بانک اطلاعات اصناف و مشاغل ایران بانک اطلاعات اصناف و مشاغل ایران-لیست اصناف و مشاغل کشور
تماس
بانک اطلاعات اصناف

بانک اطلاعات اصناف و مشاغل ایران

امروزه بانک اطلاعات اصناف و مشاغل به رکن جدایی ناپذیر کسب و کار ها تبدیل شده است. جلب توجه و نظر مشتری در بازار رقابتی این روز ها سخت تر از قبل شده و سازمان ها برای دستیابی به این مهم هزینه های هنگفتی برای تبلیغات پرداخت می کنند. از طرفی تبلیغات سنتی به دلایل زیر دیگر کافی نیستند و سازمان ها همواره به دنبال روش های جدید تر و خلاقانه تر برای ارائه برند و محصول خود هستند. در همین راستا امروزه اکثر مدیران حوزه تبلیغات به دنبال بهترین مکان برای انجام امور تبلیغاتی خود هستند.

اهمیت مکان تبلیغ بسیار بالا است، به نحوی که یک تبلیغ تنها زمانی می تواند تاثیر لازم را بگذارد که در بهترین زمان و مکان قرار گرفته باشد. درست است که تبلیغ جهت دیده شدن باید در مکانی مناسب قرار گرفته باشد، اما امکان این امر به خصوص در بازار به شدت رقابتی حال حاضر وجود ندارد. این پایان کار نیست و نباید تصور کرد که اگر امکان فراهم کردن مکان مناسبی را در اختیار نداریم پس نمی توانیم تبلیغات مناسبی داشته باشیم.

درواقع می توان به جای بهتر کردن مکان تبلیغ محتوای آن را عمیق تر و جذاب تر کرد. این امر بدین معناست که باید تاثیر تبلیغات خود را با مفهومی کردن محتوای آن بالا برد، به نحوی که بیننده را حتی برای چند دقیقه به فکر فرو برد. به بیانی دیگر لازم است تمام ویژگی ها و موارد به کار رفته در تبلیغ نظیر تصاویر و رنگ را به هم مرتبط تر ساخت تا مفهوم را بهتر منتقل کند.
هنگامی که شرکت تلفن همراه Orange توانست سرتاسر کشور انگلستان را تحت پوشش خود دربیاورد به فکر ایجاد کمپینی تبلیغاتی با تکیه بر مفهوم پوشش افتاد. در همین راستا آنان ۴۰ سایت پرکاربر انگلستان، تمام ساختمان های قدیمی، ایستگاه های مترو، اتوبوس، قطار و حتی تاکسی ها را به رنگ نارنجی درآوردند. علت انتخاب شبکه حمل و نقل نیز در واقع به خاطر القای مفهوم پوشش به این علت که این شبکه کل حمل و نقل کشور را تحت پوشش قرار می دهد بود که انتخابی هوشمندانه به حساب می آید.

همچنین در اقدامی بی سابقه بزرگ ترین بیلبورد تبلیغاتی ممکن را احداث کردند. عظمت این بیلبورد به قدری است که تا کیلومترها چیزی به غیر از یک صفحه بزرگ نارنجی رنگ مشخص نبود که این خود بیانگر مفهوم پوشش است. جالب تر آنکه هزینه این تبلیغات رقمی در حدود ۸۰هزار دلار (رقمی نسبتا کم برای تبلیغات یک شرکت بزرگ) بود.

با این حال باعث افزایش سود ۲٫۷۳میلیون دلاری در همان ماه های اولیه شروع تبلیغ شد. کسب سود عالی بیانگر موفقیت فوق العاده تبلیغ بود. اگرچه هزینه تبلیغات این شرکت در مقایسه با سایر شرکت های بزرگ انگلستان رقمی نسبتا کم محسوب می شد و در بهترین مکان های شهر نیز تبلیغات صورت نگرفته بود با این حال به علت مفهوم اولیه جذاب و بسیار مرتبط با شرکت و نیز هماهنگی و یکپارچگی بالای تبلیغات با مفهوم مدنظر توانست نگاه بسیاری از مردم را به خود جلب کند.
پیش از آن که با ایجاد یک شغل جدید خود را به مخاطره بیاندازید، وقت خود را برای لذت بردن از آنچه تاکنون انجام داده‌اید، صرف کنید و بدانید آنچه که انجام می‌دهید به طور کامل به موفقیت منتج نمی‌شود و چیزی که در این بین مهم است تجربیاتی است که بدست خواهید آورد.
نگاه بهتری به افراد جوانی که روزانه با آنها ارتباط دارید، بیاندازید؛ و تلاش‌هایی که برای متمایز ساختن خود از آن‌ها انجام می‌دهید و نتایجی را که از این تلاش‌ها بدست می‌آورید،‌ در نظر بگیرید و بدانید که تنها با سعی و تلاش است که شما از افراد همسان موفق‌تر شده‌اید.
شما به عنوان یک کارآفرین جوان، با موانع شخصی و شغلی زیادی روبرو خواهید شد که برای رسیدن به موفقیت باید آن‌ها را متحمل شوید. بعضی از این فاکتورها، موانع واقعی هستند، مثل اینکه چگونه و از چه طریقی برای شغل خود پشتوانه‌‌ی مالی تهیه کنید و اینکه چگونه خانواده، مدرسه و شغل خود را به طور همزمان مدیریت کنید. بقیه فاکتورهایی که در موردشان بحث می‌کنیم،‌ چیزی جز موانعی که خودمان برای خود ایجاد می‌کنیم، نیستند. مثلاً نگرانی در مورد سن و سطح تجربیات‌مان در برخورد با مشتری. این‌ها چیزی جز یک سری بازی‌های فکری که سبب عقب افتادن موفقیت می‌شوند، نمی‌باشند. به عنوان یک کارآفرین جوان شما باید بر این موانع غلبه کنید، تا به موفقیت دست یابید.
در اولین تلاش برای ایجاد یک شغل موفق، بدون شک شما به دفعات با مشکل روبرو خواهید شد. برای جلوگیری از ایجاد حس شکست در این شرایط غیرقابل اجتناب، نگاهی به اطراف خود بیاندازید. افراد زیادی را خواهید یافت که مشغول کارهایی هستند که از آن‌ها لذت نمی‌برند. انجام این گونه شغل‌ها هیچ هدفی بجز تأمین هزینه‌های جاری زندگی را برای آن‌ها تأمین نخواهد کرد.
همچنین افراد مسن‌تری را خواهید یافت که به شغل‌های بی‌جنب و جوش مشغول هستند. آن‌ها هیچ کنترلی بر موفقیت آینده‌ی خود ندارند. صبح از خواب بلند می‌شوند، سرکار خود می‌روند، برمی‌گردند، می‌خوابند و دوباره صبح روز بعد را به همین ترتیب شروع می‌کنند. در حالیکه شما همواره و در طول زندگی خود درگیر کسب تجربیات شغلی پویا هستید. سن شما نباید آسیبی به مسیر موفقیت شما برساند. بلکه باید به عنوان یک مزیت شما را به سوی اهدافتان سوق دهد.
برای یک کارآفرین جوان کاملاً‌ طبیعی است که در ارتباط با افراد مسن‌تر، احساس ناامنی نماید. ولی باید بدانید که نه تنها این طرز تفکر شما را به جایی نخواهد رساند، بلکه مشتریان را نیز به سوی رقبایتان سوق خواهد داد. در ابتدا درخواست عقد قرارداد با افراد مسن‌تر برایم مشکل بود. من شغلی در ارتباط با راه‌حل‌هایی در وب ایجاد کردم و فکر می‌کردم “چرا مردم حاضر می‌شوند برای خلاقیت من پول پرداخت کنند” با این که می‌دانستم طرح‌های من بالاتر وبهتر از طرح رقبایم بود. هر چند دفاع از کار خود در برابر مشتریان و منتقدین یک عکس‌العمل کاملاً طبیعی است ولی باید توجه داشته باشید که در دفاع از موقعیت خود؛ منجر به دعوا با مشتری نشوید. پرورش دادن حس ناامنی در خود،‌ موجب خواهد شد که این نگرانی در فکر افرادی که با آن‌ها سر و کار دارید نیز رشد کند. آن‌ها همواره نگران این موضوع خواهند بود که آیا خدمات شما برای آن‌ها سودمند خواهد بود یا نه. اگر این شیوه‌ی تفکر در شما ادامه یابد،‌ باعث خواهد شد که به جای اینکه توجه‌تان را روی بهبود کارهایتان متمرکز کنید، خود را به خاطر هر گونه خطایی سرزنش نمائید که این یک اشکال کشنده محسوب می‌شود. جوانان باید سرمایه‌های شغلی تلقی شوند و نه محکومان به اشتغال.
جوانی شما باعث می‌شود که بتوانید کارهای متفاوت و ریسک‌های زیادی انجام دهید که افراد مسن‌تر در مقام مساوی با شما نمی‌توانند انجام دهند. شما بر خلاف رقیب خود،‌ جوان و مجرد هستید، شانس‌های زیادی دارید و لزومی ندارد که نگران سیر کردن شکم فرزندان خود باشید.

کارآفرینی موضوعی است که این روز‌ها بسیار مورد توجه قرار گرفته و فکر افراد زیادی را به خود مشغول کرده است؛ این کار نیازمند مطالعه، برنامه‌ریزی، هدف‌گذاری و آینده‌نگری بسیار است.
بزرگترین مشکلی که در مواجه با افراد مستعد در زمینه راه اندازی یک کسب و کار فروش بانک اطلاعات اصناف و مشاغل کشور مواجه می شوم یکی از این دو مورد است : اولی بهانه برای افرادی است که ایده ای در سر دارند ولی از عاقبت آن می ترسند و نمی دانند که آیا این ایده ای که در سر داند به سوددهی می رسد یا خیر ؟ بهانه دوم مربوط به افرادی است که ایده ای ندارند و معتقد هستند که همه ایده های خلاقانه پولساز قبلا اجرا شده اند و دیگر ایده ی پولسازی وجود ندارد ! برای رفع مشکل این دسته از دوستان یک پیشنهاد فوق العاده دارم ، یک آموزش در سایت خلاق شو برای این دوستان وجود دارد با نام ” ایده یابی برای راه اندازی کسب و کار های اینترنتی ” که برای دسته اول روش های ارزیابی ایده آموزش داده می شود و برای دسته دوم هم تکنیک های ایده یابی . شما با تهیه این آموزش می توانید مطمئن باشید در تولید ایده و ارزیابی ایده ها دیسگر مشکلی نخواهید داشت و می توانید هر زمان به تولید ایده های پولساز بپردازید و شرایط مختلفی که در آن ایده ای پولساز نهفته است را شناسایی کنید .
این که رئیس خود باشید، سرنوشت‌تان را به عهده بگیرید و دیگر برای کسی کار نکنید شاید آرزوی شما و خیلی از افراد باشد. اما برای به واقعیت رساندن این آرزو و تبدیل شدن به یک کارآفرین، لازم است ایده‌ی واضحی از کسب‌‌وکار جدیدتان داشته باشید و بتوانید با یک منطق مالی که منافع‌تان را به خطر نیندازد این جهش شغلی را آغاز کنید. در ادامه داستان شغلی برخی کارآفرینان مطرح را باهم مرور می‌کنیم:
«مایک وایبرو»
بنیانگذار شرکت Engage Technique
(شرکت آموزشی مدیریت و بازاریابی)

زمانی که مایک ۲۰ ساله بود و در سمت مهم یک شرکت چند ملیتی کار می‌کرد، ایده‌های شفافی از کسب‌وکار مورد علاقه‌اش در ذهن داشت و معتقد بود همیشه کار دیگری برای انجام دادن وجود دارد که چالش برانگیز باشد. اما زمان گذشت و بدون اینکه اقدام جدیدی کند سنش به میانسالی رسید.

او می‌گوید: «زمانی که ۴۲ ساله شدم احساس می‌کردم یا الان باید شغلم را ترک کرده و ایده‌هایم را عملی کنم و یا هیچوقت دیگر فرصت آن را بدست نخواهم آورد. ترس از عقب نشینی و پشیمانی در آینده، مواردی بودند که وادارم می‌کردند روی ایده‌هایم فکر کنم. به علاوه من مقداری پس‌انداز برای گذران زندگی‌ام داشتم و اعضای جوان خانواده‌ام مرا در کسب‌وکارم یاری می‌دادند. پس می‌توانستم ریسک کار را بپذیرم و به صعود امیدوار باشم.» مایک وایبرو در ادامه توضیح می‌دهد که: «در فکر راه‌اندازی یک شرکت تولیدی بودم ولی از سرمایه‌گذاری برای آن نیز می‌ترسیدم. اما وقتی بیشتر فکر کردم با خود گفتم من همیشه در تیم‌های پرقدرت عضو بوده‌ام و تجربه‌ی زیادی دارم، پس چرا تردید می‌کنم؟ همچنین در این سن وقت کافی برای کار کردن دارم، می‌توانم برنامه زندگی‌ا‌م را شخصا تنظیم کنم و هرموقع خواستم به خانه برگردم. این آزادی عمل بسیار خوب است!»
«کارولین پیرسون» بنیان گذار شرکت Maiden Voyage (شرکت مسافرتی مخصوص خانم های شاغل)

کارولین پیرسون با وجود تجربه های موفقی که به عنوان سرپرست حوزه ی فناوری برای سازمان های بزرگی مانند: iTV (کانال تلویزیونی در انگلیس)، BBC (رسانه بریتانیایی)، KLM Royal Dutch Airlines (شرکت هواپیمایی فرانسوی-هلندی)، easyJet (شرکت هواپیمایی بریتانیایی) و… داشت، روزبه روز برای راه اندازی ایده ی شرکت مسافرتی مخصوص خانم های تاجر و شاغل بیشتر آماده می شد.

او توضیح می دهد: «در سال ۲۰۰۸ درحالی که در کانال ITV مشغول بودم، روی ایده ام نیز کار می کردم. اما شرایط به جایی رسید که دیگر نمی توانستم هم بصورت نیمه وقت روی کسب وکار جدیدم زمان بگذارم و هم به وظایف شبکه برسم. این چنین شد که مجبور شدم بین شغلی با ۲۰ سال سابقه و یا ایده ی هیجان انگیزم یکی را انتخاب کنم که البته مسیر پرهیجان را برگزیدم.» کارولین ادامه می دهد: «سرمایه ای که پس انداز کرده بودم را صرف کسب وکار جدیدم کردم تا بتوانم آن را پس از دوسال سرپا کرده و توسعه دهم. در آن دوران خود را در اتاق کارم تنها می دیدم و هیچکس نبود تا مرا تشویق کند. من نیز مانند دیگر کارآفرینان با انزوای ابتدای کارم مبارزه کردم تا بتوانم رشد کنم و در نهایت تماس مشتریانم مرا نجات داد و اعتماد به نفسم را از نو یافتم.»

او پس از مدتی شرکتش را توسعه داد و همکارانی در کنار خود استخدام کرد. هم اکنون تیم کاری کارولین پیرسون ۷ نفر عضو دارد، بیش از ۸۰ سفیر جهانی و ۱۱۰۰۰ خانم در ۱۰۰ کشور از خدمات شرکت مسافربری او استفاده می کنند. این شرکت در سال گذشته توانسته پانصدهزار پوند سرمایه بدست بیاورد.

واژه رشد اقتصادی را بارها و بارها در اخبار و رسانه‌ها شنیده‌اید. به زبان ساده رشد اقتصادی به این مفهوم است که میزان تولیدات یک کشور نسبت به قبل افزایش یابد یا اصطلاحا رشد داشته باشد. برای مثال اگر اقتصاد کشوری در سال گذشته ۲ عدد کفش تولید می‌کرده و امسال تولید این محصول به ۳ عدد کفش ارتقا یافته است، این امر به معنای رشد اقتصادی این کشور به میزان ۵۰ درصد است. با افزایش تولیدات یک کشور نسبت به قبل یا رشد اقتصادی، به‌تبع تعداد افراد مورد نیاز برای کار در سیستم اقتصادی نیز افزایش یافته و وضعیت اشتغال یک کشور بهبود می‌یابد. همچنین وقتی عرضه محصولات در پی افزایش میزان تولید آن، زیاد می‌شود قیمت محصولات نیز کاهش می‌یابد و قدرت خرید مردم افزایش می‌یابد. گاه رشد اقتصادی و بانک اطلاعات اصناف و مشاغل موجب افزایش صادرات کشور به خارج از مرزها شده و زمینه‌ساز ورود ارز به کشور می‌شود. با ورود ارز بیشتر، قدرت اقتصادی کشور در تامین منابع مورد نیز خود در زمینه‌های مختلف افزایش یافته و مسوولان و تصمیم‌سازان می‌توانند به برنامه‌ریزی برای توسعه زیرساخت‌های کشور، ساخت جاده‌ها، راه‌آهن، مدارس، بیمارستان‌ها، مراکز آموزشی، کارخانه‌ها و… به‌طور کلی توسعه کشور بپردازند. بنابراین رشد اقتصادی یک مساله بسیار مهم در اقتصاد کشورها است که زیربنای اصلی افزایش اشتغال، کاهش تورم و توسعه اقتصادی است.

در واقع رشد اقتصادی به دو معناست:

بر اساس نخستین و رایج‌ترین تعریف، رشد اقتصادی یعنی افزایش بازدهی اقتصاد، در طول دوره‌ای زمانی که حداقل ۲ دوره‌ی ۳ ‌ماهه‌ی متوالی است.
تعریف دوم رشد اقتصادی، عبارت‌ است از افزایش آنچه اقتصاد می‌تواند تولید کند، در صورتی که از تمام منابع کمیاب خود استفاده کند. افزایش پتانسیل تولیدی اقتصاد را می‌توان با استفاده از حرکتِ رو به بیرونِ منحنی امکانات تولید (PPF) آن اقتصاد، نشان داد.

ساده‌ترین راه برای نشان دادن رشد اقتصادی، تقسیم کردنِ تمام کالاها به دو دسته‌ی اصلیِ «کالاهای مصرفی» و «کالاهای سرمایه‌ای» است. جابه‌جاییِ رو به بیرونِ منحنی امکانات تولید به این معنی است که ظرفیت اقتصاد برای تولید، افزایش یافته است.

یافتن تکنولوژی جدید: یافتن رویه‌ها، ابزار، وسایل و دستگاه‌های جدید در تولید محصولات و خدمات نوین یکی از مهم‌ترین فاکتورها در رشد اقتصادی کشورها و فاصله گرفتن آنها در تولید کالا و خدمات در بازارهای جهانی است. گاه ممکن است یک کشور سرمایه انسانی مناسبی داشته باشد و منبعی عظیم از ایده‌ها و طرح‌های جدید در تولید انواع کالاها و خدمات در اختیار داشته باشد، اما سازوکار مناسبی برای تبدیل این ایده‌ها به تکنولوژی‌های عملی در تولید کالاها و خدمات تعبیه نکرده باشد. بنابراین نمی‌توان انتظار داشت چنین کشوری بتواند قدم در مسیر رشد پایدار بگذارد. همچنین ممکن است سرمایه انسانی آنها راهی کشورهایی شود که چنین سازوکاری را برای تبدیل ایده‌های خلاقانه به تکنولوژی کاربردی داشته باشند. بسیاری از کشورهای پیشرفته پذیرای مهندسان و نوابغ کشورهایی هستند که چنین مکانیزمی در اقتصاد خود ندارند.

چه عواملی موجب رشد اقتصادی می‌شود؟

در منحنی امکانات تولید، رشد به عنوان افزایشِ بازدهیِ بالقوه در طول زمان تعریف می‌شود و با تغییر مکانِ رو به بیرون منحنی، نمایش داده می‌شود. تغییر مکانِ رو به بیرونِ منحنی امکانات تولید به این معنی است که ظرفیت تولیدِ تمام کالاها در اقتصاد، افزایش یافته است. این اتفاق زمانی رخ می‌دهد که اقتصاد، به بعضی از موارد زیر، یا تمام این موارد متعهد شده باشد:
۱. به‌کارگیری فناوری‌های جدید

سرمایه‌گذاری بر روی فناوری‌های جدید، بازدهی بالقوه برای تمام کالاها و خدمات را افزایش می‌دهد؛ زیرا بدون شک فناوری‌های جدید کارآمدتر از فناوری‌های قدیمی هستند. «مکانیزاسیون» گسترده در قرن‌های ۱۸ و ۱۹ به بریتانیا امکان داد تا مقادیر عظیمی از بازدهی را از منابع نسبتا اندکی به دست آورد و به نخستین کشور کاملا صنعتی جهان تبدیل شود. در سال‌های اخیر، نرخ رشد سریع چین، تا حد زیادی مدیون به‌کارگیری فناوری‌های جدید در فرآیند تولید است.

اگر مقداری ناکافی از منابع، به کالاهای سرمایه‌ای اختصاص داده شود، اقتصاد رشد نخواهد کرد. در واقع، به دلیل اینکه در طول زمان از ارزش سرمایه کاسته می‌شود، بخشی از منابع باید به کالاهای سرمایه‌ای اختصاص داده شود تا اقتصاد در اندازه‌ی فعلی خود باقی بماند و کوچک‌تر نشود.
۲. تقسیم کار و تخصصی شدن وظایف

تقسیم کار (اختصاص دادنِ بخش‌های مختلف کار به افراد مختلف) یعنی چگونه می‌توان تولید را به وظایف مختلفی تقسیم کرد و امکان توسعه‌ی ماشین‌آلات را برای کمک به تولید فراهم نمود و زمینه‌ای را فراهم کرد تا نیروی کار، در محدوده‌ی کوچکی از کارها تخصص پیدا کند. تقسیم کار و تخصصی شدن وظایف می‌تواند موجب رشد قابل توجهی در ظرفیت تولیدی شود و منحنی امکانات تولید را به سمت بیرون حرکت دهد.
۳. به‌کارگیری روش‌های جدید تولید

روش‌های جدید تولید، موجب افزایش بازدهی بالقوه می‌شود. برای مثال، استفاده از کارِ گروهی در تولید وسایل نقلیه‌ی موتوری در دهه‌ی ۱۹۸۰، موجب کاهش ضایعات شد و بهره‌وری را تا حد قابل قبولی بهبود بخشید. استفاده‌ی گسترده از روش‌های تولیدی که توسط رایانه کنترل می‌شوند مانند رباتیک، پتانسیل تولیدی بسیاری از شرکت‌های تولیدی را به طور چشمگیری افزایش داده است.
۴. افزایش نیروی کار

افزایش نیروی کار به اقتصاد امکان می‌دهد تا بازدهی بالقوه‌ی خود را افزایش دهد. این افزایش می‌تواند از طریق رشد طبیعی جمعیت و در شرایطی ایجاد شود که نرخ تولد، بیشتر از نرخ مرگ‌و‌میر است یا از طریق مهاجرت خالص و در شرایطی ایجاد شود که میزان مهاجرت به داخل کشور، بیشتر از مهاجرت به خارج از آن است.

وقتی که یک کسب و کار نسبتا کوچک با بودجه ای محدود دارید، واقعا برایتان مقدور نیست که میلیون ها تومان برای یک آگهی سی ثانیه ای در تلویزیون خرج کنید. یا این که صدها هزارتومان برای تبلیغات ایمیلی بدهید. ممکن است کمبود بودجه و عدم توانایی برای تبلیغ کسب و کار شما را ناامید کند. در کمال تعجب، راه های رایگان بسیاری برای تبلیغات وجود دارند. با استفاده از روش های تبلیغات رایگان کسب و کار در استراتژی خود، می توانید برخی هزینه های غیر ضروری را حذف کنید و بودجه ی خود را برای تبلیغات طولانی تر در تعداد بیشتر ذخیره کنید.
راه های دست یابی به تبلیغات رایگان کسب و کار در اینترنت

از Google My Business استفاده کنید تا در نتایج جست و جو های مربوط به کسب و کار خود ظاهر شوید
در وبلاگ های سایت های دیگر پست مهمان منتشر کنید
به سوالات دیگران در سایت های quora و جواب کو پاسخ دهید
در لینکدین مطلب منتشر کنید
برای مصاحبه در پادکست های شرکت های دیگر به آن ها پیشنهاد بدهید
در آخر ایمیل هایتان وب سایت خود را تبلیغ کنید
خبرنامه الکترونیکی ارسال کنید

بانک اطلاعات اصناف و مشاغل کشور را گرداوری کنید
در رویداد های حضوری شبکه سازی کنید
در سمینار های مختلف سخنرانی کنید
مسابقه ایجاد کنید و یا محصولات رایگان به عنوان اشانتیون هدیه بدهید
بروشور و یا تبلیغات کاغذی کوچک درست کنید
در سایت هایی مانند یوتیوب و یا آپارات فیلم درست کنید.
از مزایای مشارکت با شرکت های دیگر استفاده کنید

۱) طرح حمله خود را آماده کنید!

نخستین گام، تعریف بهترین چشم‌انداز برای کسب‌وکار است، پس از آن نیز طراحی مسیر چگونگی رسیدن به آنها است. پس از آن نوبت تهیه طرح بازاریابی(Marketing Plan) است. با انجام این کار شما برای حمله به بازار، طراحی انجام می‌دهید و در آن تاکتیک‌های خود را مشخص می‌کنید.
۲) اگر برای کسب‌وکار خود وب سایت ندارید، همین امروز آن را بسازید!

در دنیای کسب‌وکار امروز- حتی برای کسب‌وکارهای بسیار کوچک- نداشتن وب سایت بی‌معنی است، چرا که بخشی از هویت هر کسب‌وکار می‌تواند با آن مشخص شود. اگر توانایی طراحی و ساخت یک وب‌سایت سفارشی برای خود ندارید، می‌توانید از سایت‌های ارائه‌دهنده قالب‌های آماده و طراحی شده مانند بلاگفا، ایران بلاگ و میهن بلاگ-البته به شرطی که به مشکل فنی نخورد!- استفاده و سپس اطلاعات آن را به دامنه سایت خود متصل کنید.
۳) کسب‌وکار خود را در شبکه‌های اجتماعی معرفی کنید.

ضریب نفوذ و تاثیرگذاری شبکه‌های اجتماعی را بسیار جدی بگیرید. شبکه‌هایی مانند فیس‌بوک، گوگل پلاس، linkedIn و همچنین اپلیکیشن‌های گوشی هوشمند مانند وایبر و تلگرام بسیار تاثیرگذارند. شاید باور نکنید فیس‌بوک به تنهایی روزانه بیش از ۷/ ۲ میلیارد لایک دارد. سایت گوگل پلاس نیز حدود ۱۳۵ میلیون نفر کاربر فعال دارد. این آمار و ارقام به معنی حضور دائمی مشتریان بالقوه شما است.
۴) کارت ویزیت و ملحقات آن را فورا آماده کنید

اگر کسب‌وکار خود را به تازگی آغاز کرده‌اید، در اولین فرصت ممکن نسبت به ساخت کارت ویزیت، سربرگ و پاکت نامه اقدام کنید. اطمینان حاصل کنید که لوگو، آدرس سایت، شماره تلفن و هر اطلاعات لازم دیگر در آنها درج شده باشد. به تجربه ثابت شده است که مشتری با مشاهده این موارد احساس اعتماد بیشتری به شما خواهد داشت.
۵) ایمیل بسازید و برای مشتریان خبرنامه و پیشنهادهای تبلیغاتی ارسال کنید.

با نام کسب‌وکار خود ایمیل جدیدی بسازید و برای مشتریان خود با برنامه زمانی مشخص ایمیل ارسال کنید. در این اقدام باید مطمئن شوید که مشتری تمایل به دریافت ایمیل‌های شما را داشته باشد. بنابراین بهترین کار آن است که از او بخواهید هنگام تکمیل فرم مشخصات در صورت تمایل به دریافت ایمیل، این موضوع را اعلام کند، به این ترتیب می‌توان مطمئن شد که ایمیل‌های ارسالی تبدیل به ایمیل‌های ناخواسته (spam) نمی‌شوند.
۶) در انجمن‌های تخصصی، حرفه‌ای و صنفی عضو شوید.

یکی از بهترین راه‌ها برای جذب مشتری، حضور در انجمن‌های حرفه‌ای است، مواردی چون اتاق‌های بازرگانی، انجمن‌های صنفی و حرفه‌ای، جایی است که به‌راحتی می‌توانید در جریان آخرین وضعیت کسب‌وکار قرار بگیرید، ارتباط برقرار کنید و مشتری جذب کنید.
۷) از نمایندگی‌های فروش خود برای تبلیغ استفاده کنید.

معمولا امکانات تبلیغاتی نمایندگی‌های فروش یکی از ارزان‌ترین روش‌های تبلیغاتی است. در حال حاضر بسیاری از شرکت‌های تولید مواد غذایی، از این روش تبلیغاتی با سوپرمارکت‌ها استفاده می‌کنند.

توسعه بازاریابی اینترنتی باعث افزایش روش‌های تبلیغات اینترنتی شده است. در واقع، امروزه انواع مختلفی از تبلیغات اینترنتی وجود دارد و شما نیز می‌توانید در استراتژی دیجیتال مارکتینگ خود، از ترکیبی از آنها استفاده کنید. هر یک از روش‌های تبلیغات اینترنتی برای اهداف خاصی کارآمدتر هستند.

افزایش آگاهی برند و بهبود فروش از مهمترین اهداف در بازاریابی اینترنتی است. به عنوان یک بازاریاب حوزه دیجیتال بایستی درباره تمام ابعاد تبلیغات اینترنتی آگاهی کسب کنیم. اما مهمتر از همه، ایجاد استراتژی تبلیغاتی برای اهداف کسب و کارتان است تا بتوانید از بهترین ترکیب تبلیغات اینترنتی جهت دستیابی به اهداف خود دست یابید.
روشهای تبلیغاتی موثر در اینترنت کدامند؟

ما می بایست در مورد ترافیک سایت اطلاعات زیادی داشته باشیم . در مورد شمار بیننده خود اطلاعاتی اعلام می کنند که تحلیل درست آن ها، شما را به انجام تبلیغ در سایت مورد نظر متقاعد یا از انجام آن، منصرف می کند.

در ادامه این بخش، روشهای تبلیغاتی در اینترنت معرفی می شود. یکی از روش های موفقیت پرتال های اینترنت که قابلیت های طراحی پرتال نیز در آن تاثیر غیر مستقیم دارد، معرفی و تبلیغ آنلاین است.

برای تبلیغات آنلاین، ترافیک سایت اهمیت زیادی دارد. تعداد بیننده یک سایت را می توان از ترافیک یک سایت متوجه شد.

هر چقدریک سایت از بیننده بیش تری برخوردار باشد، محبوبیت آن برای کاربران اینترنت بیش تر است. سایتی که بیننده بیش تر داشته باشد، بیش تر مورد بازدید کاربران قرار می گیرد و معمولا این سایت ها، از حجم آگهی های آنلاین زیادی برخوردار هستند.

تبلیغات در اینترنت، بخش غیر قابل انکاری در آمد هنگفت فعالان کسب و کار اینترنتی و حتی کارآفرینان دیجیتال را شامل می شود.

بانک شماره موبایل اصناف و مشاغل ایران، یکی از برگ های برنده فعالان کسب و کار دیجیتالی به شمار می رود و برد و موفقیت بالایی برای آگهی دهنده به همراه می آورد. تفاوت تبلیغات اینترنتی و تبلیغات سنتی، در سهولت و برد بالای آن می باشد که می تواند ظرف چند ثانیه، میلیون ها نفر را در سراسرجهان با مفهوم و مساله ای آشنا و ترغیب کند.

امری که برای تبلیغات سنتی هیچ گاه قابل تصور نبوده است. تبلیغات اینترنتی را باید بیش از قبل بها داد و به اهمیت اثربخش آن بهتر آگاه بود.
انواع روش های تبلیغات آنلاین چیست؟

روش های تبلیغات آنلاین بسیار گسترده می باشد که موجب افزایش بازدید کنندگان یک سایت، فروش و معرفی بیشتر محصول و خدمات ، افزایش مشتری و در نهایت توسعه دادن به کسب و کارهای مختلف می شود. سایت پنتازوم در این راستا از روش های اصولی و کاربردی بازاریابی و فروش استفاده می کند.
بنر تبلیغاتی

بنر تبلیغاتی ، صفحات گرافیکی در سایزهای مختلف هستند که در سایت های دیگر برای جذب مشتری قرار داده می شود. این بنرها باید دارای متن و عکس های جذابی باشند تا مخاطب را ترغیب به کلیک بر روی بنر و بازدید از سایت شما کند در واقع یکی از روش های مفید و موثر تبلیغات آنلاین، تبلیغات بنری در فضای مجازی است.
پنتازوم در زمینه طراحی بنر و تولید انواع آن مبتنی بر نیاز مشتریان در کسب و کارشان همراه با کیفیت عالی، قیمتی مناسب و سرعت عمل بالا ارائه خدمات می نماید.

 

بازاریابی موتورهای جست و جو (SEM)

یکی از ابزارهای تبلیغات اینترنتی بازاریابی موتورهای جست و جو (Serach Engine Marketing ) می باشد در این روش یک شرکت برای تبلیغ و افزایش بازدید کنندگان وب سایتش به یک شرکت فراهم کننده و ارائه دهنده این سرویس مبلغی را پرداخت می کند .

در واقع هر روشی نظیر تولید محتوا، بازنویسی سایت ، تبلیغات در گوگل ، سئو ، تبلیغات در بینگ ادز و .. که باعث گرفتن جایگاه بهتر در نتایج موتورهای جستجو شود زیر مجموعه بازاریابی موتورهای جستجو محسوب می شود .
بازاریابی محتوا

محتوا می تواند تاثیر بسیار زیادی در جذب مخاطب داشته باشد در واقع بازاریابی محتوا مجموعه ای از محتوا هستند که می توانند متن، تصویر ، ویدیو و … باشند ، فرقی ندارد شما یک سایت فروشگاهی، شرکتی ، آموزشی و … داشته باشید در نهایت برای جذب مخاطب باید محتوایی اصولی و جذاب داشته باشند . این نکته را در نظر بگیرید که مهمترین بخش یک سایت محتوا آن است که هر چه مفید و بهتر باشد موجب ماندگاری مخاطبین و جذب کاربران بیشتر به سایت شما می شود. سایت پنتازوم با تولید محتوا و برنامه ریزی سایت موفقیت را برای کسب و کارهای کوچک و حرفه ای شما تضمین می نماید.
سئو و بهینه سازی موتورهای جستجو

سئو یکی دیگر از روش های مهم تبلیغات آنلاین است و به مجموعه ای از روش ها گفته می شود که برای بهینه سازی موتورهای جستجو به کار برده می شود، در واقع وقتی در طراحی و تولید محتوا یک سایت نکات سئو به درستی انجام شده باشد ، در هنگام سرچ کردن محصولات و خدمات ، سایت شما در صفحات اول گوگل به نمایش در می آید در نتیجه این عامل موجب بازدید بیشتر و جذب مخاطب و مشتری به سایت تان می شود.
بازاریابی آنلاین از طریق شبکه های اجتماعی

همانطور که می دانید امروزه بسیاری افراد گوشی هوشمند دارند و عضو شبکه های اجتماعی متعددی چون فیسبوک، تلگرام ، اینستاگرام و … هستند .

اگر شما یک فروشگاه دارید یا خدماتی را ارائه می دهید می توانید با داشتن یک کانال در تلگرام یا یک پیج اینستاگرام به معرفی خدمات و محصولات خود بپردازید . این شبکه های اجتماعی می توانند بسیار مفید واقع شوند و یک کسب و کار را به سرعت توسعه و گسترش دهند. پنتازوم با ارائه بسته های آموزش کاربردی مختلف از جمله بسته ی آموزشی بازاریابی در اینستاگرام شما را به یک بازاریاب حرفه ای در این شبکه تبدیل می کند.
تبلیغات ویدیویی

در این روش همانطور که از نامش پیداست از ویدیو برای تبلیغات استفاده می شود . معمولا در این روش از تبلیغات آنلاین یک ویدیو پر بازید که به تبلیغ محصول و خدمات شما می پردازد در سایت قرار داده می شود و کاربران با توجه به جذابیت های بصری و محتوایی این ویدیو به خدمات و محصولات شما علاقه مند می شوند. در کشور عزیزمان سایت هایی نظیر تماشا و آپارات برای تبلیغات از این دسته روش ها استفاده می کنند.
باوجود فرمت‌های مختلفی که به صورت اختصاصی برای تبلیغات تلفن همراه وجود دارد، توصیه می‌شود که تمام کمپین‌های تبلیغات اینترنتی خود را با پلتفرم‌های تلفن همراه تطبیق دهید. استفاده از طراحی ریسپانسیو به افزایش اثربخشی تبلیغات موبایل کمک می‌کند. امروزه معمولا همه ما یک موبایل و یا تبلت متصل به اینترنت داریم که به طور دائم از آن استفاده می‌کنیم. از سال 2016، گوگل اعلام کرده است که ترافیک تلفن همراه از رایانه‌های دسکتاپ پیشی گرفته است. بنابراین، اگر شما هنوز برای تبلیغات موبایل سرمایه‌گذاری نکرده‌اید، وقت آن است که این کار را سریع انجام دهید. با بهبود نسخه موبایل نه تنها می‌توانید دسترسی بهتر و تجربه کاربران موبایل را بهبود دهید، بلکه SEO سایت شما نیز با توجه به الگوریتم Mobile-First گوگل بهبود می‌یابد.
احتمال تبدیل به مشتری کاربرانی که قبلا از سایت شما بازدید کرده‌اند و شاید حتی چند مرحله از قیف فروش را طی کرده‌اند، آسان‌تر از کاربرانی است که هیچ اطلاع قبلی درباره سایت شما ندارند. ریمارکتینگ متد تبلیغاتی است که در آن تبلیغات شما برای افرادی نمایش داده می‌شود که قبلا از سایت شما بازدید کرده‌اند.

این روش تبلیغات اینترنتی نه تنها برای فروش خوب است بلکه برای برندسازی هم مفید است، چرا که بارها برند و محصولات و خدمات شما را برای کاربران خاصی نمایش می‌دهد. چارچوب تبلیغاتی گوگل ادز امکان استفاده از ریمارکتینگ را در اختیار شما قرار می‌دهد. برای تبلیغات ریمارکتینگ در گوگل شما هیچ هزینه اضافی پرداخت نمی‌کنید و همان هزینه به ازای هر کلیک (CPC) را پرداخت می‌کنید.

در مفهوم مدرن تعریف مدیریت زمان، این گونه گفته شده : برنامه ست که مقدار زمان صرف شده برای هر فعالیت را برنامه ریزی می کند. این مفهموم از تکنیک های مدیریت علمی تیلور گرفته شده است. تاریخچه مدیریت زمان از آنجا شروع شد که انقلاب صنعتی قرن نوزدهم و ظهور کارخانه ها برخلاف نیروی کار کشاورزی ، نیازمند ایجاد یک رابطه مناسب جدید بین زمان و کارگران بود. در آن زمان مردم مجبور شدند، استفاده از ساعت های زمان دار یاد بگیرند. آموزش و پرورش به همان اندازه ( یا بیشتر ) در مورد آماده سازی دانش آموزان برای تبدیل شدن به کارگران خوب کارخانه تلاش می کرد.

در سال ۱۹۱۱ تیلور اصول مدیریت علمی را منتشر کرد و تئوری مدیریت خود را براساس تجزیه و تحلیل و تلفیق جریان های کاری ارائه داد. هدف اصلی تیلوریسم ، بهبود بهره وری کارکنان است. به طور کلی نظریه تیلوریسم یعنی پیدا کردن بهترین راه برای انجام کار در زمان کمتر است و مدیران پس از آن کارگران را برای انجام کار به طور مناسب آموزش می دادند.
کرات سینگل در مهارت های مدیریت زمان

crutsinger در سال ۱۹۹۴ در کتاب خود ، مدیریت زمان موثر را به عنوان یک فرایند تعریف کرد و عوامل آن را به ترتیب این چنین برشمرد:

تعیین اهداف
اولویت بندی این اهداف
تصمیم گیری در مورد زمان اختصاص دادن به وظایف خاص
تنظیمات برنامه را تغییر دادن
بازبینی اهداف و اولویت ها به طور منظم
مشاهده نتایج
اساسی ترین مهارت مدیریت زمان، توانایی استفاده از وقت خود به نحوی است که اهداف شما را تامین می کند. مدیریت زمان یک مهارت مستقل نیست. شما نمی توانید زمان را مدیریت کنید، شما فقط می توانید مدیریت کنید که چگونه از زمان خود استفاده کنید که منظور همان هدف گذاری موثر است.

هدف گذاری موثر از مخفف کلمه انگلیسی SMART بهره می گیرد. بنابراین وجود هر طرح یا برنامه ای از بی برنامگی به مراتب بهتر است.
از آنجایی که درمحیط کسب و کار در هر ثانیه با چالش و رقابت مواجه خواهیم شد , روش های سنتی ، طول عمر کوتاهتری پیدا می کنند و کسانی که با تغییرات پیش نروند عقب خواهند ماند. یکی از مهمترین و بارزترین موانع موفقیت در این بازار ، عدم مدیریت زمان است. به خاطر این شرایط غیر قابل کنترل، باید با زمان کار کنیم. و هر چه درک بهتری از زمان داشته باشیم و بدانیم ما با زمان کار می کنیم و نه در مقابل آن، بهتر می توانیم مدیریت کارها را در دست بگیریم.
مدیریت زمان یا Time Management،‌ بانک اطلاعات موبایل اصناف یکی از دغدغه های جدایی ناپذیر در تجارت و کسب و کار بوده و پارامتری مهم در اجرایی شدن برنامه های کسب و کار است .مدیریت زمان یک هدف نیست بلکه ابزاری است که به کمک استراتژی های آن می توان نیل به هدف را بسیار آسان تر نمود .
قبل از اینکه به فکر مدیریت زمان و حل کردن مشکل کمبود زمان خود باشیم، باید ببینیم که چرا دچار کمبود زمان شده‌ایم. هر کدام ازما به یک دلایل دچار کمبود زمان می شویم :

ضعف اولویت بندی
کمبود زمان ممکن است به دلیل مشکل در اولویت بندی کارها و فعالیت‌ها باشد. اولویت‌بندی، مهارتی است که شاید به چشم نیاید اما بسیار دشوار و چالش برانگیز است .
ضعف در تفویض اختیار
کمبود زمان ممکن است ناشی از واگذار نکردن کارها به دیگران باشد. ما بسیاری از مواقع کارها را به شکل نامطلوبی به دیگران واگذار می‌کنیم که در نهایت زحمت خودمان دوچندان می‌شود .
ایده آل گرایی
ایده آل گرایی نیز می‌تواند یکی دیگر از دلایلی باشد که ما را نهایتاً به سمت کمبود زمان سوق می دهد. ایده آل گراها، کسانی هستند که برای هیچ کاری،‌ استاندارد 70 درصد به بالارا را نمی‌پذیرند. آنها استاندارد ۱۰۰ از ۱۰۰ را می‌خواهند. به همین دلیل هر کاری توسط آنها، بیش از زمان معمول طول می‌کشد. نامه‌ای که می‌تواند در پنج دقیقه نوشته شود، پنج بار مرور و ویرایش می‌شود و پس از سی دقیقه آماده می شود!

طبیعی است در صورت ایجاد هر یک از شرایط بالا ما با کمبود زمان مواجه خواهیم شد و نمی توانیم کارها را به علت کمبود وقت با همان سطحی از استاندارد که مد نظرمان است انجام دهیم.

مسیر و هدف گذاری اشتباه
گاهی اوقات، مسیر کار ما و یا هدف ما نادرست است و به جای اینکه مسیر کار و یا هدفمان را درست کنیم، به صورت موردی مشکلات را حل می‌کنیم.
کندی و به تعویق انداختن
کندی و به تعویق انداختن هم می تواند دلیل دیگری بر کمبود زمان باشد.از قدیم گفته اند کار امروز به فردا مفکن
هنر نه گفتن
دلیل دیگر در کمبود زمان خجالت و یا اجتناب از گفتن ( نه ) می باشد . قطعا اگر از جمله کسانی هستید که تن به هر درخواستی در حیطه کاری داده و تمام کارها را بدون در نظر گرفتن زمان می پذیرید شما نیز مهارت مدیریت زمان را نخواهید داشت .

امروزه مراکز تماس با به کار گیری تعداد زیادی کارمند، وظیفه پاسخ دهی به تماس‌های مورد نیاز شرکت‌ها را بر عهده می‌گیرند. تماس‌های دریافتی یک شرکت ممکن است در طول روز به چندین هزار تماس نیز برسد. این تماس‌ها لازم است که توسط افراد حرفه ای جواب داده شود و اپراتور یا همان کارشناس مرکز تماس بتواند به خوبی از عهده مدیریت مکالمه با مشتری برآید. در غیر اینصورت نه تنها بازدهی خوبی نخواهد داشت بلکه تاثیر سوئی را بر مشتریان باقی خواهد گذارد.
مهمترین اصل در مدیریت تماس بانک اطلاعات اصناف و مشاغل مشتریان توسط کارشناسان داشتن رفتار تلفنی خوب و مناسب است. رفتار تلفنی شامل مهارت‌هایی در افراد است که بتوانند با استفاده از آنها باعث شوند مشتری تماس تلفنی را قطع نماید. دانستن قوانین و آداب مکالمه تلفنی صحیح مهمترین راه دست یابی به رضایت مشتریان است.
رضایت مشتریان تقریبا 70 درصد تعاملات یک مرکز تماس را در بر می‌گیرد. در نتیجه استفاده از افراد مناسب و خوش برخورد به خصوص در مکالمه تلفنی در مراکز تماس از الزامات می‌باشد. لازم است مدیران مرکز تماس در استخدام کارمندان مرکز تماس نهایت دقت را به خرج دهند و وقتی را برای آموزش آنها اختصاص دهند. بسیاری از مهارت‌های مدیریت تماس اکتسابی است در نتیجه آموزش افراد مستعد نیز می‌تواند یکی از مهمترین راه‌های به کار گرفتن کارمندان مرکز تماس باشد.
نحوه پاسخ دادن اپراتور به تلفن

هر مرکز تماس با توجه به نوع سرویس و خدماتی که ارائه می‌کند پاسخ دهی متفاوتی به تماس‌های دریافتی یا تماس‌های خروجی خواهد داشت اما به طور کل آدابی در این تماس‌ها وجود دارد که می‌تواند رضایت مشتری را ضمانت نماید حتی اگر خدمات مورد نظرش را دریافته نکرده باشد در اینجا به شرح برخی از آداب صحبت کردن در تماس‌های تلفنی با مشتری می‌پردازیم.
شروع تماس

ثانیه‌های اول مکالمه یکی از تاثیرگذارترین زمان‌ها در جذب مشتری خواهد بود و به گونه ای که می‌تواند کل تماس را تحت الشعاع خود قرار دهد. پس استفاده از کلمات درست و تن صدای مناسب در هنگام شروع مکالمه به عنوان شاه کلید ارتباط موفق باید رعایت شود. کارمند مرکز تماس لازم است در همان ابتدای تماس تلفنی حس مثبتی را به مخاطب خود انتقال دهد تا بتواند پیام شرکت خود را به شیوه ای درست به مخاطب اعلام نماید.علاوه بر آن چند نکته کلیدی در شروع مکالمه وجود دارد مانند: برداشتن تلفن بعد از سه زنگ، سلام کردن به مخاطب، معرفی خود یا شرکت ارائه کننده خدمات و استفاده از کلمه بفرمایید. توجه داشته باشید که سلام و معرفی زیاد نباید طول بکشد، از اعلام جزییات خوداری نمایید.
روند مکالمه

پس از این مرحله مخاطب به بیان مشکل خود می‌پردازد، با دقت به گفته‌های مشتری گوش دهید و از پریدن به میان حرف او خودداری نمایید. پس از مشخص شدن مشکل شما با مخاطب قرار دادن مشتری به رفع مشکل او بپردازید. توجه نمایید که مشتریان با چه عباراتی خود را معرفی می‌نمایند و از آنها در مخاطب قرار دادنشان استفاده نمایید. چند نمونه معرفی: من خانم رحیمی هستم یا من دکتر رحیمی هستم یا مهندس رحیمی هستم یا استاد رحیمی، این عباراتی که مخاطبین شما در ابتدای اسم خود به کار می‌برند نشان می‌دهد اسامیشان چقدر برایشان مهم است در نتیجه از عبارات خانم یا آقا (از کلمه جناب هم به جای آقای می‌توان استفاده کرد)، آقا یا خانم دکتر، آقا یا خانم مهندس و … استفاده نمایید تا تاثیر بیشتری بر روی مخاطب بگذارید.
پایان دادن به تماس
پیگیری نکردن تماس‌های ناموفقی که فاقد پیام هستند

چنانچه کسی با شما تماس گرفت و شما به هر دلیلی به آن پاسخ ندادید و او هیچ پیامی برای شما نگذاشت، از پیگیری آن تماس و یا تماس گرفتن با آن فرد خودداری کنید. چراکه اگر آن فرد کار ضروری و مهمی با شما داشت به‌ طور حتم برای شما پیام می‌گذاشت.
در دست گرفتن مدیریت مکالمات تلفنی تان

اگر کسی با شما تماس تلفنی گرفت و خواست که با شما صحبت کند در ابتدای مکالمه خود با آن فرد به‌طور شفاف مشخص ساخته که چقدر از وقت ‌تان را می‌توانید صرف صحبت کردن با او کنید. در این حالت او نیز سعی می کند تا صحبت ‌هایش را خلاصه و مفید بیان کند. پس از آنکه اصل مطلب گفته شد نیز خیلی مودبانه و محترمانه پایان مکالمه تلفنی را با آن فرد اعلام کرده تا صحبت ‌هایتان به حاشیه و طرح مطالب بی ‌ارزش کشیده نشود. در حین گفت‌ وگوهای تلفنی فراموش نکنید که وقت طلاست و نباید آن را بیش از حد برای مکالمات کم ‌ارزش و حاشیه ‌ای صرف کرد.
به روز کردن فهرست تماس‌ های سریع خود به صورت دوره‌ ای

اگر شما می ‌خواهید تماس ‌های تلفنی‌تان با دیگران را در کوتاه ‌ترین زمان ممکن انجام داده لازم است که یک فهرست آماده از شماره ‌هایی که بیشتر با آنها تماس می‌گیرید و با یک اشاره در اختیارتان قرار می‌گیرند داشته باشید. بنابراین لازم است این فهرست را به ‌طور دوره‌ای به ‌روزرسانی کنید.
از دیگران درخواست کنید به جای زنگ زدن برای شما پیام بگذارند

تا آنجایی که می ‌توانید از دیگران بخواهید تا تماس ‌های تلفنی ‌شان با شما را به صورت پیام گذاشتن بر روی پیام‌گیر تلفن‌تان انجام دهند، نه اینکه به‌طور مستقیم با شما صحبت کنند. شما با این کار به‌گونه ‌ای عمل می‌کنید که اختیار وقت ‌تان را در دست خودتان نگه داشته اید، نه دیگران..

خیلی از شرکت‌ها روی گنجی از بانک موبایل اصناف و مشتریان نشسته‌اند، اما با آنها هیچ‌کاری انجام نمی‌دهند! جالب است نه؟ گنجی داشته باشی و آن را به حال خودش رها کنی! این داده‌ها می‌توانند بینش شرکت را تغییر دهند. بینشی که می‌تواند موجب افزایش وفاداری مشتری شود، سود پنهان شرکت را آشکار کند و هزینه‌های جذب و نگهداری مشتری را کاهش دهد. آیا شما هم انبوهی از داده دارید که از آن استفاده‌ نمی‌کنید؟‌ دوست دارید بدانید از داده‌های بی‌استفاده‌‌تان چگونه می‌توانید استفاده کنید؟‌
اصولا یک شرکت با داده‌های زیادی سروکار دارد. اکثر این داده‌ها از رفتار مشتریان بدست می‌آید و تنوع و حجم آن نیز تا حد زیادی به مقیاس کسب‌وکار وابسته است. اطلاعات کلی مشتریان (سن، جنسیت، تحصیلات، محل زندگی و …)، دفعات خرید، میزان خرید، داده‌های شکایت‌ها و تماس با امور مشتریان همه از این قبیل داده‌ها هستند. معمولا همه‌ی شرکت‌ها انبوهی از این داده‌ها را ثبت و ضبط می‌کنند اما در اختیار داشتن این داده‌ها به تنهایی هیچ کمکی به هیچ کسب‌وکاری نخواهد کرد. هنر اصلی این است که به کمک تحلیل این داده‌ها که به آن داده‌کاوی یا دیتا ماینینگ (Data Mining)‌ می گویند؛ الگوهای رفتاری مشتریان را پیدا کرد. در حقیقت این داده‌ها حکم یک معدن طلا را دارند که باید از طریق داده‌کاوی به طلای آن دست پیدا کرد. در ادامه با چند نمونه از کاربردهای دیتا ماینینگ یا داده‌ کاوی در بازاریابی آشنا می‌شویم.

۱. تجزیه‌وتحلیل سبد خرید

گاهی به تجزیه‌وتحلیل سبد خرید، «تحلیل وابستگی» نیز گفته می‌شود. این نوع تحلیل به خریدهای مشتری توجه می‌کند و در بهبود نحوه چیدمان اجناس در مغازه به فروشنده‌ها کمک می‌کند یا به فروشگاه‌های اینترنتی مثل آمازون کمک می‌کند تا بتوانند بخش «کالاهای مشابه» را بهتر برنامه‌نویسی کنند. «سبد» عنوان عامیانه‌ای از همان چیزی است که خریداران موقع خرید دردست می‌گیرند.

پایه‌و‌اساس این نوع داده کاوی (Data Mining) این است که از روی خرید گذشته‌ی مشتری، می‌توان رفتار آتی او را پیش‌بینی کرد. این «رفتار» شامل خرید یا ترجیحات مشتری است. فقط مغازه‌های دم‌دستی مثل بقالی‌ها نیستند که می‌توانند از این تحلیل استفاده کنند. درادامه به چند مثال اشاره می‌کنیم که نشان می‌دهد چگونه از تحلیل سبد خرید می‌توان در صنایع متفاوت استفاده کرد:
این مورد به‌خصوص برای کسب‌و‌کارهای آنلاین اهمیت دارد. به‌طور کلی متخصصان این حوزه از بررسی داده‌های کارت اعتباری به کلاهبرداری‌های احتمالی پی می‌برند، اما به‌جز آن، می‌توان این داده‌ها را بررسی کرد تا واریانس محدودیت‌های اعتبار، شرایط، نرخ بهره و حتی بدهی‌ها را درآورد.
ارزیابی الگوی استفاده از تلفن

برای مثال، با این تحلیل می‌توانید تمام مشتریانی را که از همه‌ی طرح‌های جدید تلفن‌ همراه استقبال می‌کنند، پیدا کنید. بعد تحلیل کنید که شخصیت این دسته به‌گونه‌ای است که نیاز دارند زودبه‌زود چیزهای جدیدی را امتحان کنند. از برآیند این تحلیل‌ها ممکن است تصمیم بگیرید طرح انگیزشی دیگری برای آنها فعال کنید تا همچنان مشتاق به استفاده از اپراتور شما بمانند.

۲. پیش‌بینی فروش

این تحلیل به این مورد توجه می‌کند که مشتریان چه موقع خرید کرده‌اند و سعی می‌کند پیش‌بینی کند احتمالا دوباره کِی خرید خواهند کرد؟ از این تحلیل می‌توانید برای تعیین استراتژی موجودی انبار یا یافتن محصولات مکمل برای فروش استفاده کنید. این تحلیل تعداد مشتریان شما را در بازار مشخص می‌کند و پیش‌بینی می‌کند که چه تعدادی از آنها خرید خواهند کرد. مثلا فرض کنید در خیابان انقلاب آشپزخانه‌ای دارید. در ادامه سؤالاتی ذکر می‌شود که خوب است از خودتان بپرسید:

چه تعداد از افراد، خانوار‌ها یا کسب‌و‌کارهایی که در یک کیلومتری شما هستند ممکن است به شما سفارش غذا دهند؟
چه تعداد رقیب در این یک کیلومتر وجود دارد؟
چه تعداد فرد، خانوار‌ یا کسب‌و‌کار در ۵ کیلومتری شما حضور دارند؟
چه تعداد رقیب در این ۵ کیلومتر وجود دارد؟

نکته: وقتی زمان پیش بینی فروش فرا می‌رسد، ۳ جریان نقدینگی متفاوت را درنظر بگیرید: واقع‌بینانه، خوش‌بینانه و بدبینانه. در این حالت می‌دانید در بدترین حالت به چه میزان سرمایه احتیاج دارید تا بتوانید شرایط را تاب بیاورید.
۳. بازاریابی پایگاه داده
با بررسی الگوی خرید مشتری و مشاهده‌ی خصوصیات جمعیت‌شناختی و روان‌شناختی مشتریان، می‌توانید پروفایل بسازید و محصولاتی خلق کنید که خودشان خودشان را بفروشند! قطعا هر بازاریابی برای اینکه پایگاه داده‌ی ارزشمندی داشته باشد باید به تکمیل داده‌ها ادامه دهد. شما داده‌های خودتان را ازطریق اطلاعات فروش، نظرسنجی‌ها، ایمیل‌ها و پرسشنامه‌ها تکمیل و بعد مشتریان را براساس این دانش هدف‌بندی می‌کنید.

نکته: فرآیند داده کاوی یا دیتا ماینینگ از جمع‌آوری اطلاعات اصناف شروع می‌شود. مثلا اگر صاحب یک آشپزخانه هستید، پایگاه داده‌ی شما شامل موارد زیر می‌شود:

سوابق خریدی که ازطریق تخفیفی که در سایت x داده‌اید به‌دست آمده است (مثلا ۵٪ تخفیف خرید یا تخفیف‌های مرحله‌ای).
مسابقاتی که برگزار کرده‌اید تا اطلاعات بیشتری درباره‌ی محل سکونت مشتریان‌تان به‌دست آورید.
خبرنامه‌های الکترونیکی که می‌فرستید تا مشتریان را از تازه‌های هر هفته باخبر کنید و در کنار آن برای‌شان نظرسنجی می‌فرستید تا از آنها اطلاعات بیشتری دریافت کنید و بتوانید درباره‌ی محصولات و روش‌های افزایش جدید برنامه‌ریزی کنید.
اکانت توئیترتان که مکانی‌ است برای شنیدن نظرات مثبت و منفی مخاطبان‌تان.

وقتی این داده‌ها را جمع‌آوری کردید، دنبال فرصت‌ بگردید. مثلا بهترین روزها برای اجرای روش‌های افزایش فروش ازطریق تخفیف کدام‌اند؟ از خودتان بپرسید مشتریان محلی شما چه کسانی هستند و چطور می‌توانید این مشتریان را به «طرفداران» برند خود تبدیل کنید؟

کسب و کار

به یک واحد سازمانی که استراتژی مشخص و مدیری مسئولیت‌پذیر درزمینهٔ فروش و سودآوری دارد (یا باید داشته باشد) گفته می‌شود. یک سازمان واحدهای کسب‌وکار متعددی می‌تواند داشته باشد که به‌صورت افقی یا عمودی با یکدیگر ارتباط دارند.
برای مثال، HP کسب‌وکاری است که باید جهت‌گیری‌های استراتژیک خود را برای مقدار زیادی محصول که در آن فعالیت می‌کند تعیین کند. و هر بازار محصولی، عموماً استراتژی کسب‌وکار خود را دارد.

برای مثال، فورد کسب‌وکارهای خود را بر اساس مناطق جغرافیایی نظیر انگلستان و چین، بر اساس خود شرکت فورد و بر اساس مدیریت برندها و زیر برندها تعریف کرده است.
درواقع کسب‌وکاری چندگانه در بیشتر موارد به استراتژی‌های کسب‌وکار چندلایه نیاز دارند. برای فورد حداقل ۵ لایه لازم است. اولین لایه برای سطح مدل است مثل فراری‌ها. دومین لایه، استراتژی بازار محصولاتی نظیر فورد در ایالات‌متحده، فورد شاسی‌بلند و ماشین‌های فورد در انگلستان خواهد بود. سومین استراتژی را می‌تواند برای یک اجتماع جغرافیایی همچون کامیون‌های فورد در سرتاسر جهان در نظر گرفت. چهارمین لایه به بزرگ‌ترین محصولات فورد مانند اتومبیل‌های فورد در دنیا اختصاص دارد و آخرین لایه متعلق به فورد به‌ عنوان‌ یک بنگاه مادر خواهد بود. هر یک از این استراتژی‌ها با افزایش گستره هرچه بیشتر جنبه عمومی پیدا خواهند کرد.

میل نزدیکی به جامعه مشتریان، توسعه کسب‌وکار در مناطق مختلف و بازارهای جهانی موجب ایجاد کسب‌وکارهای استراتژیک می‌شود ولی نباید اجازه داد تا تعدد کسب‌وکارها از تأثیر استراتژی‌ها بکاهد و آن‌ها را تبدیل به برنامه‌های فاقد صرفه اقتصادی نماید. نتیجه نهایی، فشار زیاد برای جمع‌کردن کسب‌وکارها درون نهادهای بزرگ‌تر است.

با جمع‌کردن کسب‌وکارها می‌توان از استراتژی‌های بازارهای مشابه، بهره گرفت و هم‌افزایی ایجاد نمود.

کسب وکارهایی که برای توجیه یک استراتژی کوچک هستند لازم است با یکدیگر ترکیب‌شده تا ساختار مدیریت آن‌ها قابل حمایت گردد. البته این کسب‌وکارها برای حفظ صرفه اقتصادی می‌توانند از عوامل اجرایی نظیر نیروی فروش و یا بعضی امکانات بدون ادغام با یکدیگر بهره‌مند شوند.

کسب‌وکارهایی که استراتژی کسب‌وکار و بانک اطلاعات مشاغل کشور را دارند کاندیدای خوبی برای ترکیب و ادغام، اشتراک دانش و هم‌افزایی بین واحدهای کسب‌وکار هستند. با این کار به کاهش هزینه‌ها کمک کرده و سرمایه ارزشمندی ایجاد می‌کنید.
اولین مفهوم استراتژیک که به آن پرداخته‌ایم ارزش آفرینی است. معمولاً در سرفصل‌های آموزش مدیریت، آن‌چنان که شایسته است، به بحث ارزش و اهمیت ارزش آفرینی توجه نمی‌شود و این موضوع، میان درس‌های مختلف سرگردان است.

گاهی اوقات، ارزش را به عنوان یکی از مفاهیم مدیریت استراتژیک آموزش می‌دهند. گاهی هم، آن را زیرمجموعه‌ای از درس مدیریت بازاریابی در نظر می‌گیرند.

اخیراً که کارآفرینی و فعالیت‌های استارت‌آپ‌ها هم رواج بیشتری پیدا کرده، ارزش و ارزش آفرینی به زیرمجموعه‌ای از بحث مدل کسب و کار تبدیل شده است.

ما برای این‌که به این سردرگمی شناخته‌شده در دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی گرفتار نشویم، بر خلاف عرف رایج در تعیین سرفصل‌های آموزش مدیریت، ارزش آفرینی را به یک مجموعه درس مستقل تبدیل کرده‌ایم و در نخستین گام برنامه آموزشی خود قرار داده‌ایم، تا پس از آن، در درس‌های دیگر به سادگی به این مفهوم ارجاع دهیم.
استراتژی در نهایت باید شاخص‌های کلیدی عملکرد را بهبود ببخشد. از جمله‌ی این شاخص‌ها، می‌توان به شاخص‌های مالی (مثلاً میزان فروش و سود کسب و کار) و شاخص‌های رضایت مشتری اشاره کرد (که دوام و بقاء کسب و کار را تضمین می‌کند).

اگر کسی بگوید یک استراتژیست حرفه‌ای است و در رأس هر کسب و کاری که قرار می‌گیرد، آن را ورشکست کرده یا مشتریانش را ناراضی کند، بعید است شما حرف او را بپذیرید.

اما دقیقاً چه شاخص‌هایی را باید تعریف کنیم و چگونه بر آن‌ها نظارت داشته باشیم؟ در برنامه ریزی خود، سطح هدف هر شاخص را چگونه تعریف کنیم؟ اگر به هدف نرسیدیم چه باید بکنیم؟

مثلاً آیا همه چیز را می‌توان در شاخص سود خلاصه کرد؟ آیا این باعث نمی‌شود که با اقدام‌های کوته‌نظرانه، سود کسب و کار را در کوتاه‌مدت و میان‌مدت افزایش دهیم و در بلندمدت، کل کارمان را نابود کنیم؟

تعریف شاخص، پایش شاخص‌ها و اصلاح و کنترل آن‌ها، موضوع بسیار مهمی است که تا بر آن مسلط نباشیم، استراتژی برایمان چیزی جز «حرف‌های بی‌خاصیت زیبا و خوب» نخواهد بود.

ضمناً ماجرا به همین‌جا تمام نمی‌شود. بعد از تدوین استراتژی و برنامه ریزی استراتژیک، به مرحله‌ی اجرای استراتژی می‌رسید و چگونه باید مطمئن شوید که در اجرا موفق بوده‌اید؟ این‌جا هم بحث کنترل استراتژیک مطرح می‌شود.

با این مقدمه باید به نتیجه رسیده باشید که بدون درک عمیق کنترل و مفاهیم مرتبط با آن، نمی‌توانید ادعا کنید که در استراتژی توانمند هستید.
تفکر استراتژیک

کلمه‌ی استراتژی برای بسیاری از مدیران، برنامه ریزی استراتژیک را تداعی می‌کند: جلسه‌هایی رسمی مکرر با حضور مدیران ارشد که در آن‌ها انبوهی از نمودارها بررسی شده و صورت‌جلسه‌های فراوان تنظیم می‌شود. در نهایت هم، سندی در چند ده‌ یا چندصد برگ تنظیم و صحافی شده و در اختیار مدیران قرار می‌گیرد (و احتمالاً بخش‌هایی از آن به شکل رسمی منتشر می‌شود).

اما بخش مهمی از استراتژی، تفکر استراتژیک است. تفکر استراتژیک شکلی از فکر کردن است که دغدغه‌ی آن، مسائل و موضوعات و اهداف و شاخص‌های کلیدی است.

کسی که تفکر استراتژیک دارد، می‌داند که از بین ده‌ها سوالی که امروز روی میز او وجود دارد، دو یا سه یا چهار سوال است که سرنوشتش را تغییر خواهد داد.

هم‌چنین از بین تمام فرصت‌هایی که پیش روی اوست، فقط می‌توان به چند مورد محدود پرداخت.

به طور کلی، تفکر استراتژیک بر محدودیت منابع تأکید دارد و این‌که ما پیوسته با انتخاب کردن روبرو هستیم. چاره‌ای نداریم جز این‌که منابع خود را به بخشی از مسائل و مشکلات و دغدغه‌ها و اولویت‌ها اختصاص دهیم و طبیعتاً مسائل و مشکلات و دغدغه‌های دیگری را کنار بگذاریم.

ممکن است یک فرد یا یک سازمان، هرگز به سراغ برنامه ریزی استراتژیک و فرایندهای رسمی مدیریت استراتژیک نرود، اما نمی‌تواند از زیر بار تفکر استراتژیک شانه خالی کند.

یکی از مهم ترین عوامل تاثیرگذار بر تصمیم مشتری به خرید یا عدم خرید، قیمت یک محصول است؛
لذا خرید بانک اطلاعات مشاغل و اصناف عامل بسیار مهمی در رشد کسب و کار شما دارد.
ارائه محصولات بهتر نسبت به سایر رقبا و استفاده از گام‌های صحیح در انتخاب استراتژی برای رسیدن به موقعیت مطلوب در مقابل رقبا، جزء اصول مهم برای رسیدن به سودآوری در مدل کسب و کار می‌باشد؛ بنابراین یک بنگاه باید قادر به قیمت‌گذاری محصولاتش به گونه‌ای باشد که بتواند درآمدهایی متناسب با ارزش ارائه شده به مشتری بدست آورد و به این ترتیب موقعیتش را نسبت به مشتریان، کالاهای مکمل، رقبا و تازه واردین بالقوه حفظ نماید.. قیمت‌گذاری مهم‌ترین جزء از مدل کسب و کار می‌باشد و تصمیمات در مورد آن تأثیر زیادی بر روی سودآوری بنگاه به همراه دارد. در ادامه با “ناب آفرینی” همراه باشید تا 12 روش قیمت گذاری را به شما معرفی کنید تا تشخیص دهید کدام روش قیمت گذاری برای شما مناسب تر است.
ارائه محصولات بهتر نسبت به سایر رقبا و استفاده از گام‌های صحیح در انتخاب استراتژی برای رسیدن به موقعیت مطلوب در مقابل رقبا، جزء اصول مهم برای رسیدن به سودآوری در مدل کسب‌وکار می‌باشد. بنابراین یک بنگاه باید قادر به قیمت‌گذاری محصولاتش به‌گونه‌ای باشد که بتواند درآمدهایی متناسب باارزش ارائه‌شده به مشتری به دست آورد و به‌این‌ترتیب موقعیتش را نسبت به مشتریان، کالاهای مکمل، رقبا و تازه واردین بالقوه حفظ نماید. قیمت‌گذاری مهم‌ترین جزء از مدل کسب‌وکار می‌باشد و تصمیمات در مورد آن تأثیر زیادی بر روی سودآوری بنگاه به همراه دارد. قیمت‌گذاری موفق با پاسخ‌گویی به برخی از سؤالات مهم، معین می‌شود.
کارشناسان باسابقه فروش معتقدند بهترین قیمت برای کالا؛ قیمتی است که خریدار به راحتی آن را قبول کند و برای خرید آن جذب شود و در عین حال سود دهی مناسبی هم برای فروشندگان و تولید گنندگان محصول به همراه داشته باشد. در واقع بهترین قیمت در یک شرایط « برد- برد» برای فروشندگان و مشتری ها حاصل می شود.

دراین بین شرکت های تولید محصولات به خوبی می دانند که اگر در قیمت گذاری کالاها توجهی ویژه نداشته باشند این موضوع می تواند تبعات بسیار زیادی برای آن ها به دنبال داشته باشد و باعث شود بازار را خیلی راحت به رقبای خود واگذار کنند. اما سوال اصلی این است که مهم ترین روش ها و استراتژی هایی که تولید کنندگان و فروشندگان کالاها در کشورهای مختلف برای فروش محصولات استفاده می کنند چیست؟ و در حال حاضر رایج ترین روش های تعیین و قیمت گذاری روی کالاها و محصولات کدام ها است؟

قیمت فروشنده: کارخانه های سازنده در دنیا برای فروشندگان خود ( بیشتر فروشندگان خرد) قیمت فروشنده تعیین می کنند تا از جنگ قیمت ها در بازار جلوگیری کنند یا در نمایندگی های خود قیمت های مشخصی برای محصولات تعیین می کنند که سود مناسبی هم برای فروشنده داشته باشد. در این بین برخی از کارخانه ها و تولید کنندگان هم برای محصولات خود حداقل قیمتی مشخص را در نظر می گیرند و قیمت گذاری نهایی را به فروشندگان واگذار می کنند ولی در نهایت باز هم قیمت پیشنهادی دارند که در صنف خود آن را مطرح می کنند. البته به اعتقاد کارشناسان روش قیمت گذاری از قبل از سوی کارخانه ها برای فروشنگان این ایراد را دارد که ممکن است در برابر رقبا خیلی ابتکار عمل نداشته باشند.

قیمت گذاری مزایده ای: این روش با چکش حراج و مزایده شناخته می شود و فروشنده با انتشار آگهی و اطلاع رسانی خبر از فروش محصولی را می دهند و سپس با تعیین زمانی مشخص و دریافت پیشنهادهای مشتری ها اقدام به برگزاری مزایده و فروش محصول می کنند.

قیمت گذاری رقابتی: بهترین روش قیمت گذاری در جهان از سوی کارشناسان روش رقابتی است. در جهان کنونی مشتریان گزینه های بسیاری برای خرید پیش روی خود دارند و همیشه می خواهند کالای مورد نظر خود را با بهترین قیمت خریداری کنند. خرده فروشان می دانند داشتن قیمت رقابتی به همراه سرویس دهی مناسب به مشتریان سبب می شود که آنها در بین رقبا یک سر گردن بالاتر بایستند بنابراین تلاش می کنند تا از روش قیمت گذاری رقابتی استفاده کنند.

استراتژی قیمت گذاری زیر قیمت رقابتی: در این روش قیمت گذاری فروشندگان و تولید کنندگان پایین ترین قیمت در بین رقبا و بازار را برای فروش کالاهای خود در نظر می گیرند و یا با در نظر گرفتن مشوق ها و خمات پس از فروش به جذب مشتری برای محصولات خود می پردازند. در این روش اعتقاد بر این است که فروش بالا از نظر حجم و یا تعداد با سود کم در نهایت سود بیشتری را حاصل می کند تا فروش کم با سود زیاد. البته در این روش قیمت گذاری باید در مرحله اول قیمت ها خیلی دقیق محاسبه شود که پایین آوردن قیمت به معنی زیان نباشد و در ثانی از نظر تبلیغی و بازار یابی باید قدم های مهمی برای جذب مشتری بیشتر برداشته شود و اطلاع رسانی صورت گیرد.

قیمت گذاری بالای قیمت رقابتی: این روش قیمت گذاری برای طبقه ای خاص یا مشتریانی خاص و منحصر به فرد یا در محلی مخصوص ممکن و کارآمد است و معمولا از سوی شرکت های برند مورد استفاده قرار می گیرد، برای مثال در بازار کامپیوتر، لپ تاب و گوشی همراه می توان به محصولات اپل اشاره کرد که قیمت بالاتری نسبت به رقبای خود دارد ولی نگران این گرانی محصولات درمقایسه با شرکت های دیگر برای جذب مشتری های خاص خود که حاضر هستند برای خرید محصولات جدید اپل در صف های طولانی بایستند، نیستند.

روش قیمت گذاری روانی: دراین روش قیمت ها به گونه ای تعیین می شوند که خریدار از نظر روانی احساس کند قیمت مناسبی برای کالا یا خدمات مورد نظر خود می پردازد. به همین دلیل معمولا در این روش فروشندگان و تولید کننگان با اعداد یا خدمات بازی می کنند. به اعتقاد کارشناسان علم روانشناسی استفاده از اعداد 5 و 9 در انتهای قیمت ها تاثیر بسیاری از نظر روانی دارد زیرا ذهن مشتری ها ناخدآگاه تمایل به روند کردن اعداد به سمت پایین تر دارد. در این روش کارشناسان به تولید کنندگان و فروشندگان توصیه می کنند که قیمت محصولات خود را با 5 یا 9 تمام کنند. مثلا 999 تومان یا 1995 تومان و… به اعتقاد کارشناسان این اعداد ناخدآگاه تاثیر روی مشتری می گذارد. علاوه بر استفاده از این اعداد به اعتقاد کارشناسان خبره راه اندازی فروشگاه هایی با تعیین قیمتی ثابتی برای فروش تمام محصولات هم می تواند اقدام روانی مناسب دیگری برای جذب رقابت باشد. درچند سال گذشته به خصوص از بعد از شروع بحران اقتصاد جهانی در کشورهای مختلف فروشگاه های بسیاری از این دست ایجا شده اند. این فروشگاه ها معمولا تمام کالاهایی خود را به قیمت های 1 دلار و یا 5 دلار به فروش می رسانند.