بانک اطلاعات اصناف و مشاغل ایران بانک اطلاعات اصناف و مشاغل ایران-لیست اصناف و مشاغل کشور
تماس

تکنیک های بازاریابی و فروش

دنیای امروز دنیای، دنیای تحولات سریع و گسترده در تمام ابعاد است. حال و هوای امروز تجارت نشان از جهانی شدن آن دارد فرایندی که منجر به حضور و رقابت تنگاتنگ ظرفیت های مختلف تجاری شده است. آنچه به یقین می توان گفت این است که چنانچه کشوری به هر علت نتواند به این موج شتابان فراگیر بپیوندد در آینده ای نه چندان دور، در صحنه ی رقابت های بین المللی به حاشیه رانده می شود و بسیاری از فرصت های کسب و کار را به سود دیگران از دست می دهد. در این شرایط همپای تجارت ،بانک موبایل اصناف کشور عرصه ی فروشندگی نیز به عنوان زیر مجموعه ی تجارت چه به صورت کلی یا جزئی دستخوش تغییر است. هر فروشنده ای باید تصمیم بگیرد که در ارتباط با این تغییر کجا قرار بگیرد. از گذشته تا حال فروشندگان قلابی در کمین هستند تا با فریب و کلاهبرداری مشتریان را وادار به خرید محصول یا خدمات کنند و چنین به نظر می رسید که وظیفه ی یک فروشنده این است که آنقدر باهوش و زیرک و سمج باشد که مردم را وادار به آنچه نمی خواهند بخرند ،کنند. (فروشنده ی یک دقیقه ای اسپنسر جانسون) بازار پر رقابت امروزی کمپانی ها را بر آن داشته است که با موضوع فروش بطور جدی برخورد کنند

۱۲ سوال برای انتخاب مدیر فروش مناسب

به‌طورمعمول هنگامی‌که یکی از اعضای سازمان به پست مدیریت انتخاب می‌گردد، تمامی رازهای دستیابی به موفقیت خویش را به افرادی که به او مستقیماً گزارش می‌دهند، در خصوص مهارت‌ها و عوامل مؤثر برافزایش دریافتی‌های خویش در سمت قبلی، آموزش می‌دهد.احتمالاً مدیریت فروش باید یکی از ترفیعات شغلی‌ای باشد که کاملاً با سایر نقش‌هایی که افراد حاضر در فرایند فروش ایفا می‌نمایند، متفاوت است. زیرا توانایی و مهارت‌های خاصی نیاز دارد. البته باید توجه داشت، فردی که رهبری تیم فروش منصوب می‌گردد، در غالب موارد از فروشنده خود درآمدی کمتر کسب می‌نمایند (البته اگر همه‌چیز منصفانه برنامه‌ریزی‌شده باشد).یک فروشنده موفق لزوماً یک مدیر فروش موفق نخواهد بود و برعکس. مدیران فروش به دنبال شناسایی فروشندگانی برای پست مدیریت فروش هستند، شاید با طرح ۱۲ سوال زیر، به فرد شایسته برای پست مدیریت فروش دست‌یابید: چگونه با تجزیه‌وتحلیل داده‌ها کنار می‌آیید؟ فروشندگان تنها به یک عدد اهمیت می‌دهند: پورسانت فروش. البته تعداد مشتریان و نرخ موفقیت نیز بسیار مناسب است.ملاحظه نمایید که تمام شاخص‌هایی که دغدغه …… ادامه »

برای موفقیت بلندمدت مشتریان را گزینش کنید

جیم آدکینسون، حسابدار شرکتی در اورلاندو است که برای کار کردن با مشتریان خود قواعد خاصی دارد و آنها را غربال می‌کند. اگر یک مشتری عادت داشته باشد دائما به توصیه‌های او توجه نکند یا سر و کله زدن با او کسل‌کننده باشد، او را برای همیشه کنار می‌گذارد.جلوگیری از فروش می‌تواند برای صاحبان کسب‌وکار مثل خودکشی باشد؛ به ویژه وقتی کسب‌وکارشان تازه است یا با کمبود بودجه مواجه می‌شوند. اما کارآفرینان کهنه‌کار می‌گویند گزینش افراد یا شرایطی که با آن کار می‌کنید، قدم مهمی در ایجاد یک کسب‌وکار موفق است و البته این قدم بسیار پیچیده است. مکس آلاک، مدیر شرکت امنیت دیجیتالی مافازو (Mafazo) هنوز به ۱۰۰ هزار دلاری که در همین رابطه از دست داد فکر می‌کند. وقتی شرکت او تنها ۳ ساله بود، یک مشتری قرارداد خوبی به او پیشنهاد داد. اما وقتی در مورد این مشتری تحقیق کرد، متوجه مشکلات بدیهی در فرآیندهای قانونی کار او شد. آلاک می‌گوید «از دست دادن یک قرارداد بزرگ، آن هم در زمانی که در فاز رشد بودیم، تاثیر عمیقی بر کسب‌وکارمان داشت.» اما او هیچ وقت بابت این اتفاق تاسف نخورده است، چرا که اعتقاد دارد کل کسب‌وکار …… ادامه »

وقتی مشتری هواخواه شماست

شرکت چینی فناوری شیائومی به واسطه فرآیندهای توسعه محصول خود توانسته است زمینه مشارکت مشتریانش را در رسانه‌های اجتماعی و باشگاه‌های هواداران فراهم آورد. این شرکت چینی مستقر در پکن توانسته است در کمتر از ۶ سال به یکی از سازندگان گوشی‌های تلفن همراه هوشمند پیشرو جهان تبدیل شود. از عوامل کلیدی چنین موفقیتی می‌توان به فروش ارزان تولیدات در چین در مقایسه با رقبایی نظیر اپل و البته فروش از طریق تجارت الکترونیک (دیجیتال) به‌منظور پایین نگه داشتن هزینه‌ها اشاره کرد. اما شیائومی همواره سیاستی بیش از کاهش هزینه‌ها را دنبال کرده است، این شرکت توانسته است به واسطه نوآوری‌های کاربر محور و باز، حس افتخار و اشتیاق مصرف‌کننده را تقویت کند و از انرژی کاربران مشتاق و شناخته شده خود در بخش نرم‌افزاری و سخت‌افزاری بیشترین بهره‌برداری را به عمل آورد. برای نمونه واسط کاربری مبتنی بر سیستم‌عامل اندروید شیائومی (MIUI) وارد یک فرآیند توسعه سریع شده است. این شرکت در آگوست ۲۰۱۰ اولین نسخه MIUI را به‌صورت آنلاین عرضه کرد و با ایجاد انجمنی آنلاین اقدام به برقراری ارتباط با گروهی از کاربران علاقه‌مند به حوزه فناوری کرد. در …… ادامه »

 

۱- قرارگرفتن پشت تلفن

یکی از متدوال ترین تکنیک هایی که من خودم هم از آن استفاده می کنم در ابتدای فرآیند فروش است و زمانی که شما می خواهید از مشتری قرار ملاقات بگیرید و مشتری مقاومت می کند. معمولا یکی از سه حالت زیر اتفاق می افتد که شما می توانید با استفاده از عبارت جلوی آن، قرار ملاقات را بگیرید:

قیمت: معمولا از شما قیمت را می پرسند. در این حالت در جواب مشتری بگویید: اگر برای شما مناسب نباشد، رایگان است

توضیح بدهید: در جواب این عبارت بگویید: خیلی دوست دارم بهتون توضیح بدهم ولی بعضی چیزها هست که باید به شما نشان بدهم (تایید رو نشان دادن داشته باشید)

ایمیل کن: به مشتری بگویید: خیلی دوست دارم که براتون ایمیل کنم ولی می دونید که چقدر ایمیل ها بد است؟

در اتمام هر یک از این جملات بگویید: تنها چیزی که از شما می خوام ۱۰ دقیقه وقت است و بعد شما می توانید قضاوت کنید و بلافاصله پیشنهاد زمان جلسه را به صورت دو گزینه ای بدهید.
Approach Close -2

در انتهای جلسه اول معمولا استفاده کنید و زمانیکه حس می کنید مشتری مردد هست با پرسیدن این سوال مشتری را به یک گام جلوتر هل دهید: به نظر شما چرا افراد از این محصول استفاده می کنند؟
Hot Button Close -3

همواره به خاطر داشته باشید که ۹۰ درصد دلیل خرید بر اساس ۱۰ درصد خصوصیات است. بنابراین شما باید بر اصول سوال پرسیدن ماهر شوید و با سوال های دقیق، نیاز مشتری را شناسایی و با محصول تطبیق دهید. این باعث می شود که شما بتوانید سوار ماجرا شوید.
Trail Close -4

وقتی در حال ارائه هستید، هرازگاهی برگردید و بپرسید که آیا این چیزی است شما دنبال آن باشید؟ در واقع باعث می شوید که مشتری هواسش را جمع کند و همچنین اگر مشتری تمایلی نشان نداد بتوانید سریع از روی موضوع عبور کنید و به مورد بعدی بپردازید. اگر مشتری علاقه نشان داد، دیگه از فک زدن خودداری کنید و روی همون موضوع زوم کنید.
Power of suggestion close -5

یکی از تکنیک های خیلی خوب در ارائه این است که طوری از محصول صحبت کنید که انگار مشتری آن را دارد. در واقع با این کار تصویری ایجاد می کنید که مشتری انگار آن را دارد.
Ascending Close -6

یکی از بهترین موارد زمانیکه مشتری اعتراض می کند و می توان از آن استفاده کردن، سه سوال بپرسید که مشتری جواب شما را با بله بدهد و در نهایت سوال چهارم را از دوباره درباره موضوع مورد اعتراض مشتری بپرسید، به طور ناخودآگاه مشتری به شما بله می گوید. در استفاده از این تکنیک خیلی احتیاط به خرج دهید و اگر طرف مقابل یک نفر بود استفاده کنید و گرنه چالش بزرگتری برای خودتان ایجاد می کنید.
Price Close -7

یکی از مواردی که احتمالا زیاد با آن برخورد کنید، سوال درباره قیمت است. یادتان باشد که مردم همواره درباره قیمت اعتراض می کنند، مهم نیست چقدر باشد!!! و البته به خاطر داشته باشید که قیمت تاثیر چندانی در بستن قرارداد ندارد. بنابراین اگر با سوالی درباره قیمت روبرو شدید، این سوال را بپرسید: آیا قیمت تنها نگرانی شماست؟ بزارید درباره آن بعدا بحث خواهیم کرد.
Sudden death Close -8

بعد از جواب دادن به هر اعتراض از تکنیک سکوت استفاده کنید. چون شما سوالی مطرح کرده اید و مشتری باید موافقت خود را با شما اعلام کند. هواستان باشد که شما نباید سکوت را بشکنید و مشتری باید این کار را بکند. در تکنیک های مذاکره می گن هر کی سکوت را بشکند، بازنده است. من هنوز در این زمینه تجربه زیادی کسب نکردم ولی اینو متوجه شدم که وقتی مشتری موافقت می کند با شما و جلسه ادامه می یابد، جو جلسه خیلی بهتر میشه و مشتری با دقت خیال راحت بیشتری گوش می دهد.

موضوعات: مقالات

شرکت و کسب و کار شما نیاز به مشتری دارد و برای رسیدگی به آنها، باید نیازشان را برطرف نمایید. کاربران اینترنتی معمولا به دنبال پاسخ سریع برای سوال‌هایشان می‌گردند و شما باید برای جلب رضایت‌شان، این کار را به نحو احسنت انجام دهید. اما انجام این کار بدون داشتن منابع معتبر و متخصص در این زمینه، امکان‌پذیر نیست. حال آنکه دسترسی به بانک اطلاعات اصناف کشور با هزینه همراه خواهد بود پس به این ترتیب، کنترل هزینه‌ها باید هدف اول شما در انجام کارها و پیشبرد اهداف باشد.
متأسفانه در حال حاضر، تبلیغات با هزینه بالا می‌تواند یک راه حل موقت برای این کار به حساب آید. در نهایت، شما می‌توانید روشهایی در بازاریابی برای کاهش هزینه‌های خود انجام دهید و از این طریق، مشتریان خود را راضی نگه دارید.
هدف کاری خود را مشخص کنید

طراحی کسب و کار و تولید یک محصول رقابتی، قدم اول این راه است. اما بعد از تولید، باید بتوانید برای این محصول شگفت‌انگیز به صورت مناسب و کاربردی بازاریابی کنید.
شما باید بتوانید هدف این محصول را مشخص کنید تا آن را به صورتی کاملا مناسب به مشتریان معرفی نمایید. سپس باید به طرز دیوانه‌واری به سوی آن هدف حرکت کنید. به این ترتیب، مشتریان شما به این محصول جذب شده و آن را خریداری خواهند کرد.
نیازهای مشتریان خود را بسنجید

محصولات متفاوت، مشتریان متفاوت خود را داراست. افراد جوان و مشتریان کم سن و سال، ترجیح می‌دهند که بیشتر از طریق شبکه‌های اجتماعی با برند شما در تعامل باشند. آنها علاقه‌مند هستند تا شما را لایک و فالو نمایند. پیغام‌های شخصی یا دایرکت را باید به سرعت جواب دهید. اگر می‌خواهید که به افراد جوان و کم سن و سال سرویس دهید و با پیغام‌های دایرکت آشنا نیستید، مطمئنا کار سختی را پیش رو دارید.

افراد با‌تجربه و مسن‌تر، ترجیح می‌دهند تا در مورد کسب و کار شما بیشتر مطالعه و اطلاعات بیشتری کسب کنند. آنها تمایل دارند تا از طریق گوگل در مورد شما جستجو و نظرات و انتقادات افراد دیگر را در مورد محصولات شما مرور کنند. سپس به مطالعه مشخصات کسب و کار شما می‌پردازند. آنها معمولا به فروشگاه‌ها سر می‌زنند و در مورد محصولات به پرسش و پاسخ می‌پردازند و اغلب انتظار شنیدن پاسخ‌های قانع‌کننده را دارند.
شما باید سعی کنید تا با مشتریان خود رفتار خوب، درخور شخصیت و مناسب سن و سال آنها داشته باشید تا از این طریق، بتوانید آنها را جذب کنید.
تولید محتویات و مشخصات رقابتی

محتوای مطالب تولیدی شما باید جذاب و تأثیرگذار باشد. یک شخص نویسنده با سابقه در این زمینه می‌تواند کمک شایان و قابل توجهی به شما کند. هیچکس مایل به خواندن متون خسته‌کننده و بدون هیچگونه خلاقیت و جذابیت را ندارد.
برای بهتر متوجه شدن در مورد موضوعات جذاب برای افراد دیگر، می‌توانید از سرویس‌های SEO استفاده کنید. اطلاعاتی که از این سیستم به دست می‌آید، می‌تواند هدف خوبی برای شما به حساب آید و در نوشتن مطالب آینده، کمک بسیار خوبی به شما کند. به این ترتیب می‌توانید خواننده‌ها، کاربران و همچنین موتورهای جستجو را بیش از پیش تحت تأثیر قرار دهید.
با افراد تأثیرگذار در ارتباط باشید

بهترین راه برای جذب افراد جدید، در ارتباط بودن با انسان‌های تأثیرگذار در زمینه کاری خود است. اگر کسی استعداد خاصی در زمینه شغلی شما دارد، بهتر است تا با او در تعامل بوده و سعی کنید او را جذب کنید. سعی نکنید یک چرخ را مجدد اختراع کنید. بلکه با افرادی که در مورد آن به بحث و گفت‌و‌گو می‌پردازند، در ارتباط باشید تا اطلاعات و اخبار جدیدی را در این زمینه به دست آورید. نگه داشتن نام برند بر سر زبان، می‌تواند به کسب و کار شما رونق فوق‌العاده‌ای ببخشد.
1- چگونه از به تعویق انداختن کارها جلوگیری کنیم؟

بهترین راه این است که برنامه ریزی صحیحی انجام دهید، کارهایتان را اولویت بندی کنید و اولین فروش تلفنی تان را سریعاً انجام دهید. وقتی روز کاری تان آغاز می شود، سعی کنید در اولین فرصت کار مهمی انجام دهید این کار باعث می شود در طول روز بازدهی بالاتری داشته باشید.
2- تماس تلفنی ناتمام

زمانی که برای فروش تلفنی آماده نیستید و اطلاعات لازم را در اختیار ندارید، معمولاً فروش تلفنی تان را ناتمام می گذارید و این باعث می شود که زمانتان را از دست بدهید. زمانی که در حال صحبت با مشتری هستید متوجه می شوید که در آن لحظه نمی توانید فروش را تکمیل کنید و آن را به تماس بعدی موکول می کنید، تماسی که اغلب اوقات هیچ وقت دوباره تکرار نمی شود!
در مقاله ” تاکتیک های موثر در بازاریابی تلفنی “به بازاریابی تلفنی و مهارت های لازم برای نیل به موفقیت در مذاکرات تلفنی پرداخته شده است.

3- نداشتن دانش درباره محصول

نداشتن اطلاعات درمورد محصول می تواند تمام تلاش های شما را هدر دهد و باعث شود فروشتان را ازدست بدهید. ولی نکته اینجاست که می توانید با اختصاص زمان و مطالعه این مشکل را حل کنید.چگونگی آمادگی و کسب اطلاعات در مورد محصول، فروشندگان حرفه ای را از دیگران متمایز می کند. آنها به دقت تمام جزئیات مربوط به کالا یا خدماتشان را شناسایی می کنند. آموخته هایشان را مرور می کنند و از نکات مهم یادداشت برداری می کنند. امکان ندارد که مشتریان از فروشندگان حرفه ای سوالی بپرسند که نتوانند به طور کامل پاسخ دهند.

4- قرار ملاقات های تایید نشده

گاهی اوقات بعضی از فروشندگان برای ملاقات با مشتری مسافت زیادی را طی می کنند و وقتی به محل ملاقات می رسند متوجه می شوند که مشتری در دفترش نیست، قرار ملاقات دارد و یا حتی به هر دلیلی نمی توانند با او صحبت کنند! در این صورت وقت باارزش زیادی را از دست داده اند و حتی ممکن است نیمی از روز را هم در مسیر رفت و آمد طی کرده باشند. اینجاست که باید همیشه قرارهای کاری تان را چک کنید تا باعث اتلاف وقتتان نشود.

موضوعات: مقالات

شاید می‌توان گفت که تقریبا از هر راهی می‌توان فروش یک کسب و کار را افزایش داد، چه راه‌های درست و چه راه‌های نادرست. اما چیزی که مهم است این است که روش انتخاب شده برای افزایش فروش اولا در زمان کمی به شما نتیجه بدهد و در عین حال مقرون به صرفه و منطقی باشد. هدف ما هم از نوشتن این مقاله معرفی چنین راهکارهایی برای افزایش فروش است.
حتما یک وبسایت درست کنید!

احساس می‌کنم خودتان هم حدس می‌زدید که یکی از راهکارهای افزایش فروش ایجاد وبسایت باشد. خب حالا چرا؟ به نظر شما درست کردن وبسایت چگونه می‌تواند فروش شما را افزایش بدهد؟

فرض کنید که شما یک بوتیک لباس فروشی دارید و اوضاع کسب و کارتان هم بد نیست. آیا به نظرتان ایجاد یک وبسایت برای این بوتیک می‌تواند فروش شما را بیشتر کند؟ شک نکنید! شما اگر کسب و کار خودتان را به دنیای دیجیتال منتقل کنید قطعا بیشتر دیده خواهید شد و فضایی که برای تبلیغات و فروش دارید چندین برابر خواهد شد. حالا این چه سودی برای شما می‌تواند داشته باشد؟ طبیعتا هزینه‌های شما برای تبلیغات را خیلی ناچیز می‌کند.
راه های افزایش فروش خرده فروشی موضوع این نوشتار است. بی تردید هدف هر کسب و کاری جذب مشتری است و این امر هم صورت نمی‌پذیرد به جز از طریق بازاریابی. خرده‌فروشان موفق انسان‌های چندان متفاوتی نیستند بلکه آنها تنها نکاتی را آموخته‌اند که به پول درآوردن یاری می‌رساند.
. خود را بشناسید

داشتن کسب و کار بسیار فراتر از داشتن شغلی برای خود است. وظایف اساسی شما بازاریابی، سر و سامان دادن امور مالی و مسئولیت کارکنان هستند. بسیار بعید است که یک فرد از همه خصوصیات مورد نیاز برخوردار باشد، به همین خاطر برای به دست آوردن بهترین نتیجه، باید بدانید که خودتان در کدام بخش‌ها تبحر دارید و برای دیگر بخش‌ها از دیگران کمک بخواهید.
۲. بینش

بسیاری از کسب و کارها توسط افرادی اداره می شوند که تلاش زیادی برای موفقیت می‌کنند و انگیزه بالایی دارند اما با این حال از تمام اطلاعات مورد نیاز برخوردار نیستند. این اطلاعات شامل ایده‌های روشن در مورد سهم بازار، بازار هدف، خدمات مشتریان، انتخاب محصول و بازاریابی است و همچنین شیوه‌های قیمت‌گذاری را نیز دربر می‌گیرد. اگر می‌خواهید در کسب و کارتان موفق شوید باید نسبت به همه این امور بینش و اطلاعات کافی داشته باشید.
. شناخت صنعت

اگر در مورد صنعتی که محصولات آن را به فروش می‌رسانید، اطلاعات بیشتری داشته باشید، آنگاه از رقبای خود در موقعیت بهتری قرار خواهید گرفت. داشتن اطلاعات در مورد شیوه‌های تولید، توزیع، تولید کنندگان بزرگ، وضعیت واردات و صادرات، و همچنین دورنمای صنعت باعث می‌شود در تصمیمات خود بر بنگاه، هوشمندانه تر عمل کنید. بسیاری از فروشندگان گمان می‌کنند که این اطلاعات ارتباط چندانی با آنها ندارند، اینها همان افرادی هستند که پس از مدتی شغل خود را تغییر می‌دهند.
۴. شناخت مشتری

برای فروش موفق باید کالایی را به مشتری ارائه دهید که او می‌خواهد و برای اطلاع از خواست مشتری باید او را بشناسید. به همین خاطر توجه به نیازها و خواسته‌های مشتری باید در اولویت قرار گیرند. سعی کنید به کسب و کارتان از دید یک مشتری بنگرید و آنچه برای او جذاب است را انجام دهید. فراموش نکنید که مشتری است که تصمیم می‌گیرد آیا کسب و کار شما موفق شود یا خیر؟
۵. سوابق مالی

اگر نمی‌دانید که پول شما کجا می‌رود، پس به زودی همه آن را از دست خواهید داد. باید انضباط مالی داشته باشید که با نگاه کردن به آن بتوانید پی ببرید که چه درآمدهایی و چگونه حاصل شده‌اند و هزینه‌ها نیز به چه صورت بوده‌اند. انضباط مالی منظم نیازمند وقت ودقت بسیاری است اما بدون آن نیز کار پیش نمی‌رود. در واقع انضباط مالی مانند ابزار یک هواپیما می‌ماند که ارتفاع، جهت و سرعت شما را نشان می‌دهند. بدون آنها شما می‌توانید پرواز کنید اما هیچ ایده‌ای در این مورد نخواهید داشت که به کجا می‌روید.
۶. مدیریت نقدینگی

مهم نیست که مغازه شما چقدر بی‌نظیر و شگفت‌انگیز باشد، چرا که باز هم بدون نقدینگی شانس برای موفقیت نخواهد داشت. پولی که وارد کسب و کار شما می‌شود یکی از اجزای حیاتی سلامت مالی آن خواهد بود. اگر بودجه‌بندی هوشمندانه‌ای دارید و جریان درآمد و هزینه را به خوبی کنترل می‌کنید، لازم نیست که نگران جریان نقدینگی باشید.
۷. تصمیم‌گیری

به عنوان صاحب یک مغازه، شما مدیریت آن را نیز برعهده دارید و بنابراین باید توان تصمیم‌گیری داشته باشید. مدیریت منابع، انتخاب شیوه خدمت‌رسانی به مشتریان، فروش‌های فوق‌العاده و ساعات کاری از جمله مواردی هستند که شما باید در مورد آنها تصمیم بگیرید. به خاطر داشته باشید که هر تصمیم شما می‌تواند به موفقیت یا عدم موفقیت کسب و کار منتهی شود.
۸. انصاف

شیوه رفتار با کارکنان می‌تواند سرنوشت کسب و کار شما را تعیین کند. سعی کنید با آنها منصف باشید و به آنها اجازه پیشرفت بدهید. به همان اندازه که ارزش دارند به آنها دستمزد بدهید. اگر فروشنده شما حس کند که ارزش کارش را درک کرده‌اید، انگیزه بیشتری برای بهتر کار کردن خواهد داشت. با کارکنان خود به درستی رفتار کنید و آنها نیز در به موفقیت رسیدن کسب و کارتان به شما یاری خواهند رساند.
۹. تصویر

مشتریان برای اینکه از شما خرید کنند یا خیر به تصویری که خود ارائه می‌دهید، توجه می‌کنند. نام کسب و کار، صفحه اینترنتی آن، بیلبوردهای تبلیغاتی شما، همه و همه در شکل‌گیری تصویر مشتری از شما تاثیر دارند. وب‌سایتی که مدت‌هاست به‌روز نشده، از رغبت مشتری برای مراجعه به شما می‌کاهد.

 

10 – از روش “ایجاد محدودیت” استفاده کنید. مثلاً اگر می خواهید کالا یا خدماتی را با تخفیف ارائه دهید یا برای یک کلاس آموزشی ثبت نام کنید تصریح کنید که مثلاً فقط تا پایان روز دوشنبه می توانید از این فرصت استفاده کنید یا فقط 20 عدد از این گوشی ها با این قیمت عرضه خواهد شد و … .
تجربه ثابت کرده است که وقتی مشتریان احساس کنند که ممکن است فرصتی از دست شان برود، تمایل شان برای خرید بیشتر خواهد بود.

11 – بکوشید مدت توقف مشتری در فروشگاه تان را افزایش دهید. این توصیه به ویژه برای فروشگاه های بزرگ بسیار حائز اهمیت است. نورپردازی مناسب، پخش موسیقی ملایم در فضا، تعبیه جاهایی نرم و راحت برای نشستن و استراحت مشتریان، پراکندن رایحه ای نرم در محیط و … روش های متعارفی برای افزایش مدت حضور مشتری در فروشگاه هستند. حتی فروشگاه های و مراکز تجاری بزرگ، ساعت دیواری نیز در محیط نصب نمی کنند و به فضای بیرون پنجره نمی گذارند تا مشتریان متوجه گذر زمان نشوند.

12 – مشتری را غافلگیر و شاد کنید. مثلاً می توانید گاهی بدون هیچ مقدمه ای به مشتری تخفیف دهید و او را از این تخفیف ناگهانی خوشحال کنید یا هدیه ای به او بدهید و حس قدرشناسی اش را برانگیزید. بکوشید “حس خوب مشتری” با برند شما تلفیق شود.

13 – وقتی مشتری لیست خریدش را به شما اعلام کرد، می توانید در تکمیل آن، پیشنهاداتی به او داشته باشید. مثلاً اگر کت و شلواری خریده، می توانید پیراهنی که ست آن است را به مشتری پیشنهاد کنید یا به مشتری رستوران بعد از سفارش غذا بگویید که سالاد خوبی هم دارید یا زیتون پروده جدیدتان ارزش امتحان کردن را دارد.

14 – بانک اطلاعات مشتریان داشته باشید. به مشتریانی که قبلاً خرید داشتند و الان نه، تماس بگیرید و جویای حال شان شوید و از ایشان بپرسید که چه مشکلی وجود دارد که دیگر سراغ شما نمی آیند؛ ممکن است نقدی داشته باشند که کسب و کارتان را نجات دهد. استفاده از نرم افزارهای CRM می تواند روابط شما با مشتریان تان را بهبود بخشد و فروش تان را بالا ببرد.

موضوعات: مقالات

بازاریابی تلفنی نوعی از بازاریابی مستقیم است که فروشنده از تلفن استفاده میکند تا با مشتریان ارتباط برقرار کرده و او را ترغیب به خرید کند.
حدود ۸۷ درصد اطلاعاتی که هر فرد از پیرامون خود دریافت میکنداز طریق چشم و حس بینایی است. ۹ درصد از طریق صدا و حس شنوایی و ۴ درصد بقیه از طریق حس بویایی و لامسه و سایر احساس است.یعنی برای جلب توجه مشتری در فروش تلفنی عملاً به ۹۱ درصد از حواس او دسترسی نداریم.

در ارتباطات کلامی ۳ عامل اساسی دخیل هستند:
حرکات ما هنگام سخن گفتن ، کلماتی که استفاده میکنیم و آهنگ و لحن صدا.
تحقیقات نشان داده که حرکات ۵۵ درصد ، کلمات ۷ درصد و آهنگ صدا ۳۸ درصد در ارتباط کلامی مؤثر هستند.
در بازاریابی تلفنی تنها ۴۵ درصد از سه عامل بالا را در اختیار داریم به همین دلیل بازاریابی تلفنی کار چندان آسانی نیست.
پس باید در مکالمه آهنگ صدای خوبی داشته باشند و مشتری را جلب کنید. برای تمرین خوب صحبت کردن توصیه می‌شود صدا خود را هنگام صحبت با مشتری ضبط کنید و سپس مجدداً گوش دهید. البته من کسی را سراغ ندارم که از صدای خودش خوشش بیاید  .ولی با گوش دادن به صحبت‌های خود،ایرادات خود را خواهید شناخت و آن‌ها را رفع خواهید کرد. دقت کنید کارفرماها افراد خوش صحبت و برونگرا رابرای بازاریابی استخدام خواهند کرد،بنابراین در جلسات مصاحبه استخدامی ساکت نباشید و چهره ای اجتماعی از خود نشان دهید.
خیلی از فروشنده ها تلفن را مثل لنگری سنگین می بینند که هنگام تماس با یک مشتری بالقوه باید به سختی آن را بالا بکشند. تلفن بعضی از آنها آنقدر بی استفاده مانده که تار عنکبوت بسته است و بعضی دیگر هم فکر می کنند اگر به گوشی دست بزنند، دچار برق گرفتگی می شوند. همه ی آنها از این می ترسند که مشتری تلفن را به رویشان قطع کند.به نظر می رسد افراد خیلی کمی آنقدر شجاع باشند که خود را در این شرایط قرار دهند. این افراد به خاطر کسب چنین تجربیات دردناک اما زودگذری توانسته اند منافع پایداری را کسب نمایند.

با داشتن نگرش مثبت و توجه کافی به اتفاقات، هر تلفنی که به روی شما قطع می شود با تجربه ای آموزنده همراه خواهد بود. می آموزید که چه بگویید و کِی زنگ بزنید. شما با هر پاسخ منفی باید تحلیلی سریع از وضعیت داشته باشید تا از این تجربه سود ببرید. به جای اینکه بگذارید نگرشتان آسیب ببیند، باید با خود بگویید «خب، این روش جواب نداد، روش بهتر برای برقراری ارتباط چیست؟»
با یک سلام خشک و خالی، یک نفس بدون اینکه به طرف مقابل اجازه ی صحبت بدهید، وارد بحث ارائه ی تلفنی خود نشوید. نحوه ی سلام کردن شما بر رسمیت بخشیدن به کارتان تاثیر می گذارد. به جای اینکه مثل بقیه تنها به گفتن سلام اکتفا کنید، در ابتدای مکالمه، با اشاره به نام فرد مقابل، خود را متفاوت و حرفه ای نشان بدهید. برای مثال بگویید «صبح بخیر، آقای اسمیت» یا «عصر بخیر، خانوم جونز».
خود و شرکت تان را معرفی کنید

«من سالی اسمیت از شرکت اِی بی سی هستم. ما یک شرکت محلی هستیم که تخصص مان این است به کسب وکارهایی مثل شما کمک کنیم پول کمتری خرج کنید.» خیلی به جزئیات نپردازید و به محصول خود اشاره نکنید. چون با این کار به طرف مقابل اجازه می دهید که بگوید «ما از چیزی که داریم راضی هستیم، به هر حال ممنون.» و تلفن را قطع کند. شما با ارائه ی یک معرفی کلی و اشاره به یکی از منافع استفاده از محصول تان، حس کنجکاوی مشتری را تحریک می کنید و او را بیشتر روی خط نگه می دارید.

قدردانی خود را نشان دهید

همیشه از مشتری بالقوه ی خود به خاطر زمانی که از یک روز کاری پرمشغله به شما اختصاص داده است تشکر کنید، به شکلی به او بفهمانید که با این گفتگوی تلفنی وقتش تلف نخواهد شد. بگویید «می خواهم از اینکه پاسخگوی تماس من بودید تشکر کنم. این تماس بسیار کوتاه خواهد بود و بعد می توانید به برنامه های خود برسید.» نگویید که فقط یک لحظه از وقت شان را خواهید گرفت چون این احساس به شنونده تلقین می شود که شما کاملا وقت شان را خواهید گرفت و دلشان می خواد شما را از سر باز کنند.
هدف تماس خود را بیان کنید

بهترین کار این است که هدف تان را با طرح یک پرسش بیان کنید:«اگر ما بتوانیم روشی برای بهبود کیفیت محصول شما با هزینه ای پایین تر نشان دهیم، آیا مایل هستید راجع به آن بیشتر بدانید؟» به احتمال فراوان پاسخ پرسش شما بله است. در اینجا، این فرصت به شما دست خواهد داد تا با مشتری قرار ملاقات بگذارید یا از او اجازه بگیرید که اطلاعات بیشتری را پشت تلفن در اختیارش قرار دهید. در این مرحله شما هنوز در فرایند بازاریابی محصول خود قرار نگرفته اید بلکه در حال عرضه ی چیزی هستید که محصول شما انجام می دهد.

قرار یک ملاقات را بگذارید

از مشتری تاییدیه ی یک ملاقات رو در رو یا ویدئوکنفرانس را بگیرید تا محصول خود را به طور کامل ارائه نمایید. اگر او علاقمند به این ملاقات در اسرع وقت بود، به سرعت شرایط را فراهم آورید.

موضوعات: مقالات

مدیریت مسیر شغلی به این معناست که مطمئن شوید جایگاه شغلی که دارید هم رضایت فعلی‌تان را برآورده می‌کند و هم اهداف بلندمدت‌تان را در برمی‌گیرد. این اتفاقی نیست که فقط یک بار در زندگی بیفتد، بلکه فرایندی است که در تمام طول زندگی‌تان ادامه دارد. بنابراین قبل از اینکه مشکلی پیش بیاید و بعد به فکر راه چاره بیفتید، باید دست به کار شوید. آن وقت بهترین شانس ممکن برای مشخص کردن اهداف و مسیر مناسب را دارید.
یافتن مسیر شغلی به آسانی تطبیق یک شغل به یک نقطه‌ی قوت نیست. گاهی‌ توانایی‌ها و نقاط ‌قوت‌مان با چیزهایی که به ما انگیزه می‌دهند تطابق ندارند. ممکن است درک این موضوع برای افراد دیگر مشکل باشد. به هر حال اگر ما در یک زمینه توانایی داریم، چرا نباید بخواهیم آن کار را به عنوان شغل‌مان انجام دهیم؟ اما فقط این شما هستید که می‌دانید آیا ایفای یک نقش برای‌تان کسل‌‌کننده یا معذب کننده است یا نه. در این راه لنگرهای مسیر شغلیِ شِین (Schein) کمک‌تان می کند تا دلیل کسل کننده بودن نقش‌تان را متوجه شوید. در این لنگرگاه‌های مسیر شغلی، فاکتورهایی مانند اختیارعمل و استقلال، امنیت و ثبات، خلاقیت در کارآفرینی و میزان از خود گذشتگی برای رسیدن به هدف، بررسی می‌شوند.

شک نکنید ارزش‌هایتان نیز می‌تواند با نیروی خارق‌العاده‌ای شما را به سمت بعضی مشاغل و اصناف بکشانند یا از آنها دور کنند. بنابراین به تمام چیزهایی که درباره‌ی خودتان کشف کرده‌اید بادقت و سخت‌گیرانه نگاه کنید و به خودتان اجازه دهید تا در مورد فرصت‌های تازه رویا‌پردازی کنید و بعد از آن اهداف قابل لمس تعیین کنید. برخلاف افرادی که برای سال جدید تصمیماتی می‌گیرند، بدون اینکه هیچ برنامه‌ای برای رسیدن به آنها و امیدی به موفقیت داشته باشند، رفتار و برنامه ریزی کنید. ممکن است برای حرکت به جلو بیش از حد مشتاق باشید، ولی باید با برنامه‌ریزی واقع‌گرایانه، بهترین شانس را به خود برای رسیدن به اهداف‌تان بدهید. برای خودتان ماموریت و چشم انداز تعریف کنید و آنها را همواره در ذهن‌تان داشته باشید، تا همیشه در سختی‌ها و دشواری‌هایی که در طول مسیر با آنها مواجه می‌شوید، بتوانید تمرکز کرده و با انگیزه بمانید.
شما به عنوان یک فرد بزرگسال ممکن است مجبور باشید هفته ای ۴۰ ساعت کار کنید. برای اینکه بتوانید در این ۴۰ ساعت به حداکثر شادی و موفقیت دست پیدا کنید باید مدیریت شغلی داشته باشید. مدیریت شغلی به این معناست که شما برای رسیدن به توانایی ها و مهارت ها و تجربیات مورد نظر در شغل خود برنامه ریزی کرده و برای اجرای این برنامه ها تلاش کنید. در این مسیر بهتر است اهدافتان را با رئیس و یا شریک کاری خود در میان بگذارید این کار می تواند به گسترده تر کردن تجربیات کاریتان کمک نماید. وقتی کارکنان یک سازمان به حرفه خود فکر می کنند قطعاً نباید شغل قبلی و یا فرصت های شغل آتی به ذهنشان خطور کند. آنها باید بتوانند به شغل فعلی خود فکر کنند. هرچقدر که کارکنان با توجه به چارت سازمانی رشد می کنند، فرصت های شغلی کمتری پیش روی آنها قرار می گیرد. اما این کارکنان می دانند که باید از ارزش های خود را در سازمان و شغلی که در آن مشغول به کارند را به دست بیاورند و لذا به کسب مهارت ها و تجربیات بیشتر خود ادامه می دهند. در ادامه راه‌هایی وجود دارند که به شما کمک می‌کنند تا با همکاری رئیس تان، شغل خود را مدیریت کنید:

کار کردن کنار دیگر کارکنان به عنوان دستیار برای یادگیری دیگر مشاغل موجود در سازمان
یادگیری حرکات و فعالیت‌های جانبی شغلتان به منظور گسترش و عمق دادن به تجربیات شغلی
شرکت کردن در کلاس های مختلف به منظور ارتقای سطح دانش
مطالعات جانبی مربوط به شغل و به اشترک گذاری مفاهیم و اصطلاحات علمی و دانش با دیگر همکاران
پیدا کردن یک مربی قابل اعتماد از بخش دیگری از سازمان

۵ نکته برای توسعه شغل

در ادامه به ۵ استراتژی مهم که از سوی تریسی ویلن دانتی رئیس موسسه تحقیقاتی آپولو جهت توسعه شغل مطرح شده است می پردازیم:

آیا پیشرفت مدیریت شغلی می تواند به شما کمک کند تا به موفقیت دست پیدا کنید؟ شواهد و تحقیقات نشان می دهند که افرادی که از همان ابتدا مشخص می کنند که دقیقاً از شغل خود چه می خواهند معمولاً در شغل خود موفق و راضی هستند. این افراد برای خود اهدافی تعیین کرده و جهت دست یابی به این اهداف برنامه ریزی می کنند.
بهترین راه برای مدیریت شغل، داشتن یک جدول زمانی مشخص برای اهداف شغلی است. سعی کنید در این راه از مشاوره شغلی کمک بگیرید. در این حالت شما همیشه یک مربی داخلی دارید که می توانید روی کمک های وی حساب کنید.
برخی از سازمان ها برای مدیریت و توسعه شغلی کارکنان برنامه هایی رسمی تدارک می بینند. این سازمان ها برای کمک به کارکنان خود در مسیر یابی شغلی و پیشرفت و مدیریت شغلشان به صورت رسمی برنامه ریزی می کنند. در سازمانهایی که برنامه ریزی رسمی برای این امر ندارند شما خودتان باید به صورت غیر رسمی این موضوع را پیگیری کنید.
سازمان ها موظفند که طی جلسات مختلفی که در طول سال برگزار می شود کارکنان را نسبت به مسیر شغل خود توجیه کنند. اما در صورتی که این جلسات وجود نداشته باشد سازمان ها موظفند تا در صورت امکان، منابع و بودجه لازم را در اختیار کارکنان خود قرار دهند تا آنها بتوانند مسیر شغلی خود را به درستی پیدا کرده و در جهت پیشرفت شغلی خود گام بردارند.
مسیر های شغلی عبارتند از برنامه های نوشته شده ای که به کارکنان کمک می کنند تا بفهمند برای رسیدن به موفقیت در شغل خود به چه چیز هایی نیاز دارند. بدون برنامه ریزی شما ممکن است احساس کنید بی هدف هستید و برای سنجش میزان پیشرفت شغلی خود هیچ معیاری ندارید.

۵ نکته مهم برای مدیریت حرفه ای شغل

هر کدام از ما سال‌های زیادی از عمر خود را صرف کار کردن می کنیم. کار کردن خوب است اما ما مستحق این هستیم که طوری کار کنیم که شغلمان، ما را به سمت نیل به موفقیت ها سوق دهد. دست یابی به یک موقعیت شغلی خوب هرگز بدون فکر کردن و بدون تلاش اتفاق نمی افتد. این امر نیاز به برنامه ریزی، یادگیری و بازبینی های مکرر دارد. همه باید بدانند که برای داشتن یک شغل خوب و مناسب باید از استراتژی های مناسبی جهت مدیریت شغل استفاده نمایند. دکتر تریسی ۵ استراتژی مهم را مطرح کرده است که می توان از آنها برای مدیریت هر چه بهتر شغل کمک گرفت.

به طور مستقیم با مدیر خود درباره اهداف شغلی تان صحبت کنید و با کمک و مشارکت وی برای دست یابی به این اهداف شغلی برنامه ریزی کنید.
مهارت هایی که در بلند مدت و کوتاه مدت در شغل خود نیاز دارید را مشخص کنید و برای یادگیری آنها برنامه ریزی کنید. به عنوان مثال اگر هدفتان این است که در آینده ای نزدیک سمت معاونت مدیر منابع انسانی را از آن خود کنید باید بدانید که این شغل چه مهارت ها و دانش و تکنولوژی هایی نیاز دارد. سپس برای رسیدن به هر یک از این مهارت ها برنامه ریزی های کوتاه مدت داشته باشید تا بتوانید در آینده به هدف بلند مدت خود دست یابید.
برای افزایش دانش شغلی نیاز دارید تا با همکاران و مدیران خود جلسات حضوری داشته باشید. هدف اصلی از برگزاری جلسات، جمع آوری اطلاعات جهت یادگیری بهتر و اتخاذ تصمیمات حرفه ای تر است. چون اکثر مردم تمایل دارند تا در مورد موفقیت هایشان با دیگران صحبت کنند و دیگران را در جریان چگونگی دست یابی به موفقیت هایشان قرار دهند.
برای انجام پروژه ها و وظایف چالش برانگیز داوطلب شوید. یکی از بهترین روشهای پیشرفت شغلی این است که مشکلات سازمان را شناسایی کرده و برای حل آن ها راه حل ارایه دهید. با این کار نه تنها در سازمان بیشتر دیده می شوید بلکه در مسیر حل مشکلات سازمانی می توانید مهارت های خود را افزایش داده و تجربیات بهتری کسب کنید.

موضوعات: مقالات

بازاریابی با یک تولید کننده شروع می‌شود و به یک مصرف کننده پایان می‌یابد. همان فرآیندی است که توسط آن مشتریان از شرایط محصول باخبر می‌شوند و یا آن را به دست می‌آورند. بازاریابی فراتر از تبلیغات است. هر چند که تبلیغات هم می‌تواند بخشی از این روند باشد. هم‌چنین بازاریابی شامل رسانه‌ای است که از طریق آن یک محصول یا خدمات به همراه تحقیقات به ثمر نشسته درباره چگونگی بسته‌بندی و روش‌های فروش آن باعث تبلیغات می‌گردد. کسب‌وکارها براساس شرایط خود یکی از انواع بازاریابی را انتخاب می‌کنند.
بازاریابی از طریق برندسازی و یا نام تجاری

یکی از رایج‌ترین انواع بازاریابی مربوط به بازاریابی از طریق برندسازی است. محصولات و خدمات ارائه شده نیاز به تمرکز و جایگاهی در بازار هدف دارند. برای این منظور یک نام تجاری و یا همان برند لازم است تا بتوانند این جایگاه را بدست بیاورند، تا تبدیل به یک پروژه‌ی موفق گردند. نام تجاری و یا همان برند یک مورد بازاریابی است که به عنوان پایه‌ای برای آگهی‌ها و تبلیغات آینده عمل می‌کند. نام تجاری کمک می‌کند که محصول یا خدمات ارائه شده جذاب‌تر شده و بیشتر در یاد بمانند. نام‌های تجاری اغلب شامل اسامی متمایز، شعارها و همین‌طور طرح‌های گرافیکی مانند لوگو می‌گردند.
بازاریابی از طریق بانک اطلاعات اصناف و مشاغل کشور

روابط عمومی گونه‌ای از تبلیغات است که توسط بیانیه‌ها، جوایز، کارهای بزرگ و قابل توجه یک شرکت جمع‌آوری می‌شود. روابط عمومی از انواع بازاریابی می‌باشد که به همراه کمپین تبلیغات دوشادوش پیش می‌رود. این هم یکی از روش‌های تبلیغاتی برای برند خاصی می‌باشد که توسط برنامه‌ریزی دقیق و از طریق صدور بیانیه‌های مطبوعاتی و یا انتشارات رسانه‌های خبری و اطلاعاتی مانند رادیو تلویزیون روزنامه انجام می‌پذیرد.
بازاریابی از طریق پخش تبلیغات

تبلیغات از طریق خریدن وقت از رادیو و تلویزیون یکی از شایع‌ترین انواع تبلیغات است. بازاریابی برای مشتریان بالقوه از طریق رادیو بر روی سر و صدا و عباراتی متمرکز می‌شود تا بتواند توجه سمعی مشتری را به محصول مورد نظر جذب کند. اما در عوض بازاریابی تلویزیونی می‌تواند به‌راحتی به مخاطبان برنامه‌های مختلف از طریق جمعیت شناسی ارائه گردد و عموماً شبکه‌هایی مورد هدف این گروه قرار می‌گیرد که از مخاطبین و جمعیت‌شناسی بالایی برخوردار باشند.
بازاریابی خرید و یا بسته‌بندی

بسته‌بندی از مهم‌ترین ویژگی‌های یک محصول از نظر بازاریابی می‌باشد، که اغلب جایگاه محصولات در قفسه‌های فروش فروشگاه‌ها تعیین می‌کند. بسته‌بندی بیش‌تر از اینکه ظرفی باشد که محصول را نگهداری می‌کند، وسیله‌ای است که به شناخت نام تجاری محصول، ایمنی مصرف کننده، تضمین مشتری و فرصت‌های خرده‌فروشی تاثیر بسزایی می‌گذارد. برای بسیاری از شرکت‌های مهم تجاری، بسته‌بندی شامل معرفی، تصویر و تبلیغات می‌باشد.
بازاریابی با حضور آنلاین

یکی از رایج‌ترین انواع بازاریابی که امروزه با استقبال زیادی از سمت کسب‌وکارها مورد استقبال گرفته است، بازاریابی آنلاین می‌باشد. اینترنت و تمام ابزارهای جایگزین آن آخرین مدل و مرز برای بازاریابان است. حضور آنلاین تقریباً یکی از ضروریات قرن بیست و یکم و به عنوان بخشی از هرگونه تلاش بازاریابی به حساب می‌آید. بازاریابی می‌تواند در یک گستره عظیمی از فرمت‌ها، وب‌سایت‌ها و یا شبکه‌های اجتماعی و برنامه‌های کاربردی تلفن همراه انجام شود. همین‌طور می‌تواند برای سفارشی‌سازی و تبلیغات مبتنی بر محتوا و تعامل مخاطبان امکانات زیادی ایجاد کند.
بازاریابی مستقیم

هنگامی که تولیدکنندگان به‌صورت مستقیم با مصرف کنندگان تعامل می‌کنند، در بازاریابی مستقیم شرکت کرده‌اند. منظور از این نوع تعامل این است که هیچ واسطه‌ای به‌عنوان شخص ثالث، مانند خرده فروش و یا عمده فروش در میان نباشد. بازاریابی مستقیم می‌تواند از طریق پست، تلفن و اینترنت انجام شود، زیرا شرکت‌ها، محصولات و خدمات خود را به طور مستقیم به دست مصرف کنندگان خود می‌رسانند و بدین ترتیب فروش می‌کنند.

 

1- بازاریابی رابطه‌ای(affiliate marketing): پرداخت به یک رابط یا آشنا برای هدایت ترافیک/مشتری به وبسایت/کسب‌وکار شما

2- بازاریابی چالاک(agile marketing): استفاده از مجموعه‌ای از روش‌های توسعه در دپارتمان بازاریابی

3- بازاریابی الگوریتمی(algorithmic marketing): استفاده از الگوریتم‌های نرم‌افزاری برای اجرای بازاریابی نیمه‌خودکار

4- بازاریابی غافلگیرانه(ambush marketing): استفاده از فرصت یک رویداد بزرگ بدون صرف هزینه برای حمایت از آن رویداد

5- بازاریابی تحلیلی(analytical marketing): مدل‌ها و روش‌های کمی بازاریابی

6- بازاریابی پیش‌بین(anticipation marketing): شکلی از بازاریابی که پیش از عرضه و معرفی یک محصول شکل می‌گیرد.

7- بازاریابی مقاله‌ای(article marketing): نگارش مقالات (به‌صورت آفلاین یا آنلاین) برای ترویج یک کسب‌وکار

8- بازاریابی صنعتی(B2B marketing): بازاریابی باهدف دیگر کسب‌وکارها

9- بازاریابی مصرفی(B2C marketing): بازاریابی باهدف مصرف‌کنندگان

10- بازاریابی فرد(B2P marketing): بازاریابی باهدف یک فرد خاص از جمعیت مصرف‌کنندگان

11- بازاریابی رفتاری(behavioral marketing): هدف گرفتن پیشنهاد‌ها و تبلیغات بر اساس رفتار کارب

موضوعات: مقالات

امروزه، بیش از هر زمان دیگری، بازاریابی نیازمند یک برنامه هوشمند استراتژیک است. برنامه بازاریابی کلید طلایی موفقیت در تجارت است. شما نیاز دارید تا بانک اطلاعات مشتریان هدف خود را شناسایی نمایید، آنالیز بازاریابی مشتریان خود را انجام داده و نسبت به حس رضایتمندی مشتریان خود اطمینان حاصل نمایید.
طراحی، تعریف و پیاده سازی یک سیستم برای برنامه بازاریابی سازمان دارای مزایا و فوائد متعددی می باشد که در زیر برخی از آن ها شرح داده شده اند:

راهکاری به سوی موفقیت: همه ما می دانیم که برنامه ها هواره دارای نقصی هستند.چه کسی می تواند حدس بزند که در ۱۲ ماه یا پنج سال آینده چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آیا تنظیم و تدوین برنامه بازاریابی کاری بیهوده و هدر دادن زمان بوده و بهتر است این وقت صرف ملاقات با مشتری و بهبود تولید شود؟ بله، اما در صورتی که خیلی کوته فکر باشید. داشتن برنامه ای ناقص از نداشتن برنامه بهتر است. برای اینکه رهبری موفق باشید همیشه بهتر است یک هدف حتی، غیر دقیق، داشته باشید تا اینکه هیچ هدفی نداشته باشید. بالاخره یک مقصد برای رسیدن خواهید داشت. بدون برنامه بازاریابی بی هدف به دور خودتان خواهید چرخید.

ارائه درستورالعمل های عملیاتی: اولین دوچرخه ای که خریدید و یا اولین دستگاه پخش ویدیو که خریدید، به همراه خود برگه دستورالعمل داشتند. شرکت شما خیلی پیچیده تر از این ها است. برنامه بازاریابی راهنمایی مرحله به مرحله به سمت موفقیت شرکت شماست. این برنامه حتی از اظهارنامه چشم انداز هم مهم تر است. برای تدوین یک برنامه بازاریابی خوب می بایست شرکت تان را از بالا تا پایین ارزیابی کرده و مطمئن شوید که همه اجزا به بهترین نحو ممکن کنار هم قرار گرفته اند.
بازاریابی تلفنی یکی از مسیرهایی است که می تواند به صورت صحیح و عملی صورت پذیرد و مدیران را در این راستا کمک نماید . به عنوان مثال استفاده از بازاریابی تلفنی جهت رضایت سنجی مشتریان و یا هماهنگی با مشتریان جهت ارسال و پیگیری های مربوط به محصول و خدمت بسیار موثر می باشد.

استفاده از بازاریابی تلفنی برای برخی محصولات و صنایع کاربرد های بسیار مفیدی دارد که متاسفانه استفاده بی مورد و اشتباه از بازاریابی تلفنی در شرکت ها و صنایع مختلف، باعث دلسردی مدیران و حتی کارشناسان بازاریابی و فروش در این مورد شده است.
بازاریابی تلفنی
مرز بین مزاحمت و بازاریابی تلفنی، این روزها بسیار باریک شده است. در خانه، در محل کار، هنگام رانندگی یا صرف ناهار و شام در رستوران هم از دستشان در امان نیستید. هر آن ممکن است تلفن تان زنگ بخورد و به خرید یک کالای بی ربط یا استفاده از خدمات یک شرکت بی نام و نشان دعوت شوید.
مزایای استفاده از بازاریابی تلفنی:

اصلی‌ترین مزیت استفاده از بازاریابی تلفنی، ترویج و ارتقای کسب‌ و کار شماست. همچنین اجازه می‌دهد تا شما به سرعت سطح علاقه مشتریان را نسبت به محصولات یا خدماتتان بسنجید. علاوه بر آن به شما اجازه می‌دهد تا موارد زیر را پیگیری و انجام دهید:

– ارائه خدمات فروش تعاملی و شخصی بیشتر.

– ایجاد یک رابطه دوستانه فوری با مشتریان خود.

– توضیح و شفافیت بیشتر در مورد مسائل فنی.

– هدایت مشتری و تعیین ملاقات‌ها.

– فروش از راه دور در جهت افزایش قلمرو فروش.

– دستیابی و افزایش مشتریان از طریق تماس‌های تلفنی برای فروش.

– فروش به هر دو. شامل فروش به مشتریان موجود و مشتریان جدید.

– دستیابی به نتایجی که قابل اندازه‌گیری هستند.

معایب بازاریابی تلفنی

به همان اندازه که استفاده از بازاریابی تلفنی می‌تواند بسیار مثبت باشد، به همان اندازه می‌تواند منفی باشد. به‌طور خاص، شما باید موارد زیر را در نظر بگیرید که:

– بازاریابی تلفنی می‌تواند باعث رنجش مشتریان شود، به ویژه هنگام عصر یا ساعات نزدیک به شب.

– بازاریابی تلفنی پتانسیلی دارد که می‌تواند تیم فروش را جایگزین کند و این می‌تواند منجر به احساسات منفی در میان کارکنان شود.

– آموزش کارکنان می‌تواند وقت‌گیر و پرهزینه باشد.

موضوعات: مقالات