجزیه‌وتحلیل سبد خرید، «تحلیل وابستگی» نیز گفته می‌شود. این نوع تحلیل به خریدهای مشتری توجه می‌کند و در بهبود نحوه چیدمان اجناس در مغازه به فروشنده‌ها کمک می‌کند یا به فروشگاه‌های اینترنتی مثل آمازون کمک می‌کند تا بتوانند بخش «کالاهای مشابه» را بهتر برنامه‌نویسی کنند. «سبد» عنوان عامیانه‌ای از همان چیزی است که خریداران موقع خرید دردست می‌گیرند.

پایه‌و‌اساس این نوع داده کاوی (Data Mining) این است که از روی خرید گذشته‌ی مشتری، می‌توان رفتار آتی او را پیش‌بینی کرد. این «رفتار» شامل خرید یا ترجیحات مشتری است. فقط مغازه‌های دم‌دستی مثل بقالی‌ها نیستند که می‌توانند از این تحلیل استفاده کنند. درادامه به چند مثال اشاره می‌کنیم که نشان می‌دهد چگونه از تحلیل سبد خرید می‌توان در صنایع متفاوت استفاده کرد:
این مورد به‌خصوص برای کسب‌و‌کارهای آنلاین اهمیت دارد. به‌طور کلی متخصصان این حوزه از بررسی داده‌های کارت اعتباری به کلاهبرداری‌های احتمالی پی می‌برند، اما به‌جز آن، می‌توان این داده‌ها را بررسی کرد تا واریانس محدودیت‌های اعتبار، شرایط، نرخ بهره و حتی بدهی‌ها را درآورد.
ارزیابی الگوی استفاده از تلفن

برای مثال، با این تحلیل می‌توانید تمام مشتریانی را که از همه‌ی طرح‌های جدید تلفن‌ همراه استقبال می‌کنند، پیدا کنید. بعد تحلیل کنید که شخصیت این دسته به‌گونه‌ای است که نیاز دارند زودبه‌زود چیزهای جدیدی را امتحان کنند. از برآیند این تحلیل‌ها ممکن است تصمیم بگیرید طرح انگیزشی دیگری برای آنها فعال کنید تا همچنان مشتاق به استفاده از اپراتور شما بمانند.

۲. پیش‌بینی فروش

این تحلیل به این مورد توجه می‌کند که مشتریان چه موقع خرید کرده‌اند و سعی می‌کند پیش‌بینی کند احتمالا دوباره کِی خرید خواهند کرد؟ از این تحلیل می‌توانید برای تعیین استراتژی موجودی انبار یا یافتن محصولات مکمل برای فروش استفاده کنید. این تحلیل تعداد مشتریان شما را در بازار مشخص می‌کند و پیش‌بینی می‌کند که چه تعدادی از آنها خرید خواهند کرد. مثلا فرض کنید در خیابان انقلاب آشپزخانه‌ای دارید. در ادامه سؤالاتی ذکر می‌شود که خوب است از خودتان بپرسید:

چه تعداد از افراد، خانوار‌ها یا کسب‌و‌کارهایی که در یک کیلومتری شما هستند ممکن است به شما سفارش غذا دهند؟
چه تعداد رقیب در این یک کیلومتر وجود دارد؟
چه تعداد فرد، خانوار‌ یا کسب‌و‌کار در ۵ کیلومتری شما حضور دارند؟
چه تعداد رقیب در این ۵ کیلومتر وجود دارد؟

نکته: وقتی زمان پیش بینی فروش فرا می‌رسد، ۳ جریان نقدینگی متفاوت را درنظر بگیرید: واقع‌بینانه، خوش‌بینانه و بدبینانه. در این حالت می‌دانید در بدترین حالت به چه میزان سرمایه احتیاج دارید تا بتوانید شرایط را تاب بیاورید.
۳. بازاریابی پایگاه داده
با بررسی الگوی خرید مشتری و مشاهده‌ی خصوصیات جمعیت‌شناختی و روان‌شناختی مشتریان، می‌توانید پروفایل بسازید و محصولاتی خلق کنید که خودشان خودشان را بفروشند! قطعا هر بازاریابی برای اینکه پایگاه داده‌ی ارزشمندی داشته باشد باید به تکمیل داده‌ها ادامه دهد. شما داده‌های خودتان را ازطریق اطلاعات فروش، نظرسنجی‌ها، ایمیل‌ها و پرسشنامه‌ها تکمیل و بعد مشتریان را براساس این دانش هدف‌بندی می‌کنید.

نکته: فرآیند داده کاوی یا دیتا ماینینگ از جمع‌آوری اطلاعات اصناف شروع می‌شود. مثلا اگر صاحب یک آشپزخانه هستید، پایگاه داده‌ی شما شامل موارد زیر می‌شود:

سوابق خریدی که ازطریق تخفیفی که در سایت x داده‌اید به‌دست آمده است (مثلا ۵٪ تخفیف خرید یا تخفیف‌های مرحله‌ای).
مسابقاتی که برگزار کرده‌اید تا اطلاعات بیشتری درباره‌ی محل سکونت مشتریان‌تان به‌دست آورید.
خبرنامه‌های الکترونیکی که می‌فرستید تا مشتریان را از تازه‌های هر هفته باخبر کنید و در کنار آن برای‌شان نظرسنجی می‌فرستید تا از آنها اطلاعات بیشتری دریافت کنید و بتوانید درباره‌ی محصولات و روش‌های افزایش جدید برنامه‌ریزی کنید.
اکانت توئیترتان که مکانی‌ است برای شنیدن نظرات مثبت و منفی مخاطبان‌تان.

وقتی این داده‌ها را جمع‌آوری کردید، دنبال فرصت‌ بگردید. مثلا بهترین روزها برای اجرای روش‌های افزایش فروش ازطریق تخفیف کدام‌اند؟ از خودتان بپرسید مشتریان محلی شما چه کسانی هستند و چطور می‌توانید این مشتریان را به «طرفداران» برند خود تبدیل کنید؟

کسب و کار

به یک واحد سازمانی که استراتژی مشخص و مدیری مسئولیت‌پذیر درزمینهٔ فروش و سودآوری دارد (یا باید داشته باشد) گفته می‌شود. یک سازمان واحدهای کسب‌وکار متعددی می‌تواند داشته باشد که به‌صورت افقی یا عمودی با یکدیگر ارتباط دارند.
برای مثال، HP کسب‌وکاری است که باید جهت‌گیری‌های استراتژیک خود را برای مقدار زیادی محصول که در آن فعالیت می‌کند تعیین کند. و هر بازار محصولی، عموماً استراتژی کسب‌وکار خود را دارد.

برای مثال، فورد کسب‌وکارهای خود را بر اساس مناطق جغرافیایی نظیر انگلستان و چین، بر اساس خود شرکت فورد و بر اساس مدیریت برندها و زیر برندها تعریف کرده است.
درواقع کسب‌وکاری چندگانه در بیشتر موارد به استراتژی‌های کسب‌وکار چندلایه نیاز دارند. برای فورد حداقل ۵ لایه لازم است. اولین لایه برای سطح مدل است مثل فراری‌ها. دومین لایه، استراتژی بازار محصولاتی نظیر فورد در ایالات‌متحده، فورد شاسی‌بلند و ماشین‌های فورد در انگلستان خواهد بود. سومین استراتژی را می‌تواند برای یک اجتماع جغرافیایی همچون کامیون‌های فورد در سرتاسر جهان در نظر گرفت. چهارمین لایه به بزرگ‌ترین محصولات فورد مانند اتومبیل‌های فورد در دنیا اختصاص دارد و آخرین لایه متعلق به فورد به‌ عنوان‌ یک بنگاه مادر خواهد بود. هر یک از این استراتژی‌ها با افزایش گستره هرچه بیشتر جنبه عمومی پیدا خواهند کرد.

میل نزدیکی به جامعه مشتریان، توسعه کسب‌وکار در مناطق مختلف و بازارهای جهانی موجب ایجاد کسب‌وکارهای استراتژیک می‌شود ولی نباید اجازه داد تا تعدد کسب‌وکارها از تأثیر استراتژی‌ها بکاهد و آن‌ها را تبدیل به برنامه‌های فاقد صرفه اقتصادی نماید. نتیجه نهایی، فشار زیاد برای جمع‌کردن کسب‌وکارها درون نهادهای بزرگ‌تر است.

با جمع‌کردن کسب‌وکارها می‌توان از استراتژی‌های بازارهای مشابه، بهره گرفت و هم‌افزایی ایجاد نمود.

کسب وکارهایی که برای توجیه یک استراتژی کوچک هستند لازم است با یکدیگر ترکیب‌شده تا ساختار مدیریت آن‌ها قابل حمایت گردد. البته این کسب‌وکارها برای حفظ صرفه اقتصادی می‌توانند از عوامل اجرایی نظیر نیروی فروش و یا بعضی امکانات بدون ادغام با یکدیگر بهره‌مند شوند.

کسب‌وکارهایی که استراتژی کسب‌وکار و بانک اطلاعات مشاغل کشور را دارند کاندیدای خوبی برای ترکیب و ادغام، اشتراک دانش و هم‌افزایی بین واحدهای کسب‌وکار هستند. با این کار به کاهش هزینه‌ها کمک کرده و سرمایه ارزشمندی ایجاد می‌کنید.
اولین مفهوم استراتژیک که به آن پرداخته‌ایم ارزش آفرینی است. معمولاً در سرفصل‌های آموزش مدیریت، آن‌چنان که شایسته است، به بحث ارزش و اهمیت ارزش آفرینی توجه نمی‌شود و این موضوع، میان درس‌های مختلف سرگردان است.

گاهی اوقات، ارزش را به عنوان یکی از مفاهیم مدیریت استراتژیک آموزش می‌دهند. گاهی هم، آن را زیرمجموعه‌ای از درس مدیریت بازاریابی در نظر می‌گیرند.

اخیراً که کارآفرینی و فعالیت‌های استارت‌آپ‌ها هم رواج بیشتری پیدا کرده، ارزش و ارزش آفرینی به زیرمجموعه‌ای از بحث مدل کسب و کار تبدیل شده است.

ما برای این‌که به این سردرگمی شناخته‌شده در دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی گرفتار نشویم، بر خلاف عرف رایج در تعیین سرفصل‌های آموزش مدیریت، ارزش آفرینی را به یک مجموعه درس مستقل تبدیل کرده‌ایم و در نخستین گام برنامه آموزشی خود قرار داده‌ایم، تا پس از آن، در درس‌های دیگر به سادگی به این مفهوم ارجاع دهیم.
استراتژی در نهایت باید شاخص‌های کلیدی عملکرد را بهبود ببخشد. از جمله‌ی این شاخص‌ها، می‌توان به شاخص‌های مالی (مثلاً میزان فروش و سود کسب و کار) و شاخص‌های رضایت مشتری اشاره کرد (که دوام و بقاء کسب و کار را تضمین می‌کند).

اگر کسی بگوید یک استراتژیست حرفه‌ای است و در رأس هر کسب و کاری که قرار می‌گیرد، آن را ورشکست کرده یا مشتریانش را ناراضی کند، بعید است شما حرف او را بپذیرید.

اما دقیقاً چه شاخص‌هایی را باید تعریف کنیم و چگونه بر آن‌ها نظارت داشته باشیم؟ در برنامه ریزی خود، سطح هدف هر شاخص را چگونه تعریف کنیم؟ اگر به هدف نرسیدیم چه باید بکنیم؟

مثلاً آیا همه چیز را می‌توان در شاخص سود خلاصه کرد؟ آیا این باعث نمی‌شود که با اقدام‌های کوته‌نظرانه، سود کسب و کار را در کوتاه‌مدت و میان‌مدت افزایش دهیم و در بلندمدت، کل کارمان را نابود کنیم؟

تعریف شاخص، پایش شاخص‌ها و اصلاح و کنترل آن‌ها، موضوع بسیار مهمی است که تا بر آن مسلط نباشیم، استراتژی برایمان چیزی جز «حرف‌های بی‌خاصیت زیبا و خوب» نخواهد بود.

ضمناً ماجرا به همین‌جا تمام نمی‌شود. بعد از تدوین استراتژی و برنامه ریزی استراتژیک، به مرحله‌ی اجرای استراتژی می‌رسید و چگونه باید مطمئن شوید که در اجرا موفق بوده‌اید؟ این‌جا هم بحث کنترل استراتژیک مطرح می‌شود.

با این مقدمه باید به نتیجه رسیده باشید که بدون درک عمیق کنترل و مفاهیم مرتبط با آن، نمی‌توانید ادعا کنید که در استراتژی توانمند هستید.
تفکر استراتژیک

کلمه‌ی استراتژی برای بسیاری از مدیران، برنامه ریزی استراتژیک را تداعی می‌کند: جلسه‌هایی رسمی مکرر با حضور مدیران ارشد که در آن‌ها انبوهی از نمودارها بررسی شده و صورت‌جلسه‌های فراوان تنظیم می‌شود. در نهایت هم، سندی در چند ده‌ یا چندصد برگ تنظیم و صحافی شده و در اختیار مدیران قرار می‌گیرد (و احتمالاً بخش‌هایی از آن به شکل رسمی منتشر می‌شود).

اما بخش مهمی از استراتژی، تفکر استراتژیک است. تفکر استراتژیک شکلی از فکر کردن است که دغدغه‌ی آن، مسائل و موضوعات و اهداف و شاخص‌های کلیدی است.

کسی که تفکر استراتژیک دارد، می‌داند که از بین ده‌ها سوالی که امروز روی میز او وجود دارد، دو یا سه یا چهار سوال است که سرنوشتش را تغییر خواهد داد.

هم‌چنین از بین تمام فرصت‌هایی که پیش روی اوست، فقط می‌توان به چند مورد محدود پرداخت.

به طور کلی، تفکر استراتژیک بر محدودیت منابع تأکید دارد و این‌که ما پیوسته با انتخاب کردن روبرو هستیم. چاره‌ای نداریم جز این‌که منابع خود را به بخشی از مسائل و مشکلات و دغدغه‌ها و اولویت‌ها اختصاص دهیم و طبیعتاً مسائل و مشکلات و دغدغه‌های دیگری را کنار بگذاریم.

ممکن است یک فرد یا یک سازمان، هرگز به سراغ برنامه ریزی استراتژیک و فرایندهای رسمی مدیریت استراتژیک نرود، اما نمی‌تواند از زیر بار تفکر استراتژیک شانه خالی کند.

یکی از مهم ترین عوامل تاثیرگذار بر تصمیم مشتری به خرید یا عدم خرید، قیمت یک محصول است؛
لذا خرید بانک اطلاعات مشاغل و اصناف عامل بسیار مهمی در رشد کسب و کار شما دارد.
ارائه محصولات بهتر نسبت به سایر رقبا و استفاده از گام‌های صحیح در انتخاب استراتژی برای رسیدن به موقعیت مطلوب در مقابل رقبا، جزء اصول مهم برای رسیدن به سودآوری در مدل کسب و کار می‌باشد؛ بنابراین یک بنگاه باید قادر به قیمت‌گذاری محصولاتش به گونه‌ای باشد که بتواند درآمدهایی متناسب با ارزش ارائه شده به مشتری بدست آورد و به این ترتیب موقعیتش را نسبت به مشتریان، کالاهای مکمل، رقبا و تازه واردین بالقوه حفظ نماید.. قیمت‌گذاری مهم‌ترین جزء از مدل کسب و کار می‌باشد و تصمیمات در مورد آن تأثیر زیادی بر روی سودآوری بنگاه به همراه دارد. در ادامه با “ناب آفرینی” همراه باشید تا 12 روش قیمت گذاری را به شما معرفی کنید تا تشخیص دهید کدام روش قیمت گذاری برای شما مناسب تر است.
ارائه محصولات بهتر نسبت به سایر رقبا و استفاده از گام‌های صحیح در انتخاب استراتژی برای رسیدن به موقعیت مطلوب در مقابل رقبا، جزء اصول مهم برای رسیدن به سودآوری در مدل کسب‌وکار می‌باشد. بنابراین یک بنگاه باید قادر به قیمت‌گذاری محصولاتش به‌گونه‌ای باشد که بتواند درآمدهایی متناسب باارزش ارائه‌شده به مشتری به دست آورد و به‌این‌ترتیب موقعیتش را نسبت به مشتریان، کالاهای مکمل، رقبا و تازه واردین بالقوه حفظ نماید. قیمت‌گذاری مهم‌ترین جزء از مدل کسب‌وکار می‌باشد و تصمیمات در مورد آن تأثیر زیادی بر روی سودآوری بنگاه به همراه دارد. قیمت‌گذاری موفق با پاسخ‌گویی به برخی از سؤالات مهم، معین می‌شود.
کارشناسان باسابقه فروش معتقدند بهترین قیمت برای کالا؛ قیمتی است که خریدار به راحتی آن را قبول کند و برای خرید آن جذب شود و در عین حال سود دهی مناسبی هم برای فروشندگان و تولید گنندگان محصول به همراه داشته باشد. در واقع بهترین قیمت در یک شرایط « برد- برد» برای فروشندگان و مشتری ها حاصل می شود.

دراین بین شرکت های تولید محصولات به خوبی می دانند که اگر در قیمت گذاری کالاها توجهی ویژه نداشته باشند این موضوع می تواند تبعات بسیار زیادی برای آن ها به دنبال داشته باشد و باعث شود بازار را خیلی راحت به رقبای خود واگذار کنند. اما سوال اصلی این است که مهم ترین روش ها و استراتژی هایی که تولید کنندگان و فروشندگان کالاها در کشورهای مختلف برای فروش محصولات استفاده می کنند چیست؟ و در حال حاضر رایج ترین روش های تعیین و قیمت گذاری روی کالاها و محصولات کدام ها است؟

قیمت فروشنده: کارخانه های سازنده در دنیا برای فروشندگان خود ( بیشتر فروشندگان خرد) قیمت فروشنده تعیین می کنند تا از جنگ قیمت ها در بازار جلوگیری کنند یا در نمایندگی های خود قیمت های مشخصی برای محصولات تعیین می کنند که سود مناسبی هم برای فروشنده داشته باشد. در این بین برخی از کارخانه ها و تولید کنندگان هم برای محصولات خود حداقل قیمتی مشخص را در نظر می گیرند و قیمت گذاری نهایی را به فروشندگان واگذار می کنند ولی در نهایت باز هم قیمت پیشنهادی دارند که در صنف خود آن را مطرح می کنند. البته به اعتقاد کارشناسان روش قیمت گذاری از قبل از سوی کارخانه ها برای فروشنگان این ایراد را دارد که ممکن است در برابر رقبا خیلی ابتکار عمل نداشته باشند.

قیمت گذاری مزایده ای: این روش با چکش حراج و مزایده شناخته می شود و فروشنده با انتشار آگهی و اطلاع رسانی خبر از فروش محصولی را می دهند و سپس با تعیین زمانی مشخص و دریافت پیشنهادهای مشتری ها اقدام به برگزاری مزایده و فروش محصول می کنند.

قیمت گذاری رقابتی: بهترین روش قیمت گذاری در جهان از سوی کارشناسان روش رقابتی است. در جهان کنونی مشتریان گزینه های بسیاری برای خرید پیش روی خود دارند و همیشه می خواهند کالای مورد نظر خود را با بهترین قیمت خریداری کنند. خرده فروشان می دانند داشتن قیمت رقابتی به همراه سرویس دهی مناسب به مشتریان سبب می شود که آنها در بین رقبا یک سر گردن بالاتر بایستند بنابراین تلاش می کنند تا از روش قیمت گذاری رقابتی استفاده کنند.

استراتژی قیمت گذاری زیر قیمت رقابتی: در این روش قیمت گذاری فروشندگان و تولید کنندگان پایین ترین قیمت در بین رقبا و بازار را برای فروش کالاهای خود در نظر می گیرند و یا با در نظر گرفتن مشوق ها و خمات پس از فروش به جذب مشتری برای محصولات خود می پردازند. در این روش اعتقاد بر این است که فروش بالا از نظر حجم و یا تعداد با سود کم در نهایت سود بیشتری را حاصل می کند تا فروش کم با سود زیاد. البته در این روش قیمت گذاری باید در مرحله اول قیمت ها خیلی دقیق محاسبه شود که پایین آوردن قیمت به معنی زیان نباشد و در ثانی از نظر تبلیغی و بازار یابی باید قدم های مهمی برای جذب مشتری بیشتر برداشته شود و اطلاع رسانی صورت گیرد.

قیمت گذاری بالای قیمت رقابتی: این روش قیمت گذاری برای طبقه ای خاص یا مشتریانی خاص و منحصر به فرد یا در محلی مخصوص ممکن و کارآمد است و معمولا از سوی شرکت های برند مورد استفاده قرار می گیرد، برای مثال در بازار کامپیوتر، لپ تاب و گوشی همراه می توان به محصولات اپل اشاره کرد که قیمت بالاتری نسبت به رقبای خود دارد ولی نگران این گرانی محصولات درمقایسه با شرکت های دیگر برای جذب مشتری های خاص خود که حاضر هستند برای خرید محصولات جدید اپل در صف های طولانی بایستند، نیستند.

روش قیمت گذاری روانی: دراین روش قیمت ها به گونه ای تعیین می شوند که خریدار از نظر روانی احساس کند قیمت مناسبی برای کالا یا خدمات مورد نظر خود می پردازد. به همین دلیل معمولا در این روش فروشندگان و تولید کننگان با اعداد یا خدمات بازی می کنند. به اعتقاد کارشناسان علم روانشناسی استفاده از اعداد 5 و 9 در انتهای قیمت ها تاثیر بسیاری از نظر روانی دارد زیرا ذهن مشتری ها ناخدآگاه تمایل به روند کردن اعداد به سمت پایین تر دارد. در این روش کارشناسان به تولید کنندگان و فروشندگان توصیه می کنند که قیمت محصولات خود را با 5 یا 9 تمام کنند. مثلا 999 تومان یا 1995 تومان و… به اعتقاد کارشناسان این اعداد ناخدآگاه تاثیر روی مشتری می گذارد. علاوه بر استفاده از این اعداد به اعتقاد کارشناسان خبره راه اندازی فروشگاه هایی با تعیین قیمتی ثابتی برای فروش تمام محصولات هم می تواند اقدام روانی مناسب دیگری برای جذب رقابت باشد. درچند سال گذشته به خصوص از بعد از شروع بحران اقتصاد جهانی در کشورهای مختلف فروشگاه های بسیاری از این دست ایجا شده اند. این فروشگاه ها معمولا تمام کالاهایی خود را به قیمت های 1 دلار و یا 5 دلار به فروش می رسانند.

شروع یک کار جدید سخت است اما وقتی درها را باز کردید، کارتان شروع شده است. در بسیاری از موارد، باید خیلی بیشتر از زمانی که برای بقیه کار می‌کردید زمان بگذارید.

امروز صاحبان اصناف و مشاغل برای موفق شدن در یک کار و تجارت، باید انعطاف‌پذیر باشید، برنامه‌ریزی خوب داشته باشید و مهارت‌های سازمانی را بدانید. خیلی افراد با این فکر کاری را شروع می‌کنند که با روشن کردن کامپیوترها یا باز کردن در شرکتشان، پول پارو خواهند کرد. اما واقعیت این است که پول درآوردن خیلی سخت‌تر از آن چیزی است که فکر می‌کنید. به همین دلیل باید برای برنامه‌ریزی وقت بگذارید تا موفق شوید.
۱- تجارت موفق نیاز به یک طرح مفصل دارد
طرح یک تجارت موفق باید عمق داشته باشد و ریزترین مسائل در آن بیان شده باشد تا بتوانید با چالش هایی که دارید مواجه شوید. طرح شما باید همه وضعیتهایی که قادر به شناسایی آن بوده اید را تشریح کند، مأموریت شما را به طور واضح بیان نماید، هدفتان را توصیف کند، اهداف قابل سنجش را اندازه گیری کند و برای هرکدام دوره زمانی معین کند. به یاد داشته باشید که داشتن طرح و برنامه بسیار ضروری است و مانند رگ حیات تجارت و موفقیت شماست که باید به اندازه کافی قابلیت انعطاف و اجرایی داشته باشد.

۲- تجارت موفق نیاز به شبکه سازی حرفه ای دارد
تجارت موفق، بدون شبکه سازی حرفه ای نخواهد توانست به جایگاهی والا دست پیدا کند. با شروع تجارتتان باید این کار را آغاز کنید. ما بر شبکه سازی تأکید می کنیم. زمانی که شرکتتان را تأسیس می کنید نیاز به دایره واژگانی خود دارید.
نماینده برند خود باشید، با دیگران از مزایای تجاری و خصوصیات کارتان صحبت کنید و به مردم بگویید که چرا باید به شما فرصت بدهند تا خود را ابراز کنید. حرکت خود را شروع کنید. از تمام ظرفیتتان برای نمایش توانمندی ها استفاده کنید و توسط گروه ها و شبکه هایی که وجود دارند با حرفه ای ها ارتباط برقرار کنید. این تماس های ابتدایی در نهایت به رشد و توسعه ، یافتن شرکای تجاری، مشاوران زبده و موفقیت منجر می شود.
۳- تجارت موفق نیازمند حلقه ای از افراد زبده است
در یک تجارت موفق، مشاوران خوب و شرکای استراتژیست تنها کسانی نیستند که شما به وجود آنها نیاز دارید. با گروه بزرگی از افراد متخصص در ارتباط باشید. کارمندانتان را از میان افراد موفق، با استعداد و با انگیزه انتخاب کنید و دیدگاه های خود را با آنها به اشتراک بگذارید و تبادل نظر کنید. آنها به تنهایی نمی توانند تجارت شما را توسعه دهند اما می توانند بستری ایجاد کنند تا شتاب زیادی به حرکت شما بدهند.کسانی را انتخاب کنید که مثبت اندیش باشند و بتوانند فرهنگ ساز و خلاق و سازنده باشند و شور و شوق و علاقه زیاد به کار گروهی و موفقیت داشته باشند.
۴- تجارت موفق نیازمند پیش بینی آینده است
در یک تجارت موفق، شما باید روز به روز تمرکز کاری خود را افزایش دهید. بسیار مهم و ضروری است که یک چشمتان به آینده باشد و تغییرات را مد نظر داشته باشید. اگر نتوانید آینده را پیش بینی کنید سقوط خواهید کرد. تجار موفق همیشه در این زمینه مطالعه می کنند. این به آنها اجازه می دهد تا قدرت مانور بیشتری پیدا کنند. پس مجلات و وب سایت های مرتبط با تجارت و موفقیت را بخوانید تا قدرت تحلیل پیدا کنید. هم چنین دایماً با مشتریان در ارتباط باشید تا بتوانید از نظراتشان استفاده کنید.

۵- تجارت موفق نیازمند مدل کار- زندگی متعادل است

راه اندازی یک تجارت موفق نیازمند زمان و انرژی زیادی است. بنابراین دستیابی به مدل کار- زندگی متعادل یک ضرورت است. کار کردن به طوری که زندگیتان را از دست بدهید آسان است. این مدل باعث می شود تماس و ارتباط با کسانی که بیشترین توجه را به خود شما دارند از دست بدهید.

همچنین باید توجه داشته باشید که مواظب سلامتی خودتان باشید. تجارتتان بدون شما نمی تواند راه اندازی شود و عرض اندام کند. اگر برای خودتان زمان نگذارید خیلی چیزها را از دست خواهید داد. شما باید به طور منطقی زمان را تقسیم بندی کنید در غیر اینصورت بعد از مدتی تحلیل می روید و قادر به انجام وظایف روزانه خود نخواهید بود. باید برای خانواده و دوستان وقت بگذارید تا بتوانید انرژی و انگیزه خود را ذخیره کنید تا در روزهای دشوار کاری با اراده بیشتری بر مشکلات غلبه کنید و به موفقیت برسید.

 

6 – متمرکز باشید

اینکه کار یا تجارتی را شروع کرده‌اید به این معنی نیست که فوراً به پول خواهید رسید. زمان می‌برد که مردم شما را بشناسند، به همین علت باید روی رسیدن به اهداف کوتاه‌ مدتتان تمرکز کنید و بگذارید بقیه اتفاقات به موقع خود روی دهد.

7 – آماده فداکاری باشید

شروع یک کار جدید سخت است اما وقتی درها را باز کردید، کارتان شروع شده است. در بسیاری از موارد، باید خیلی بیشتر از زمانی که برای بقیه کار می‌کردید زمان بگذارید. درعوض باید فداکاری کنید، مثلاً مجبور می‌شوید وقت کمتری را صرف خانواده و دوستانتان کنید تا موفق شوید.

8 – خدماتی عالی ارائه دهید

تجارت‌های موفق زیادی هستند که فراموش می‌کنند ارائه خدمات عالی به مشتریان اهمیت زیادی دارد. اگر شما خدمات بهتری را به مشتریانتان ارائه کنید، آنها تمایل بیشتری برای مراجعه به شما خواهند داشت تا به رقبایتان.

9 – استوار و ثابت‌قدم باشید

ثبات‌قدم رمز پول درآوردن در یک کار است. باید هر روز برای موفق شدن پشتکار داشته باشید. این عادت‌های مثبتی در طولانی‌مدت ایجاد می‌کند که کمکتان می‌کند به مرور زمان سود ببرید.

چرا خرید و فروش بدون واسطه را انتخاب کنیم؟
خرید و فروش بدون واسطه در واقع به معنای معامله مستقیم میان تولیدکنندگان و فروشندگان کالا و مشتری است. از لحاظ اقتصادی میتوان گفت، زمانی که لایه‌های واسطه‌گری میان تولیدکننده و خریدار مانند بانک اطلاعات مشاغل کشور عمده‌فروش‌ها، توزیع کنندگان و خرده‌فروش‌ها که به تعبیری هیچ گونه ارزش افزوده‌ای برای مشتری تولید نمی‌کنند وجود نداشته باشد در این شرایط کالاها با قیمت اصلی خود بفروش می‌رسند. هر چند عده‌ای معتقدند که خرید و فروش بدون واسطه امنیت معامله را کاهش می‌دهد با این حال هر روز با رشد روزافزون سایت‌هایی مواجه هستیم که بستری برای معامله مستقیم میان فروشنده و خریدار را فراهم میکنند.

مزایای خرید و فروش مستقیم چیست؟

• حذف هزینه‌های واسطه‌ای
• ترویج داد و ستد میان شهروندان
• حذف کمیسیون و حق‌الزحمه بنگاه معاملاتی
• حذف حق‌الزحمه و درصد کمیسیون بنگاه مشاوران املاک
• اختلاف قیمت چشمگیر در بخش لوازم خانگی چوبی
• کمک به کسب و کارهای کوچک و نوپا
• فرصت برابر فروش

۱-حذف هزینه‌های واسطه گری
احتمالا تاکنون برای شما هم پیش آمده است که به مغازه‌ای شیک و مجلل بروید و کالایی را با قیمت نامتعارف و بیشتر از حد معمول دیده باشید؟!. البته که باید به این نکته توجه کنیم که با توجه به منطقه یا محل قرار گیری آن مغازه در شهر و یا مناطق مختلف قیمت کالاهای موجود نیز ممکن است دچار نوسان شوند. چرا که حتی افزایش قیمت بنزین هم به عنوان یک فاکتور اساسی در تعیین قیمت کالا و خدمات موثر است. بنابراین باید این نکته را در نظر گرفت که هزینه حمل و نقل بر افزایش قیمت کالاها تأثیر مستقیم دارد. البته که در نهایت مهمترین مزیت حذف واسطه‌ها در خرید و فروش از میان برداشته شدن هزینه‌های اضافی میباشد.

مزایای فروش مستقیم برای مشتری نهایی (مصرف کننده نهایی)

 

• فرصت تست کردن و لمس کالا قبل از خرید وجود دارد.
• مشاوره و بازاریابی در یک محیط دوستانه( در شعب مجاز شرکت) صورت می گیرد.
• در صورت خرید مستقیم از شرکت، امکان دریافت درب منزل وجود دارد.
• حق باز پس دادن کالا در یک زمان مشخص و تعیین شده از جانب شرکت برای شرکت وجود دارد.
• تماس مستقیم با فروشنده میسر است.
• خدمات پس از فروش و تضمین وجود دارد.
• برای مشتری امکان خرید در هر ساعت و هر لحظه از شبانه روز فراهم است.

مزایای فروش مستقیم برای بازاریاب (توزیع کننده)

• قابلیت راه اندازی کسب و کار با حداقل هزینه و کمترین ریسک وجود دارد.
• فرصت های مناسب کسب و کار به صورت انعطاف پذیر فراهم است.
• ساعات کار منعطف و قابل تغییر است.
• همسر یا اعضای خانواده می توانند شرکای کاری باشند و به فرد کمک کنند.
• اصولا به عنوان شغل دوم و پاره وقت می باشد.
• حتی بدون مدرک رسمی دانشگاهی هم می توان در این سیستم فعالیت کرد و نیاز به آموزش راهبران دارد.
• آموزش مناسب و پشتیبانی از جانب شرکت صورت می گیرد.
• طیف وسیعی از محصولات در دسترس است و نیاز به فروش محصول خاصی نیست
• طی کار ارتباطات اجتماعی زیادی فراهم می شود.

مزایای فروش مستقیم برای شرکت های تولید کننده

• این متد موثرترین متد جذب مشتری و ورود به بازار برای شرکت های جدید و محصولات و خدمات جدید با کمترین هزینه است.
• نیاز به سرمایه گذاری زیادی در بدو ورود برای راه اندازی شعب متعدد وجود ندارد.
• به دلیل حذف واسطه ها، می توان هزینه توزیع و … را ذخیره و در جایی دیگر سرمایه گذاری نمود.
• برای جذب مشتری احتمالی، متد مناسبی است.
• محصولات شناخته نشده به راحتی و بدون هزینه تبلیغات، معرفی و به فروش می رسد.
• این طرح برای دستیابی به فروش احتمالی و گسترده برای جذب و حفظ مشتریان جدید منحصر به فرد است.

 

مزایای فروش مستقیم برای اقتصاد کشور

 

• فرصت های کسب درآمد و اقتصاد و اشتغال ایجاد می کند.
• یک کانال توزیع جدا از خرده فروشی های بزرگ ایجاد می کند.
• باعث ایجاد کسب و کار های کوچک می شود.
• خود اشتغالی را توسعه می دهد.
• کار آفرینی را توسعه می دهد.
• کمک به رفاه اقتصادی و ملی می کند.

فناوری اطلاعات یا IT جزء اصلی مدیریت کسب­‌وکار اصناف و مشاغل دنیای امروز است، فارغ از اینکه چه نوع بنگاهی را مدیریت می­‌کنید. وقتی از کامپیوتر برای هر گونه فعالیتی اعم از ذخیره‌­سازی، انتقال، بازیابی یا ارسال اطلاعات استفاده می‌­کنید، می­‌توانید با کمک تکنولوژی اطلاعات و اپلیکیشن­‌های کامپیوتری، کسب‌­وکارتان را با دقت و کارایی بیشتری مدیریت کنید.
امروزه بانک موبایل مشاغل کشور به سرعت در حال رشد و گسترش است که نه تنها باعث از دست رفتن مشاغل نمی شود بلکه مشاغل متعددی را در همه بخش‌های صنعتی، کشاورزی و خدماتی ایجاد می کند. که البته اشتغال در آنها نیاز به داشتن تخصص لازم در زمینه فناوری است.

فناوری ماهیت و نوع کار را تغییر می دهد و باعث جابه جایی مشاغل می شود. فناوری جوامع و سازمان ها را نیز تحت تاثیر خود قرار داده است. و تاثیر آن به حدی است که بر سایر مشاغل بگونه‌ای سایه افکنده است که آگاهی عمومی را در جهت استفاده از این فناوری بر همگان ضروری نموده است. در این مقاله ابتدا با مفهوم فناوری بصورت مختصر آشنا می شویم، سپس به نقش و تاثیر فناوری اطلاعات در اشتغال می پردازیم و اینکه فناوری تا چه میزان می تواند در توسعه بازار کار موثر باشد.

● مفهوم فناوری

تکنولوژی از دو لغت یونانی techno (هنر و مهارت) و logia (علم و دانش) تشکیل شده است که فرهنگ لاروس، فناوری را مطالعه ابزارها، شیوه‌ها و روش‌های مورد انتظار و مورد استفاده در حوزه‌های گوناگون صنعت می‌داند. (۱)
جهان در حال حاضر در گذر و تحول از وضع موجود به وضعیت مطلوب می‌باشد . لذا می‌توان انتظار داشت فرصت‌های شغلی متعددی در حوزه فناوری اطلاعات ایجاد شود.

کشورها برای توسعه اشتغال خود حتما به نیروهای متخصص فناوری نیاز مبرم دارند و این مقوله جز با برقراری دوره‌های آموزشی برای افراد تحصیلکرده که بتوانند در عصر دیجیتال مهارت و توانایی کافی داشته باشند برقرار نخواهد شد.

می‌توان از این موارد نتیجه گرفت که افزایش فرصت‌های شغلی در زمینه فناوری اطلاعات به عوامل زیر بستگی دارد:

ـ افزایش نیاز به کارشناسان فنی نرم افزار و سخت افزار با توجه به گسترش استفاده از فناوری و ورود فناوری در سازمان‌ها

ـ افزایش نیاز کشورها به متخصصین فناوری و تامین قسمتی از این نیروها از کشورهای مختلف

ـ افزایش قبول سفارش ساخت نرم افزارهای مختلف توسط افراد و شرکت فناوری از سایر کشورهای جهان

ـ افزایش خدماتی که از کامپیوتر و نرم افزارهای مختلف به عنوان یک وسیله کمکی و ابزار استفاده می کنند.

ـ افزایش فروش و تعمیر و نگهداری سخت افزارهای مختلف

ـ افزایش تولید برخی قطعات و لوازم مورد نیاز کامپیوترها

ـ افزایش آموزش این فناوری با تاسیس آموزش‌های مختلف
اشتغال غیر مستقیم

با افزایش فناوری اطلاعات در برد وسیع با استفاده از شبکه‌های گسترده جهانی، تمام حوزهای کاری کشورها اعم از علمی، صنعتی، کشاورزی ، صنایع دستی و خدماتی قادر خواهند بود با ارائه محصولات و توانمندی‌های خود در سایت‌ها سهم منابعی از تجارت جهانی را به خود اختصاص دهند و با به دست آوردن بازار محصولات خود در جهان رونق اقتصادی همراه با ایجاد فرصت‌های شغلی مناسب در کشورها بوجود آورند. همچنین استفاده از اینترنت موجب آگاهی از توانمندی‌های صنعتی، علمی و خدماتی خواهد شد و فرصت‌های کاری را برای اهالی در تمام نقاط فراهم می‌‌آورد.(۳)

● تحولات شغلی

تغییر و تحولات ایجاد شده در جوامع بشری مستقیما بر نوع و ماهیت کار تاثیرگذار بوده و به گونه‌ای که در هر یک از جوامع اولیه مبتنی بر کشاورزی، صنعتی و اطلاعاتی انسان‌ها بر اجرای وظایف و فعالیت‌های ویژه‌ای تمرکز داشته‌اند.

 

▪ فناوری اطلاعات و مدیریت زمان

زمان ارزشمندترین سرمایه هر فرد، گروه و سازمان می‌باشد که برگشت‌ناپذیر، غیر قابل خریداری، غیر قابل بازیافت و غیر قابل ارزش‌گذاری است.

تاثیر فناوری را می‌توان بر مدیریت زمان و صرفه‌جویی در وقت مدیران با استفاده از ابزار کار یا اطلاعات، سیستم‌های کامپیوتری، شبکه‌های ارتباطی و نرم‌افزارهای کاربردی می‌تواند به دو بخش تقسیم کرد سخت افزاری (زیر ساخت) و نرم افزاری (کاربرد و محتوا) تقسیم کرد.(۶)

که در بخش سخت افزار با استفاده از امکاناتی مانند تلفن همراه و کامپیوترهای قابل حمل و داشتن حافظه‌های جیبی بر همه کارها و فعالیت های خود اعمال نظر داشته باشند و همچنین در بخش نرم‌افزاری می‌توانند با استقرار سیستم اتوماسیون اداری، سیستم مکانیزه مدیریت اسناد سازمان و بهره‌گیری از سیستم‌های کنفرانس از راه دور، بر زمان و فعالیت خود مدیریت کنند.

▪ کار از راه دور

کار از راه دور مقوله‌ای نیست که مختصر به این زمان و سال‌های اخیر باشد. در دهه پنجاه نیز یک روزنامه‌نگار می‌توانست با استفاده از تلفن، گزارش خبری خود را به دفتر روزنامه مخابره کند و یک ساعت بعد خبر چاپی مطلبش را از طریق تلگراف دریافت کند. اما آنچه امروزه مورد توجه است فراگیر شدن مقوله کار از راه دور به لحاظ پیشرفت در فناوری رایانه ارتباطات و اطلاع‌رسانی است که افراد بسیاری را به خود جذب کرده است.

ایجاد یک برنامه‌ریزی منعطف کار از راه دور می تواند گام بلندی به سوی نگهداشتن کارکنان پرتلاش و حفظ رضایت شغلی باشد. (۷)

▪ سیستم‌های عملیات از راه دور

در عصر اطلاعات ، اجزای عملیات فیزیکی از راه دور که تحت عنوان دور عملیات (Tele Operation) نامیده می‌شود امری ضروری و اجتناب‌ناپذیر خواهد بود. انجام چنین فعل و انفعالاتی از طریق شبکه‌های کامپیوتری مثل اینترنت و تجهیزات دیگر همچون روبات‌ها امکان‌پذیر می‌گردد. به طور کلی سیستم‌های دور عملیات تعمیمی از حواس انسان و توانایی انجام کار با بازوی مکانیکی از یک موقعیت دور است.

روش‌های مختلفی برای طبقه‌بندی سیستم‌های دور عملیات وجود دارد. به عنوان مثال می‌توانیم به طبقه بندی ورتوث (Jean Vertut) اشاره کرد که براساس حجم کار، فاصله سیستم تا محل کار، مکانیک بازوی مصنوعی، روش کنترل و نوع مدارهای واسط می‌باشد.

برخی از کاربرد این گونه سیستم‌ها شامل : تولید از راه دور، باغبانی از راه دور، رصد ستارگان از راه دور، جراحی از راه دور، آزمایشگاه از راه دور و کنترل ادوات خانگی از راه دور می‌باشد.

بسیاری از اصناف و مشاغل کشور در همان روزهای آغازین فعالیت خود ورشکسته می‌شوند. بسیاری هم طاقت می‌آورند و با شناسایی و رفع عوامل عامل شکست، خود را از دام ورشکستگی کسب و کار نجات می‌دهند.

1- ویژگی‌های سیستم اقتصادی

مدیریت شرکت باید تغییراتی را که در ساختار اقتصادی رخ می‌دهد بپذیرد. وی نمی‌تواند تغییری در آنها ایجاد کند بلکه باید تعدیلا‌ت لا‌زم را در عملیات شرکت در جهت این سیستم پیاده سازد.

شرکتهای بزرگ دارای سازمان هستند اما شرکتهای کوچکتر بیشتر در معرض خطر ورشکستگی قرار دارند، چون شرکتهای بزرگ بهتر می‌توانند در شرایط نبود ثبات بازار مقاومت نمایند.
2- رقابت

یکی از دلا‌یل ورشکستگی رقابت است، اما مدیریت کارا نقطه مقابل این دلیل است. نظرات منحصر بفرد را بندرت می توان یافت. بسیار مهم است که بتوانید بهره برداری لازم را از کار خود بنمایید. اسکاربورو می گوید : “بسیاری از صاحبان تجارت، کسب و کار خود را مشابه و همانند دیگران انجام می دهند. اطمینان حاصل کنید که در کار شما چیزی منحصر بفرد و متفاوت از دیگر رقبا وجود دارد.”
3- تغییرات در تجارت و بهبودها و انتقالا‌ت در تقاضای عمومی

اگر شرکتها از بکارگیری روشهای مدرن و شناخت وسیع و بموقع خواسته‌های مصرف کننده جدید ناتوان باشند شکست می‌خورند. صاحبان کسب و کارهای کوچک می دانند که یک رقیب بزرگتر با میزان نقدینگی بالاتر و تعداد کارمندان بیشتر، می تواند رقیبی بسیار جدی برای آنها باشد. هرگز فراموش نکنید که انعطاف پذیر باشید. کالا، روند فعالیت و بازاریابی خود را به گونه ای تطبیق دهید که بتوانید با رقبای بزرگ رقابت کنید.
4- نوسانات تجاری

مطالعات نشان داده است که نا سازگاری بین تولید و مصرف، عدم استخدام، کاهش در میزان فروش، سقوط قیمتها و… باعث افزایش تعداد شرکتهای ورشکسته شده است. به هرحال نبود آرامش موقت عامل زیربنایی ورشکستگی شناخته نشده است.

۵. بازاریابی ضعیف

آیا مشتریان اصناف و مشاغل شما از فعالیت‌ها و کیفیت کالای شما رضایت لازم را دارند؟ ضروری است که استراتژی بازاریابی خود را توسعه دهید تا دریابید که چه کسانی و به چه علتی مشتریان شما هستند. اطمینان حاصل کنید که استراتژی بازاریابی شما، مشتریان بیشتری را به سوی شما جذب می‌کند و به این ترتیب، شما را از دیگر رقبا متمایز خواهد کرد.
۶. نداشتن انعطاف‌پذیری لازم

صاحبان کسب‌وکارهای کوچک می‌دانند که یک رقیب بزرگ‌تر با میزان نقدینگی بالاتر و تعداد کارمندان بیشتر، می‌تواند رقیبی بسیار جدی برای آن‌ها باشد. هرگز فراموش نکنید که انعطاف‌پذیر باشید. کالا، روند فعالیت و بازاریابی خود را به گونه‌ای تطبیق دهید که بتوانید با رقبای بزرگ رقابت کنید.

7ـ نادیده گرفتن قدم بعدی
اجازه ندهید روند حرکت کاری شما کند و آهسته شود مطمئن شوید که شما و کارمندانتان بر روی حمایت و دادن خدمات به مشتری، تأکید لازم را می کنید .

8 ـ سعی در انجام دادن تمام امور بطور کامل و بی عیب و نقص
اکثر بازرگانان از ذکاوت لازم برای کار و تجارت برخوردارند. اما اداره کردن یک کسب و کار کوچک، پیچیدگیهای خاص خود را دارد. سعی نکنید که همه کارها را خودتان انجام دهید و بخواهید که تمام کارها کامل و بدون نقص انجام شود . اگر می خواهید دانش و آگاهی خود را در مورد کارتان افزایش دهید، کتابهای تخصصی در این زمینه را بخوانید و حتما با یک کتابدار خوب مشورت کنید .
هنگام پیش آمدن مشکلات حقوقی، به جای تکیه بر دانش شخصی خود، سعی کنید از یک وکیل مجرب کمک بگیرید. توصیه می شود یک وکیل وارد به امور تجارت و بازرگانی برای امور حقوقی شرکت خود داشته باشید .

9ـ رئیس در حد عالی، کارمندان در حد معمولی
نمونه هایی از ورشکستگی برخی از شرکتها حاکی از این است که چگونه یک کسب و کار موفق و منسجم که صاحب آن بسیار آگاه و علاقه مند به شغل خود است و معلومات وی در زمینه کاری اش در سطح عالی است، با داشتن کارکنانی بی تجربه و بی انگیزه می تواند سقوط کند و دچار ورشکستگی شود. اطمینان حاصل کنید که حتما کارکنان شما هم از دانش و مهارتهای لازم برخوردار هستند .

10ـ رشد کنترل نشده
یک تجارت کوچک که خیلی ساده و سریع رشد می کند، می تواند موجبات ورشکستگی خود را فراهم آورد .
اگر تولید کالای شما همگام با تقاضای لازم در بازار نباشد، رشدی که شما به عنوان صاحب تجارت توقع دارید و از آن خشنود هستید، می تواند موجودیت تجارت و سرمایه شما را تهدید کند. سعی کنید به رشد مورد نظر و پیش بینی شده در برنامه های خود برسید. اطمینان حاصل کنید که هرگز کنترل رشد تجارت و کسب و کارتان از دستتان خارج نشود .

11 – رشد کنترل نشده

یک تجارت کوچک که خیلی ساده و سریع رشد می کند، می تواند موجبات ورشکستگی خود را فراهم آورد.
اگر تولید کالای شما همگام با تقاضای لازم در بازار نباشد، رشدی که شما به عنوان صاحب تجارت توقع دارید و از آن خشنود هستید، می تواند موجودیت تجارت و سرمایه شما را تهدید کند. سعی کنید به رشد مورد نظر و پیش بینی شده در برنامه های خود برسید. اطمینان حاصل کنید که هرگز کنترل رشد تجارت و کسب و کارتان از دستتان خارج نشود.

در واقع CRM به روش ها و تکنیک هایی گفته می شود که سازمان ها برای تحلیل رفتار بین خود و بانک اطلاعات مشتریان با هدف بهبود ارتباط با آن ها صورت می پذیرد. البته نرم افزار CRM بستری برای این استراتژی موفق سازمانی است که از دیگر قابلیت های این نرم افزار تسریع و بهبود روند بازاریابی و فروش است که در نهایت منجر به افزایش فروش می گردد.
تاثیر نرم افزار CRM بر کسب و کار من

به جرات می توان گفت جامع ترین نرم افزار سازمانی که قابلیت های مختلفی را در خود جای داده، نرم افزار CRM است.

اگر شما هنوز درباره سرمایه گذاری بر روی این نرم افزار جامع و کاربردی مردد هستید اجازه بدهید تا چند نمونه از آمارهایی که سازمان ها پس از پیاده سازی این استراتژی منتشر کرده اند را باهم بررسی کنیم.

نرخ بازگشت سرمایه (ROI) به ازای هر ۱ دلار هزینه، ۸.۷۱ دلار است. یعنی به ازای هر ۱ دلاری که شما سرمایه گذاری می کنید ۸.۷۱ دلار به شما باز می گردد.
دسترسی به اطلاعات و دسته بندی مشتریان ۱۰۰% راحت تر از گذشته خواهد بود و برنامه ریزی برای رفتار آن ها در خریدهای بعدی بهتر از همیشه انجام خواهد شد.
نرم افزار CRM در کمترین حالت ۵۰% و در بیشترین حالت ۸۳% موجب افزایش فروش در سازمان می شود.
حفظ مشتریان وفادار و جذب سرنخ های جدید تا ۵۶% افزایش یافته و میزان رضایتمندی مشتریان را ۷۷% افزایش می دهد.
نرم افزار CRM با بهره مندی از امکان BPMS (سیستم مدیریت فرآیند کسب و کار)، تا ۶۹% موجب تسریع فرآیندهای مختلف سازمانی می شود.

این تنها بخشی از تحولاتی است که نرم افزار CRM با حضور خود در سازمان ایجاد می کند. استراتژی CRM تکیه بر افزایش فروش، بهره وری و خدمات پس از فروش دارد که این موارد دقیقا وجوه تمایز سازمان های موفق و ناموفق است.
جهان بدون CRM

راننده ای را در نظر بگیرید که قصد سفر به شهری بسیار دورتر از محل سکونت خود را برای اولین بار دارد. این راننده برای رسیدن به مقصد خود نه نقشه ای به همراه دارد و نه شخصی که به او بخواهد در پیمودن این مسیر کمک کند.

نتیجه را بهتر است خودتان حدس بزنید. حال برای شرکت ها و پیمودن مسیر موفقیت نیز چنین مثالی صدق می کند و CRM به عنوان اصلی ترین ابزار برای طی کردن این مسیر منظور می گردد.
بدون نرم افزار CRM سازمان ها دچار مشکلاتی همچون:

نبود امکانی جهت محاسبه نرخ بازگشت سرمایه (ROI)
افزایش دوباره کاری و اتلاف وقت سازمان
عدم وجود ارتباطات درون سازمانی
افزایش هزینه های زائد سازمان
افزایش مشتریان ناراضی
کاهش مشتریان جدید
چرا مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) ؟

مگر ما نمی توانستیم کالاها یا خدماتمان را برای مشتری ایجاد می‌کنیم؟ مگر تاکنون مشتریان را نمی‌شناختیم؟

به چه علت باید موضوع مدیریت ارتباط با مشتری مطرح باشد؟ مگر مشکلی در بازاریابی یا فروش ما به وجود آمده که باید خود را گرفتار چنین موضوعاتی کنیم؟ آنانی که به این مقوله پرداخته‌اند، در معرض رقابت و در بازار جهانی فعالیت داشته‌اند، ما که در آن شرایط نیستیم؛ چرا باید بی‌جهت هزینه کنیم و خود را به درد سر بیندازیم. در این شرایط ما موضوعات مهم‌تری نیز برای توجه داریم از جمله، وضعیت مالی و نقدینگی شرکت، مسائل نیروی انسانی، تولید و مسائل اجرایی آن که اساس حیات شرکت را تشکیل می‌دهد.

بحث CRM از کجا آمده که اکنون باید خود را به آن وابسته کنیم؟

پرسش‌های فوق و بسیاری دیگر از ابهامات مشابه در ذهن گروهی از مدیران، مهندسان و دیگر کارشناسان ما وجود دارد. CRM چیست و چه نتیجه‌ای از آن حاصل می‌شود؟ روابط خوب با مشتری رمز موفقیت در تجارت و کسب و کار می باشد. CRM حاوی اجزاء تکنولوژیکی زیادی می باشد ولی تفکر در مورد شرایط تکنولوژیکیCRM اشتباه است .مناسب ترین راه شناخت CRM فرآیندی است که به جمع آوری تمامی اطلاعات در مورد مشتریان ، فروش، تاثیر بازاریابی، واکنشها و رفتار بازا ر در کنار هم کمک می کند.

CRM (مدیریت ارتباط با مشتری) درواقع یک استراتژی است که برای کسب آگاهی بیشتر در مورد نیازها و رفتارهای مشتریان برای ارتباط بیشتر با آنان مورد استفاده قرار می گیرد.

اصول مدیریت ارتباط با مشتری، چگونگی ایجاد موفق یک سیستم و اجرای آن را برای ارتباط با مشتریان مطرح می سازد، از شروع و اجرای اولیه یک چنین سیستمی تا نگهداری آن در زمانهای مختلف

از ابتدای تاریخ انسان همواره دارای شغل بوده است. وقتی متون تاریخی را مطالعه می کنیم در کنار زندگینامه هر فردی شغل او هم گفته شده است که حکایت از این دارد که انسان ذاتا به دنبال شغل و فعالیت است. در دنیای امروزی هم این قضیه ادامه دارد و حتی بسیار مهم تر شده است. انسان فاقد شغل همیشه از سوی جامعه و اطرافیان خود مورد سرزنش قرار گرفته است.به طوری که افسردگی بین انسان های بدون شغل دارای آمار بسیار بالایی است.این حاکی از این است که انسان بدون شغل با مشکلات جدی روبرو می شود.فارغ از فواید شاغل بودن و فعالیت،انسان باید برای امرار معاش خود کسب درآمد کند و این کار بدون یک شغل امکان پذیر نیست. اما در بین مشاغل مختلفی که انسان ها آن ها را بر عهده دارند بانک موبایل اصناف و مشاغل هستند که سختی کار آن ها از نظر روحی و جسمی بسیار بالاست و گاهی در قوانین کشور های مختلف معمولا برای این گونه مشاغل یک حقوق اضافه که در کشور ما به عنوان “سختی کار” شناخته می شود در نظر گرفته می شود.مشاغلی که اگر به مشکلات آن ها توجه نشود انسان را با مشکلات جدی روبرو می کند
آتش نشان بودن هم دسته کمی از شغل نظامی ندارد. با این تفاوت که شما بدون اسحله هستید و حتی ممکن است مجبور شوید آتش جنگ ها را خاموش کنید! یک آتش نشان برای ورود به این شغل باید دارای آمادگی جسمانی بالا باشد و دوره های فشرده و سختی را پشت سر بگذراند.وقتی شرایط این شغل را می پذیرید باید همیشه آماده حوادث و اتفاقات ناگوار در حوزه استحفاظی خود باشید.آتش نشان ها همیشه دارای جرات و شهامت بسیار بالایی بوده اند. آن ها برای نجات هم نوعان خود دل به آتش می زنند و جان تازه ای به انسان ها می دهند.حتی اگر در این شغل دارای رده های بالا هم باشید استرس شما را رها نخواهد کرد و چه بسا استرس تان بخاطر زیاد شدن مسئولیتی که دارید بیشتر هم شود.
۳- خلبانی
قطعا تصور اینکه خلبان ها همان کار راننده ها را در یک بعد وسیع تر انجام می دهند یک تصور مضحک است. عده ای از انسان های خاص می توانند وارد این شغل شوند و تنها دلیل آن دشوار بودن شغل خلبانی است.برای ورود به خلبانی باید آزمون های زیادی را پشت سر بگذارید.خلبانی با هر هواپیما یک دوره خاصی دارد که نشان از سخت بودن این شغل است.خلبان ها در حین پرواز با فشار عصبی بسیار زیادی روبروی هستند. فارغ از قیمت زیاد هواپیما آن ها می توانند با یک اشتباه جان صد ها نفر را بگیرند.از همین رو خطوط هواپیمایی معتبر دارای یک روانشناس اختصاصی برای مشاوره دادن به خلبان هایشان هستند.شاید بهترین لحظه برای یک خلبان یک فرود عالی و بی نقص و رهایی از استرس پرواز باشد.
۴-افسر پلیس
اگر در خیابان راه بروید و یک صحنه جرم را مشاهده کنید چه حسی به شما دست می دهد؟ مثلا چند نفر را ببینید که در حال زورگیری از یک نفر هستند.یا یک سارق کیف شما را به سرقت ببرد.قطعا دچار یک فشار عصبی شدید می شوید.حال افسر پلیسی را تصور کنید که در ساعات کاری اش بارها و بارها باید این صحنه ها را به چشم ببیند و حتی جلوی این اتفاقات را بگیرد. پلیس ها هم مثل آتش نشان ها باید همیشه آماده باشند ولی با این تفاوت که جدای از گزارشات بیسیم ،خودشان هم باید مواظب محدوده ای که در حال گشت زنی در آن هستند باشند.یک پلیس همیشه باید آماده تعقیب گریز با انسان های خطرناک جامعه باشد و فارغ از تهدیداتی که برای خودش و همکارانش ممکن است به وجود بیاید، مواظب این باشد که برای افراد عادی هم مشکلی پیش نیاید.یک نشانه گیری اشتباه با اسلحه شان ممکن است به قیمت از دست دادن شغلشان و حتی رفتن به زندان تمام شود.
۵- مسئول هماهنگی
شرکت ها یا انسان های معروف معمولا یک مسئول هماهنگی برای دیدارهای خود دارند. دلیل آن هم استرس بیش از حد آن است. هماهنگ کردن رویدادها و قرار ملاقات های مدیر شرکت تان با مدیر شرکت های دیگر قطعا فشار زیادی به شما وارد می کند.یک ناهماهنگی ممکن است باعث عدم معامله دو شرکت با هم شود.یک فوتبالیست را تصور کنید که برای راحتی و فرار از استرسِ قرار و ملاقات ها، این وظیفه را به مسئول همانگی خود محول کرده است و آن شخص باید قرار مصاحبه،دیدار با مدیر یک باشگاه فوتبال،شرکت در انجمن های خیریه و … را به بهترین شکل انجام دهد.
۶-مسئول روابط عمومی
مسئول روابط عمومی یک شرکت یا سازمان در واقع پاسخگوی مراجعین آن شرکت و سازمان است. مسئول این بخش باید پاسخگوی حجم عظیمی از انتقادات،پیشنهادات و سوالات و شکایات باشد. شما اگر نیاز به ارتباط با یک شرکت داشته باشید اولین قسمتی که برای تماس با آن به ذهنتان می رسد بخش روابط عمومی آن است.سخنان مسئول روابط عمومی ،پاسخ به سوالات مراجعین، مواضع آن شرکت و سازمان را نشان می دهد.اگر شما مسئول هماهنگی باشید و در آن لحظه عصبانی باشید و یا حتی لبخند به لب نداشته باشید ممکن است که مشتری ها در آینده سراغ شرکت شما نیایند.قطعا راضی نگه داشتن مردم یک جامعه که دارای خصوصیات اخلاقی متفاوت هستند کار بسیار دشوار و پر استرسی است.
۷-مدیر ارشد شرکت های بزرگ
نوک پیکان هر شرکتی مدیر ارشد آن است. مسئولیت تمامی بخش های شرکت به عهده مدیر ارشد است.اگر شما مدیر ارشد یک شرکت بزرگ باشید باید تمامی مسائل را ریز به ریز زیر نظر داشته باشید.حتی خطای یک کارگر ممکن است به پای شما تمام شود.امضاهای شما در زیر قراردادها سرنوشت کارمندان و سهامداران شرکت تان را مشخص می کند.شما باید به سهامداران شرکت پاسخگو باشید و تمام تلاش خود را کنید تا رای هیئت مدیره را برای اجرایی شدن ایده هایتان جذب کنید.در آخر ترس از دست دادن پست و مقام تان ممکن است کمترین مشکل استرس زا شما باشد.
۸- گوینده تلویزیون
گویندگی در مقابل میلیون ها انسان آن هم به صورت زنده کاری بسیار دشوار است.شما باید در کسری از ثانیه کلماتی را که می خواهید به زبان بیاورید آنالیز کنید تا مبادا در مقابل بینندگان تلویزیون اشتباهی از شما سر بزند.زمانی که در حال صحبت یا گزارش از محل یک حادثه هستید باید تمامی حواس خود را یک جا جمع کنید تا دچار اشتباه نشوید. ممکن است با گفتن اشتباه یک کلمه،سوژه طنز بسیاری شوید.